وسط بزرگراه لاستیکم ترکید و دقیقا همون لحظه یه پیک موتوری ایستاد و گفت خواهرم کار تو نیست برو کنار
زیر آفتاب توی گرمای شدید پنجری رو گرفت
گفتم حتما برای تشکر یه مبلغی رو براش میزنم
بهش گفتم آقا لطفا شماره کارتت رو بده من به مبلغی رو واستون بزنم بعنوان تشکر
گفت نه اصلا حرفشم نزن
گفتم خواهش میکنم من اینجوری ناراحتم شما توی این گرما خیلی زحمت کشیدی
گفت خانم انگار من برای خواهر خودم اینکارو کردم الانم سوارشو جلوی من برو ببینم مشکلی پیش نیاد واست
قلبم از این همه مهربونی مچاله شد واقعا
خوشحالم که هنوز آدمای خوب پیدا میشن
»جان سخت«
@farsitweets
دو روزه درگیر اینم
کاش یکی امتحان کنه بگه راسته یا دروغ 😂😂
»وفا بیوفا«
@farsitweets
هوش مصنوعی میتونه املاکی بشه و ماشین دور رنگ اتاق عوض شده رو با تعریف "فنی سالم در حد نو" به خلق الله بندازه؟؟
خیر!
پس ایرانی نباید نگران آینده ی هوش مصنوعی باشه
»شانتاژگر«
@farsitweets
به کسایی که شبا تا صبح خوب و یه کله میخوابن و کلا خواب خوبی دارن هم حسودیم میشه.
»آقای شروت.«
@farsitweets
فقط یه جا دیدم این بیلبیلک رو برنداشته، اونم نمیدونست میتونه اینو برداره تا فشار آب بیشتر بشه.
چرا تولید کننده یه آمار نمیگیره ببینه مصرفکننده چی میخواد همونو تولید کنه؟!
وقتی این رو شیلنگ هست باید میک بزنی تا آب از شیلنگ بیاد بیرون.
پ.ن: این بیلبیلک کاهش دهنده مصرف آب روی شلنگ دستشوییه.
»Siminoff«
@farsitweets
دیشب آخر وقت سوار تاکسی شدم. یه پسر ۱۹ بیست ساله با راننده که پیرمرد نحیفی بود سر کرایه ماشین جروبحث کرد. موقع پیاده شدن درب خودرو رو به شدت کوبید و رفت. پیرمرد هم قاطی کرد و فحش و فلان. وقتی به مقصد رسیدم، گفتم حاجی چرا انقدر حرص میخوری؟ من از طرف اون عذرخواهی میکنم. اینطور نری خونه؟ عصبانیتت رو نبری برای حاج خانوم؟ پیرمرد که در اوج عصبانیت مشخص بود جا خورده، یه نگاهی بهم کرد و گفت چشم. ممنون پسرم.
از زمان پیادهشدن تا رسیدن به خونه، مدام از خودم میپرسیدم چرا این حرفها رو زدم؟ اصلا چرا عصبی خونه نرفتنش برام مهم بود؟ راستش هنوز هم دارم بهش فکر میکنم. چرا؟!
»محرداد«
@farsitweets
چابکسر چون پایتخت گیاهان زینتیه، اکثر خونهها هم اینجوری به گلوگیاه مزیّن هستن🥰
👤 جےاِم
@farsitweets
مسی هم فهمید برگشتن به چیزی که یه بار تمام شده، اشتباهه... شما هم بفهمید
»فریور خراباتی«
@farsitweets