هیأت خواهران فاطمیون تهران
داستان واقعی👇👇👇 #رمان #فرار_از_جهنم نویسنده: #شهیدسیدطاهاایمانی #داستان_واقعی #فرار_از_جهنم قسمت
داستان واقعی👇👇👇
#رمان #فرار_از_جهنم
نویسنده: #شهیدسیدطاهاایمانی
#داستان_واقعی
#فرار_از_جهنم
قسمت سی و سوم:
انتخاب
بچهها حواسشون به ما بود ... با دیدن این صحنه دویدن جلو ... صورتش رو چرخوند طرفشون ... برید بیرون، قاطی نشید ...
.
یه کم به هم نگاه کردن ... مگه نمیگم از مسجد برید بیرون؟... دل دل کنان و با تردید رفتن بیرون ... .
.
زل زد توی چشمهام ... تو میفهمی، شعور داری، فکر میکنی ... درست یا غلط تصمیم میگیری ... اختیار داری الان این وسط من رو خفه کنی یا لباسم رو ول کنی .... ولی اون گاو؛ نه ... هر چقدر هم مفید باشه با غریزه زندگی میکنه ... بدون عقل ... بدون اختیار ... اگر شعور و اختیار رو ازت بگیرن، فکر می کنی کی بهتر و مفیدتره ... تو یا گاو؟ ...
.
.
هم میفهمیدم چی میگه ... هم نمیفهمیدم ... .
.
من نمیدونم چی بهت گذشته و چه سرنوشتی داشتی... اما میدونم؛ ما این دنیا رو با انتخابهای غلط به گند کشیدیم ... ما تصمیم گرفتیم که غلط باشیم پس جوابها و رفتارهامون غلط میشه ... و گند میزنیم به دنیایی که سهم دیگران هم هست ... مکث عمیقی کرد ... حالا انتخاب تو چیه؟ ...
.
یقهاش رو ول کردم ...
.
.
خم شد، کت کتانم رو از روی زمین براشت، داد دستم و گفت ... به سلامت ...
.
من از در رفتم بیرون و بچهها با حالت نگران و مضطرب دویدن داخل ...
.
.
برگشتم خونه ... خیلی به هم ریخته و کلافه بودم ... ولو شدم روی تخت ... تمام روز همون طور داشتم به حرفهاش فکر میکردم ... به اینکه اگر مادرم، انتخاب دیگهای داشت ... اگر من، از پرورشگاه فرار نکرده بودم ... اگر وارد گروه قاچاق نشده بودم ... اگر ... اگر ... تمام روز به انتخابهام فکر کردم ... و اینکه اون وقت، میتونستم سرنوشت دیگهای داشته باشم؟ ... چه سرنوشتی؟ ... .
.
همون طور که دراز کشیده بودم از پنجره به آسمان نگاه کردم ... .
تو واقعا زندهای؟ ... پس چرا هیچ وقت کاری برای من نکردی؟ ... چرا هیچ وقت کمکم نکردی؟ ... جایی قرار دارم که هیچ حرفی رو باور نمیکنم ... اگر واقعا زندهای؛ خودت رو به من نشون بده ... اگر با چشمهام ببینمت ... قسم میخورم بهت ایمان میارم ...
پ.ن:
سعی کنین در مورد حاج آقا قضاوت نکنین
کارشو بلده
ادامه دارد...
https://eitaa.com/fatemiioon135
هیأت خواهران فاطمیون تهران
داستان واقعی👇👇👇 #رمان #فرار_از_جهنم نویسنده: #شهیدسیدطاهاایمانی #داستان_واقعی #فرار_از_جهنم قسمت
داستان واقعی👇👇👇
#رمان #فرار_از_جهنم
نویسنده: #شهیدسیدطاهاایمانی
#داستان_واقعی
#فرار_از_جهنم
قسمت سی و چهارم:
خدا نیامد
اون شب دیگه قرآن گوش نکردم تا وضعیت مشخص بشه... نه تنها اون شب، بلکه فردا، پس فردا و ...
.
مسجد هم نرفتم و ارتباطم رو با همه قطع کردم ...
.
.
یک هفته ... ۱۰ روز ... و یک ماه گذشت ... اما از خدا خبری نشد ... هر بار که از خونه بیرون میرفتم یا برمیگشتم؛ منتظر خدا یا نشانه از اون بودم ... برای خودم هم عجیب بود؛ واقعا منتظر دیدنش بودم ...
