فربهی مناسک اگر مصداقی داشته باشد هماین بدعت تبریک گفتن شب یلدا است. کدام نبی یا وصی این شب را تبرک کرده است؟ یا چه...
پای ثابت غرنالههای این فیلسوفها و فیلسوفهای دین هماین است که از چه ما به قدر یک روضهخوان در ادارهی ایمان مردم سهم نداریم؟ ماهها بیتفاوتیشان کف نسلکشی مسلمانها در جنگ اسرائیل با غزه را که میبینم به مردم حق میدهم که برای تأملات روزهای صلح اینها تره هم خرد نکنند...
دانشگاه المعارف در حرکت حزبالله لبنان دانشگاه امام صادق ایران را به یاد میآورد و دانشگاه رضوان، دانشگاه امام حسین. با این همه درست مانند مسیر پل مدیریت و پل حکیمیه تا پل آهنچی، مسیر ضاحیه بیروت تا حاشیهی رودخانهی قم نیز بسی خطچین است و چهارچوب سنتمندی به چشم نمیآید...
به نظر میآید حرکت حزبالله لبنان پس از شیخ محمد تقی مصباح یزدی از یافتن نظریهپرداز زندهی تازهیی در ایران ناامید است. این است که خود حضرت رهبر مصدر اول و آخر نظریهی حرکت شده است، که شارح آن سید است. این بد نیست اگر مانند ایران به دست برادران به ولایت منفرد فقیه مبدل نشود...
ما خفی اعظم. مینویسم: اینها که این جا مینویسم نوشتنیهای این سفر است. مینویسد: نانوشتنیهای سفر را برای من بنویس. آن سالها که هنوز همسرم نبود و پای درسم بود هم انبوهی از نوشتههایم را تنها برای او مینوشتم...
چپها، حتا مسلمانهاشان، در هماین داستان فلسطین تا پشت دیوار براق با ما همراهند و زیر قبهی صخره به نماز جماعت امت نمیرسند...
عادت ایرانیها آن است که خلاف سنت اسلامی مسجد را امری مسقف میفهمند؛ هماین است که در مسجد کوفه حاشیههای مسقف آن را مسجد میدانند و در مسجد اقصا، مصلای قبله را مسجد میخوانند و پیشترها مصلای صخره را...
اذان مغرب سنیها را گفته بودند و میخواستم به نماز مغرب شیعههای مسجد برسم، و کف پیادهرو سئوال شرعی داشت. گفت: اگر زنم را سه طلاقه، و خواستم بپرسم: به سبک شیعی در سه جلسه یا سنی در یک جلسه؟ ادامه داد: میتوانم با دیگری موقت ازدواج کنم؟ نفسی کشیدم. گفتم: طلاق نداده هم میتوانی...
بینهی این روزهای کیان موقت اسرائیل در جنگ را این میفهمم: مرگ یک بار، شیون یک بار. پس از تلاش برای خالی کردن غزه از فلسطینیها اکنون برای خالی کردن جنوب لیطانی از حرکت حزبالله لبنان تلاش میکنند؛ آن قدر هم ارتششان تلفات داده که یکچند هزار کم و زیاد فرقی برایشان ندارد...
هر چه میگذرد بیشتر معلوم میشود سید حسن نصرالله چه قدر دقیق دست اسرائیل را خوانده بود؛ حتا بسی بیش از حماس که ماشهی این جنگ را کشید. ما میدانستیم این جنگ فرسایشی میشود، اما این که آماج حریف چه است را سید درست درک کرد و از دوست و دشمن متلک شنید، اما پای تدبیر خودش ایستاد...
تبرک یک امر قدسی است. هنگامی که سکولارهای ایرانی تلاش میکنند یک سبک عرفی را تبرک کنند و تبریک بگویند، یعنی قیمهها را در ماستها ریختهاند...
آن روز که تعقل قدسی را عرفی کردند باید جلوشان میایستادیم تا امروز پی عرفی کردن تبرک نیایند؛ این را هم اگر وابدهیم پی عرفی خود تأله خواهند آمد...