بچه ها آبروم رفت
توی یک جمع رودرواسی دار بودم
یکی گفت لاماری ثبت نام کردم
منم ژست همه چیز دان گرفتم و گفتم عزیزم اون لاتاری هستش نه لاماری
نگاه بدی بهم کرد گفت لاماری ماشینه
بچه هااا😭😭😭😭😭😭
چرا من لال نمیشم😭😭😭😭
»آلبالو گیلاس«
@farsitweets
«ما دهه شصتی ها انقد خسته بودیم که وقتی ٢٠ سالمون بود تقریبا ٣٠ سالمون شد!»
دهه شصتی ها موافقن؟
»نامُتِمَركز«
@farsitweets
یه چیزی که درباره مهاجرت کمتر گفته میشه اینه که با کوچ به کشور مقصد و زندگی با زبان جدید، شخصیتی که با زبان فارسی داشتی رو از دست میدی
من مدتهاست در محیط انگلیسی کار میکنم و مدتها طول کشید که بفهمم سنس آو هیومری که به فارسی جزو بولدتربن خصوصیاتم بود رو از دست دادهام و جاش توی معاشرتهام خالیه و باید برای این بخش گمشده، جایگزین پیدا کنم. حالا این الزاما مشکل نیست و چالشه، ولی تا زندگیش نکنی و بهش آگاه نباشی، اصلا در نظر هم نمیگیریش.
»نون دال«
@farsitweets
یه روز شینزوآبه میره بالاسر پمپئو آب میخوره میگه چهگوارا.
»مَهراد«
@farsitweets
دوستان اگر واقع بین باشید متوجه میشید که
رشت داره تبدیل میشه به یه خرابه ی بزرگ
رشت زیبا نیست
رشت ترافیکه
رشت شلوغه
رشت پروژه عمرانی نداره
رصت خیابون تمیز و پهن نداره
رشت پر از چاله چوله است
رشت این عکسای گوگولی مگولی نیست
»مردم عزیز ایران سلام«
@farsitweets
همکارم پارک کرده بوده کنار خیابون میاد میبینه یکی زده به سپر عقبش، از مغازه اونجا میپرسه کی بوده، میگه اونی که پشتت پارک کرده بود زد رفت، این ناراحت میشه که چرا طرف یه شمارهای چیزی نذاشته، عصبانی میشه با لگد میزنه به سپر خودش، سپر کج میشه بدتر عصبانی میشه میشینه تو ماشین از پارک در بیاد از حرصش چنان محکم میزنه به راهنما که دسته راهنماش میشکنه. دیگه کارد میزدی خونش در نمیومد. اینو تعریف میکرد ما عین اسب داشتیم میخندیدیم که باز اعصابش خورد شد با دست زد رو میز که دستشم آسیب دید 😂😂😂😂
»شاک شوکا«
@farsitweets
وسط مراسم ختم فندک از جیبم افتاد جلو بابام مجبور شدم بگم کیک رو بیارید شمعا رو روشن کنیم دیگه
»بروس«
@farsitweets
مامانم نصیحتم میکنه درباره پسرا بعد با بابام ازدواج کرده
»Ay Ay Ay im your little butterfly«
@farsitweets
🐦انتقاد مهاجرانی از اظهار نظر کاربران شبکههای اجتماعی درباره مسائل تخصصی گوناگون
@farsitweets