.
.
اون شب برگشتم خونه ... چشمم به Mp3 player افتاد ... تمام مدت این یه ماه روی دراور بود ... چند لحظه بهش نگاه کردم ... نگه داشتنش چه ارزشی داشت؟ ... حرفهای یک خدای مرده ...
.
با ناراحتی برش داشتم و بدون فکر انداختمش توی سطل زباله ...
.
.
نهار نخورده بودم ... برای همین خودم رو به خوردن همبرگر دعوت کردم ... بعد هم رفتم بار ... اعصابم خورد بود ... حس میکردم یه ضربه روحی شدید بهم وارد شده ... انگار یکی بهم خیانت کرده بود ... بی حوصله، تنها و عصبی بودم ... تمام حالتهای قدیم داشت برمیگشت سراغم ... انگار رفته بودم سر نقطه اول ...
.
.
دو سالی میشد که به هیچی لب نزده بودم ... چند ساعت بعد داشتم بدون تعادل توی خیابون راه میرفتم ... بی دلیل میخندیدم و عربده میکشیدم ... دیگه چیزی رو به خاطر ندارم ... .
.
اولین صحنه بعد از به هوش اومدنم توی بیمارستان بود ... سرم داشت میترکید و تمام بدنم درد میکرد ... کوچکترین شعاع نور، چشمهام رو آزار میداد ... سر که چرخوندم، از پنجره اتاق بیمارستان، یه افسر پلیس رو توی راهرو دیدم... اومدم به خودم تکانی بدم که ... دستم به تخت دستبند زده شده بود ... .
اوه نه استنلی ... این امکان نداره ... دوباره ...
.
بی رمق افتادم روی تخت ... نمیتونستم چیزی رو که میدیدم، باور میکردم ...
ادامه دارد...
https://eitaa.com/fatemiioon135
هیأت خواهران فاطمیون تهران
امروز ۱۵،۵۰۰ صلوات جمع کل تا الان ۲۷۱،۵۰۰ صلوات جهت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ht
امروز ۱۹,۸۱۳ صلوات
جمع کل تا الان ۲۹۱,۳۱۳ صلوات جهت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
امروز عقبیم
زود باشید...
http://eitaa.com/fatemiioon
https://eitaa.com/fatemiioon135
6.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 برای ایران
🔹نماهنگ «به احترام سرود جمهوری اسلامی ایران»
#ایران
#برای_ایران
#سرود_ملی
#جمهوری_اسلامی_ایران
https://eitaa.com/fatemiioon135
چگونگی #شهادت #سردار_هاشمی به روایت فرمانده سپاه سلمان و شاهدان عینی
فرمانده سپاه سلمان می گوید: سردار هاشمی چند دقیقه قبل از شهادت در یکی از داروخانههای سطح شهر که مورد هجوم اغتشاشگران قرار گرفته بود، حضور داشته و بانوان شاغل در داروخانه را از صحنه دور کرده است.
ادامه👇
https://eitaa.com/fatemiioon135
به گزارش فارس از زاهدان، چند روز از حادثه روز جمعه #زاهدان میگذرد، جمعهای که با شیطنت دشمنان و بدخواهان نظام، در آن خون شیعه و سنی در هم آمیخته شده و عده زیادی هم بیگناه شهید و مجروح شدند.
در میان شهدای حادثه روز جمعه نام سردار حمیدرضا هاشمی میدرخشد، معاون سازمان اطلاعات سپاه سلمان سیستان و بلوچستان که تا پای جان در خدمت به مردم استان بود.
به گفته شاهدان عینی سردار هاشمی چند دقیقه قبل از شهادت جان چند نفر از بانوان را نجات داد و آنها را از صحنه درگیریهای پر رعب و وحشت غروب جمعه دور کرد.
سردار احمد شفاهی فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار فارس در زاهدان میگوید: روز جمعه سردار هاشمی در نقاط مختلف شهر در حال آرام سازی و پاکسازی نقاط شهر از دست اغتشاشگران بود، در همین راستا متوجه حضور اشرار مسلح در یکی از داروخانهها میشود و با همرزمانشان برای پاکسازی به آن داروخانه مراجعه میکند، پس از اطمینان از پاکسازی محل، بانوان شاغل در داروخانه را به منزلشان میرساند و پس از پاکسازی و آرام سازی آن منطقه به خیابان خیام میرود و در درگیریهای آنجا ابتدا بسیجی همراه وی هدف گلوله قرار میگیرد و با اختلاف چند دقیقه بعد خودشان به ضرب گلوله اشرار مسلح به ناحیه گردن و قفسه سینه به شهادت میرسد.
