پوستر جالب از قدرتنمایی ایران و اخراج آمریکا و متحدانش از منطقه که در شبکههای اجتماعی عربزبان پربازدید شده
👤 فوری نیوز
@farsitweets
تو ضمیر ناخودآگاه گربه ها هر چند دقیقه یه بار یه نفر داد میزنه «مامورا، مامورا!»، وگرنه این یهو دویدن این عزیزان به سمتِ یه مقصد مشخص هیچ دلیل دیگهای نمیتونه داشته باشه.
•یونانی•
@farsitweets
سفرهای دیپلماتیک زنجیرهای و تعامل با نهادهای بینالمللی با جدیت ادامه دارد
🐦توییت رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی
@farsitweets
نایبقهرمانی دختران فوتبال ایران در کافا
تیم ملی فوتبال نوجوانان با کسب دو پیروزی برابر تیمهای تاجیکستان و قرقیزستان و شکست برابر ازبکستان به مقام نایب قهرمانی این دوره از تورنمنت نوجوانان کافا-۲۰۲۳ دست یافت.
•OPT•
@farsitweets
چند سال پیش مامانم یه بار دویست تومن داده بود واسه کرم دور چشم .
بابام هر سی ثانیه یه بار بش میگفت هنوز چروک دارن که
》هیساکو《
@farsitweets
مخلصِ کلام مناجات شعبانیه این است که کمِ ما رو به زیادِ خودت قبول کن! از ابتدا تا انتهای این مناجات عرصه مواجهه کمِ ما و زیادِ خداست!
حقیقتا اگر در حقانیت امامان شیعه شک دارید، یک بار این مناجات را بخوانید!
👤 محسن محمدی
@farsitweets
میدونستید که سارینا یه اسم عربی انگلیسیه؟!
به معنای: عذر میخوایم.
»Atom«
@farsitweets
بستری شدن توی بیمارستان اینجوریه که
دم و دقیقه یکی میاد
یه بار خدمه میاد دستشویی بشوره
یه بار از آزمایشگاه میان خون بگیرن
بعد پرستار میاد فشار بگیره
بعد خدمه میاد سطل ها رو خالی کنه
یهو گروهی میریزن که تعویض شیفته
باز خدمه میاد غذا میاره
دوباره پرستار میاد دارو تزریق میکنه
بعد اون وقتاییم که کسی نمیاد یه جوری بلند بلند تو راهرو حرف میزن که با دارو هم خوابت برده باشه باز بیدار میشی
ایشالا کسی بستری نشه تو بیمارسته که اوضاعیه😂😂
»arma«
@farsitweets
اگه ازم بپرسن اوج خریتت کجا بود جوابی ندارم بدم
همیشه تو اوج بودم
»مامانِ گورباها«
@farsitweets
امیدوارم همهی اونایی که برای تموم شدن زمستون دعا میکردن تابستون طوری عرق سوز شن و بی حد و حصر عرق کنن که تو خیابون مثل پرگار شکسته راه برن به حق این ساعات آخر زمستون
»شارلــوت درونــــته«
@farsitweets
امروز با یه استریوتایپ جدید آشنا شدم، با آقایی که برای نظافت مشاعات ساختمون میآد سر صحبت باز شد و بعد یک سری تقسیمبندیهای جالب توی ذهنش داشت که باهاتون در میون میگذارم، سرفصلها از این قرار بودند:
_این کتابدارها (اول فکر کردم داره دربارهی شغل کتابداری میگه، بعد متوجه شدم اهل فرهنگ رو میگه) هیچ براشون شستن و آبکشی مهم نیست، هی میگن نه نه ضدعفونی بکن، الکل بزن، بابا اول بذار اون فرش رو بندازم پشتبوم و با تاید بشورم، با کفش رفتی روش آخه.
_همهجا کاغذ و اسباب خاکگرفته.
_سر پول هم اصلا چونه نمیزنن، هر چی بگی همون رو میدن.سر درنمیارن از قیمت.
_بهش میگی حاجی آقا، میگه حاجی آقا پدربزرگم بود که عمرش رو داد به شما، یکی نیست بگه مگه حاجی بده؟
_حالا البته همهشون هم غذای حاضری میگیرن برای ناهار و از حق نگذریم با هم سر یه سفره غذا میخوریم. هی هم توی فنجون چایی میدن، هی هم میگن قهوه میخوری؟ آخه اون زهرمار چیه؟
_بیشترشون هم عزب، بابا توی چهل پنجاه سالگی هنوز توی خونهشون عروسک و گربه دارن، یه عیالی، یه سروسامونی و یه بچهای. خانمهاشون هم جای خواهری مهربون و رو گشاده هستن، دنبالت راه نمیافتن که این شیشه تمیز شد یا نشد، فقط به روسری و حجاب اعتقاد ندارن، اما خیلی انسانند، حیف که اینجورین
»Emily«
@farsitweets
بچهها اینا راست میگفتن. شهرستان جدی جدی خیلی کوچیکه. من خانوادمو پیچوندم با دوستام رفتم بیرون و اونجا خانوادمو دیدم=))))))
»Mateo«
@farsitweets