خبرگزاری فارس
🎥 سردار فدوی: قیمت گازوئیل در اروپا ۲ یورو شده که یعنی ۷۰۰ هزار تومان 🔹ما اینجا ۱۰ هزار تومان پول
928.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سردار فدوی: کشورهای منطقه اگر بخواهند میتوانند در برابر آمریکا ایستادگی کنند.
@Farsna
خبرگزاری فارس
🎥 سردار فدوی: کشورهای منطقه اگر بخواهند میتوانند در برابر آمریکا ایستادگی کنند. @Farsna
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سردار فدوی: آمریکا به هیچکدام از اهدافش در برابر ایران نرسیده است
@Farsna
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سردار فدوی: آمریکاییها میفهمند که هیچ منفعتی نمیبرند و باید هزینههای زیادی بپردازند
🔹آمریکاییها در منطقه که آمدند، تمام خباثتهایی که داشتند و تمام اهدافشان، ما بودیم و در تمام مقدماتشان شکست خوردند. مگر در افغانستان و عراق و قصهٔ داعش پیروز شدند؟ در همهجا شکست خوردند.
@Farsna
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 استقبال مردم شهر آسترخان روسیه از اجرای گروه موسیقی سنتی ایرانی
🔹هفتهٔ فرهنگی ایران در روسیه بعد از سنپترزبورگ، مسکو و کازان به جنوب روسیه رفته است.
@Farsna
فارس را بدون اختلال دنبال کنید
🔸بهدلیل محدودیتهای ناشی از تحریمهای آمریکا و عدم ارائهٔ برخی خدمات زیرساختی به خبرگزاری فارس، دسترسی به وبسایت فارس برای برخی کاربران با اختلال مواجه شده است.
🔸برای دسترسی پایدار به اخبار فارس، آخرین نسخهٔ اپلیکیشن فارس را بهصورت مستقیم یا از کافهبازار و مایکت دانلود کنید.
@Farsna
عاقبت رفاقت با فریبکاران
🔹کلاغ، گرگ و شغالی در بیشهای همراه شیری زندگی میکردند و روزگارشان از پسماندهٔ شکار او میگذشت.
🔹روزی شتری که از کاروانی جا مانده بود، برای علفچرانی به آن بیشه آمد. شتر چون با شیر روبهرو شد، کرنش کرد و شیر نیز به او امان داد و گفت میتواند در پناهش آسوده زندگی کند.
🔹چندی بعد، شیر در نبرد با فیلی به سختی زخمی شد، در غار افتاد و توان شکار را از دست داد. حیواناتِ دورهاش نیز از گرسنگی درمانده شدند. کلاغ که درپی چاره بود، به یارانش پیشنهاد داد کاری کنند تا شیر شتر را بخورد.
🔹شغال گفت: «شیر به او امان داده و پیمانشکنی زشت است.» کلاغ پاسخ داد: «چارهاش با من؛ حیلهای میسازم که شتر خودش به استقبال قربانیشدن برود.»
🔹کلاغ نزد شیر رفت و با چربزبانی او را راضی کرد و قول داد کار را چنان پیش ببرد که نیازی به شکستن پیمان نباشد.
🔹سپس سراغ گرگ، شغال و شتر رفت و گفت: «جان سلطان در خطر است؛ بیایید وفاداری نشان دهیم و خود را پیشکش کنیم. شیر از گوشت ما نمیخورد، ولی رسم خدمت ادا میشود.»