به داروخانه مورد نظر مراجعه کردیم، یکی از کارکنان این داروخانه که زمان درگیری حضور داشته و شاهد ماجرا بوده به خبرنگار فارس می گوید: ساعت حدود ۶:۳۰ غروب بود به یک باره عدهای با سرو صورت بسته و لباس محلی شیشههای داروخانه را شکسته و وارد داروخانه شدند.
به ما گفتند میخوایم اینجا را آتش بزنیم، ما تقلا کردیم که ما دولتی نیستیم داروخانه ما خصوصی هست، اما شیشهها را شکستند و گفتن برقها را خاموش کنید و کسی فیلم و عکس نگیرد، ما به شدت ترسیده بودیم.
ادامه👇
https://eitaa.com/fatemiioon135
همزمان بانک ملت در آن سوی خیابان را تخلیه کرده وسایلش را در خیابان ریختند و داخل بانک بطریهای آتش زا پرتاب کردن و ابتدا بانک را و سپس وسایل آن را که بیرون ریخته بودند آتش زدند.
ادامه👇
https://eitaa.com/fatemiioon135
آنها وارد داروخانه شدند و از ما چند گاز استریل و باند خواستند و مجبور بودیم به آنها وسایلی که لازم دارند را بدهیم.
ناگهان صدای تیراندازی از اطراف آمد و آنها فرار کردند، ماموران وارد #داروخانه شدند، گفتند بانوان سریعا محل را ترک کنند که ما گفتیم وسیله حمل و نقل و خودرو نداریم، به ما گفتند از داروخانه بیاید بیرون ما شما را به منزل میرسانیم.
با اینکه وسط درگیری بودند اما با یک خودروی سمند ما را سوار کردند به خانه یکی از همکارانمان که نزدیکتر بود رساندند. اگر آن روز نمیرسیدند این افراد آشوبگر به کار خود ادامه میدادند و احتمالا داروخانه را هم مانند بانک آتش میزدند.
روز بعد متوجه شدیم فردی که جان ما را نجات داده، معاون اطلاعات سپاه سلمان سیستان و بلوچستان بوده و خود #شهید شده است، خیلی ناراحت شدیم، ایشان جان ما را نجات داده و ما را از صحنه درگیری دور کردند.
آن روز به خوبی لمس کردیم افرادی هم هستند که جان خود را کف دستشان گرفتهاند.
https://eitaa.com/fatemiioon135
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💕 ظهور نزدیکه ان شاءالله
🎥 غربالگری قبل از ظهور ...
🔸جهت تعجیل در #فرج ان شاءلله و سلامتی مولایمان #امام_زمان عجل الله فرجه صلوات...
#اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم
#عصرظهور
#رهبرانقلاب
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#تا_نیایی_گره_از_کار_بشر_وا_نشود
https://eitaa.com/fatemiioon135
✴️دوشنبه 👈۲۳ آبان/ عقرب ۱۴۰۱
👈۱۹ ربیع الثانی ۱۴۴۴👈۱۴ نوامبر ۲۰۲۲
🌙 امور دینی و اسلامی👇
❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅شکار و صید و دام گذاری
✅آغاز آموزش و امور تعلیمی
✅آغاز نویسندگی و نگارش کتاب و...
✅ارسال نامه و مکاتبات
✅و دیدار بزرگان و روسا خوب است.
🚘سفر: مسافرت مکروه و در ضرورت همراه صدقه باشد.
🤕 مریض مراقبت بیشتری نیاز دارد.(منظوری مریضی است که امروز مریضیش شروع شود).
👶زایمان مناسب و نوزاد مبارک است.
🔭 احکام و اختیارات نجومی👇
🌓 امروز تا عصر قمر در برج سرطان و از نظر نجومی مناسب برای امور زیر است:
✳️امور زراعی و کشاورزی
✳️خرید کردن
✳️معامله املاک و مستقلات
✳️نویسندگی و نگارش
✳️استحمام
✳️بذرافشانی و کاشت
✳️غرس درخت
✳️وحفر چاه و قنات نیک است.
❤️ مباشرت و مجامعت:
مباشرت امشب، (شب سهشنبه)، شهادت در راه خدا نصیب چنین فرزندی گردد إنشاءألله.
