میگفت خدایا مرگی بهمون بده
که همه حسرتش رو بخورن🕊
#شهــــــــــادت
#شهید_محمد_بلباسی
#خــادم_الــشـهـیـد
🌴🌴🌴
#سردار_سرلشکر_شهید_مجید_بقایی 🌹
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها 🌱
👇👇
🆔 @farmandemajid 🌱
گفت از حالِ دلت گو ، چه بَرَش میگذرد؟!
گفتم او متروکهای بود ، حسین آبادش کرد . .🥲♥️
#آقایمن
12.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ جلیلی به ظریف
واقعا ظریف مردم ایران رو چی فرض کرده؟ یعنی حافظه ما انقدر ضعیفه؟
#جبهه_فرهنگی_سرلشکر_بقایی
@farmandemajid
.
رفیق ..!
میگم کاش یجوری باشیم که ..
هروقت مهدی عج یادمون افتاد ..
لبخند رو لبای نازش بشینه و بفرماد ؛
" خدا برام نگهش داره "
.
❤️جبهه فرهنگی سرلشکر بقایی ❤️
پاسخ جلیلی به ظریف واقعا ظریف مردم ایران رو چی فرض کرده؟ یعنی حافظه ما انقدر ضعیفه؟ #جبهه_فرهنگی_س
تـا اَبَد هَر چِـه ظَـریف اَسـت
بِه قُربـانِ اَمیـر...❤️
---»»♡🌷♡««--
کانال #جبهه_فرهنگی_سرلشکر_بقایی
#شهید_مجید_بقایی🕊
@farmandemajid
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
https://eitaa.com/joinchat/2782331172C961681c03d
🕊
یابنالحسن..!
کارمازکارگذشتهبهخدامیدانم!!
اینهمهپایگناههایمناَشکنریز💔
اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج
تلنگرانه
🌷
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
✨﷽✨
🌼آیا خداوند برای بندهاش کافی نیست؟
✍️آیت الله شیخ محمدتقی بهلول میفرمودند: ما با کاروان و کجاوه به «گناباد» میرفتیم. وقت نماز شد. مادرم کارواندار را صدا کرد و گفت: کاروان را نگهدار میخواهم اول وقت نماز بخوانم. کارواندار گفت: بیبی! دو ساعت دیگر به فلان روستا میرسیم. آنجا نگه میدارم تا نماز بخوانیم. مادرم گفت: نه! میخواهم اول وقت نماز بخوانم. کارواندار گفت: نه مادر. الان نگه نمیدارم. مادرم گفت: نگهدار. کارواندار گفت: اگر پیاده شوید، شما را میگذارم و میروم. مادرم گفت: بگذار و برو. من و مادرم پیاده شدیم. کاروان حرکت کرد. وقتی کاروان دور شد وحشتی به دل من نشست که چه خواهد شد؟
من هستم و مادرم.دیگر کاروانی نیست. شب دارد فرامیرسد و ممکن است حیوانات حمله کنند. ولی مادرم با خیال راحت با کوزه آبی که داشت، وضو گرفت و نگاهی به آسمان کرد، رو به قبله ایستاد و نمازش را خواند. لحظه به لحظه رُعب و وحشت در دل منِ شش هفت ساله زیادتر میشد. در همین فکر بودم که صدای سُم اسبی را شنیدم. دیدم یک دُرشکه خیلی مجلل پشت سرمان میآید. کنار جاده ایستاد و گفت: بیبی کجا میروی؟ مادرم گفت: گناباد. او گفت: ما هم به گناباد میرویم. بیا سوار شو. یک نفس راحتی کشیدم. گفتم خدایا شکر. مادرم نگاهی کرد و دید یک نفر در قسمت مسافر درشکه نشسته و تکیه داده. به سورچی گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم.
سورچی گفت: خانم! فرماندار گناباد است. بیا بالا. ماندن شما اینجا خطر دارد. کسی نیست شما را ببرد. مادرم گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم! در دلم میگفتم مادر بلند شو برویم. خدا برایمان درشکه فرستاده است. ولی مادرم راحت رو به قبله نشسته بود و تسبیح میگفت! آقای فرماندار رفت کنار سورچی نشست. گفت مادر بیا بالا. اینجا دیگر کسی ننشسته است. مادرم کنار درشکه نشست و من هم کنار او نشستم و رفتیم. در بین راه از کاروان سبقت گرفتیم و زودتر به گناباد رسیدیم. اگر انسان بنده خدا شد و در همه حال خشنودی خدا را در نظر گرفت، بیمه میشود و خداوند تمام امور او را کفایت و کفالت میکند. «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ» (زمر، آیه36) آیا خداوند برای بندهاش کافی نیست؟
#خدا
#نماز اول وقت
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅
---»»♡🌷♡««--
کانال #جبهه_فرهنگی_سرلشکر_بقایی
#شهید_مجید_بقایی🕊
@farmandemajid
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
https://eitaa.com/joinchat/2782331172C961681c03d