یه جمله دیدم که میگه :
کندم از ریشه تو را باز ولی می رویی :)
- این همون دوست داشتنه ، همون کسی که فراموش نمیشه چه دوست داشته باشه چه نه چه ادم خوبی باشه چه بد!
هرچقدر میتونه بز دل ، بی رحم سنگ دل باشه هرچقدر رنجت داده باشه یا شادت کرده .
این همون دوست داشتنه ، به شکل دیگش میشه دیونه شدن یا همون دچار به قشاع
که هر کاری میکنی ولی
دوباره جوانه میزنه حتی از ته ته بکنی ' (:
اولین صفحه فهمیدم ، عشق هیچ سنی رو نمیشناسه! عاشق میشی چه بچه باشی چه یه پیرمرد .،،
بعد از دو صفحه دیگه فهمیدم اگر خاطراتتو برای کسی کامل توضیح بدی ؛
حتی برای دوستت میتونن ازت بدزدنش
و از ورقه های بعدی فهمیدم تو نمیتونی کسی که بد جور زخمیش کردی رو دوست داشته باشی .
فهمیدم اگر دنبال خاطرات دزدیده شدت باشی میگن دیوونه ای؛ (:
فهمیدم ، نویسنده ها ادم های فوقالعاده ایین
و قدرت درک بالایی دارن!
یک نویسنده نمیتونه فراموش کنه .
- چیز هایی که از خوندن نصفی از کتاب قهوه سرد اقای نویسنده فهمیدم .
هنر و فضیلتهای اخلاقی بی ارزش شد، جادوگری ارزش یافت، صداقت از بین رفت و آسیبهای اجتماعی همه جا را فراگرفت.
تهشو براتون بگم. کسی که دوستون داشته باشه کارایی که شما متنفرین از عمد نمیره انجام بده توی شرایط بد تنهاتون نمیزاره ازش دلخور باشین عذر خواهی میکنه کسی که دوستون داشته باشه به هر روشی بهتون خیانت نمیکنه بچها جون . خیانت فقط با بقیه بودن نیست میتونه هر چیزی باشه