💇♂ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری، باعث توانگری و ثروت میشود.
🔴 حجامت👇
#خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری، باعث رفع درد بدن میشود.
🔵ناخن گرفتن:
دوشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی است و برکات خوبی از جمله قاری و حافظ قرآن گردد.
👕دوخت و دوز لباس:
دوشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت میشود.
✴️️ استخاره:
وقت #استخاره در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر(وقت خوابیدن)
❇️️ ذکر روز دوشنبه: یا قاضی الحاجات ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه #یا لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد.
💠 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_حسن_علیه_السلام و #امام_حسین_علیه_السلام
سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
😴😴 تعبیر خواب👇
تعبیر خوابی که شب "سهشنبه" دیده شود طبق آیهی ۲۰ سوره مبارکه "طه صلی الله علیه و آله" است.
فالقاها فاذا هی حیه تسعی...
و از معنای آن استفاده میشود که دلیلی قوی مانند عصای حضرت موسی یا ید بیضا در اختیار خواب بیننده قرار گیرد و کار خود را با آن پیش ببرد إنشاءألله و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
🌸زندگیتون مهدوی🌸
📚 منبع مطالب ما👇
تقویم همسران
https://eitaa.com/fatemiioon135
5.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در آینده نزدیک حوادث پیچیدهتری در راه است!
و ما به لحظههای حساستر و تعیینکنندهای نزدیک میشویم!
تکلیف ما چه میشود؟
این اوضاع واقعاً قابل تحمل نیست!
#رهبری #استاد_شجاعی #استاد_پناهیان
@sarbazeyar
هیأت خواهران فاطمیون تهران
داستان واقعی👇👇👇 #رمان #فرار_از_جهنم نویسنده: #شهیدسیدطاهاایمانی #داستان_واقعی #فرار_از_جهنم قسمت
داستان واقعی👇👇👇
#رمان #فرار_از_جهنم
نویسنده: #شهیدسیدطاهاایمانی
#داستان_واقعی
#فرار_از_جهنم
قسمت سی و پنجم:
غرامت
به زحمت می تونستم توی راهرو رو ببینم ... افسر پلیس داشت با کسی صحبت میکرد ... .
اومد داخل ... دستم رو باز کرد و یه برگه رو گذاشت جلوم ... آقای استنلی بوگان، شما تفاهمی و به قید ضمانت و مشروط به پرداخت غرامت آزاد هستید ... لطفا اینجا رو امضا کنید ... لازمه تفهیم اتهام بشید؟ ...
.
.
برگه رو نگاه کردم ... صاحب یه سوپرمارکت به جرم صدمه به اموالش و شکستن شیشه مغازهاش ازم شکایت کرده بود ... 600 دلار غرامت مغازه دار و 400 دلارم پول نگهبانی که تا تعویض شیشه جدید اونجا بوده و هزینه سرویس اجتماعی و ... .
.
گریهام گرفته بود ... لعنت به تو استنلی ... چرا باید توی اولین شب، چنین غلطی کرده باشی ... 1000 دلار تقریبا کل پس انداز یک سالم بود ... .
.
زودتر امضا کنید آقای بوگان ... در صورتی که امضا نکنید و تفاهم رو نپذیرید به دادگاه ارجاع داده میشید ... .
.
هنوز بین زمین و آسمون معلق بودم که حاجی از در اومد تو... یه نگاه به ما کرد و گفت ... هنوز امضا نکردی؟ ... زود باش همه معطلن ... .
شما چطور من رو پیدا کردید؟ ...
.
من پیدات نکردم ... دیشب، تو مست پا شدی اومدی مسجد ... بعد هم که تا اومدم ببینم چه بلایی سرت اومده، پلیسها ریختن توی مسجد ...
.
.
افسر پلیس که رفت ... حاج آقا با یه حالت خاصی نگاهم کرد ... .
- پول غرامت رو ...
- من پرداخت کردم و الا الان به جای اینجا زندان بودی ... 1000 دلار بدهکاری ... چطور پسش میدی؟ ... .
- با عصبانیت گفتم ... من ازت خواستم به جای من پول بدی؟ ....
- نه ... .
نشست روی مبل و به پشتیش لم داد ... چشمهاش رو بست ... میتونی بدی؛ میتونی هم بزنی زیرش ... اینکه دزد باشی یا نه؛ انتخاب خودته ...
ادامه دارد...
https://eitaa.com/fatemiioon135