#داستانک
🔶شکایت همسایه
شخصي آمد حضور رسول اكرم و از همسايهاش شكايت كرد كه مرا اذيت میكند و از من سلب آسايش كرده. رسول اكرم فرمود: «تحمل كن و سر و صدا عليه همسايهات راه نينداز، بلكه روش خود را تغيير دهد.» بعد از چندی دومرتبه آمد و شكايت كرد. اين دفعه نيز رسول اكرم فرمود: «تحمل كن.»
براي سومين بار آمد و گفت: يا رسولالله اين همسايه من، دست از روش خويش بر نمیدارد و همان طور موجبات ناراحتی من و خانوادهام را فراهم میسازد.
اين دفعه رسول اكرم به او فرمود: «روز جمعه كه رسيد، برو اسباب و اثاث خودت را بيرون بياور و سر راه مردم كه میآيند و میروند و میبينند بگذار، مردم از تو خواهند پرسيد كه چرا اثاثت اينجا ريخته است؟ بگو از دست همسايه بد و شكايت او را به همه مردم بگو.» شاكی همين كار را كرد.
همسايه موذی كه خيال میكرد، پيغمبر برای هميشه دستور تحمل و بردباری میدهد، نمیدانست آنجا كه پای دفع ظلم و دفاع از حقوق به ميان بيايد، اسلام حيثيت و احترامی برای متجاوز قائل نيست. لهذا همینکه از موضوع اطلاع يافت، به التماس افتاد و خواهش كرد كه آن مرد، اثاث خود را برگرداند به منزل. در همان وقت متعهد شد كه ديگر به هيچ نحو موجبات آزار همسايه خود را فراهم نسازد.
برگرفته از کتاب #داستان_راستان
🔶🔹🔶🔹🔶🔹
✅چرا باید کتاب داستان راستان را بخوانیم؟
قصهگویی از دیرباز به عنوان بهترین شکل آموزش شناخته میشده است، زیرا مخاطب با تفکر و تصویرسازی از داستان با آن به شکلی شخصی همزادپنداری میکند؛ این موضوع درباره این کتاب نیز صادق است.
استاد مطهری با طرح داستانهایی پندآموز در بازگو کردن اندیشه و اخلاقیات دینی در بیانی ساده به مخاطب موفق عمل میکند.
🔗لینک خرید:
fatemibook.ir/checkout?vid=120
📚کانال کتاب فاطمی
آستان مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام
eitaa.com/joinchat/2739077299C03dda28fdb
#داستانک
💠 میهمانان حضرت علی (علیه السلام)
👌لزوم احترام پدر
مردی با پسرش، به عنوان میهمان، بر علی (عليه السلام) وارد شدند. علی(علیه السلام) با اكرام و احترام بسيار آنها را در صدر مجلس نشانيد و خودش روبروی آنها نشست.
موقع صرف غذا رسيد. غذا آوردند و صرف شد. بعد از غذا، قنبر غلام معروف علی(علیه السلام)، حوله ای و طشتی و ابريقی برای شستن دست آورد. علی (علیه السلام) آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست میهمان را بشويد.
میهمان خود را عقب كشيد و گفت: مگر چنين چيزی ممكن است كه من دست هايم را بگيرم و شما بشویيد.
علی (علیه السلام) فرمود:
برادر تو، از سر تو است، از تو جدا نيست، می خواهد عهده دار خدمت تو بشود، در عوض خداوند به او پاداش خواهد داد، چرا می خواهی مانع كارثوابی بشوی؟”
باز هم آن مرد امتناع كرد. آخر علی(علیه السلام) او را قسم داد كه: من می خواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نائل گردم، مانع كار من مشو. میهمان با حالت شرمندگی حاضر شد.
علی فرمود: خواهش می کنم دست خود را درست و كامل بشويی، همان طوری كه اگر قنبر میخواست دستت را بشويد می شستی، خجالت و تعارف را كنار بگذار.
همين كه از شستن دست مهمان فارغ شد، به پسر برومند خود محمد بن حنفيه فرمود:
دست پسر را تو بشوی. من كه پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو دست پسر را بشوی.
اگر پدر اين پسر در اينجا نمیبود و تنها خود اين پسر میهمان ما بود من خودم دستش را می شستم،
👌 اما خداوند دوست دارد آنجا كه پدر و پسری هر دو حاضرند، بين آنها در احترامات فرق گذاشته شود.
محمد به امر پدر برخاست و دست پسر میهمان را شست.
امام حسن عسكری(علیه السلام) وقتی كه اين داستان را نقل كردند، فرمودند: شيعه حقيقی بايد اين طور باشد.”
📗برگرفته از کتاب #داستان_راستان اثر استاد شهید مرتضی مطهری
🔶🔹🔶🔹🔶
🔗لینک خرید:
fatemibook.ir/checkout?vid=120
#حضرت_علی_علیه_السلام
#پدر #روز_پدر
📚کانال کتاب فاطمی
آستان مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام
eitaa.com/joinchat/2739077299C03dda28fdb