از رفقایی که پی وحدت در جبههی انقلابند تا آنها که امر مقاومت را برگزیدهاند نام یک خانم نامزد در سیاههی پیشنهادیشان است که پیشران آن مصوبهی ضد شریعت در مجلس شورا بوده است. دارم فکر میکنم که آنها بر کدام سنت وحدت کردهاند و اینها برابر چه امری مقاومت میکنند؟ یا چه...
وهابیت نشانی اشتباه برای فرسایش توان تشیع است؛ آلسعود در حجاز و امتدادهاش حتا تا درون ایران، از ابتداء تا اکنون نه سنی سلفی که سنی عوضی بودهاند؛ سکولارهای هار، تسنن صهیونی...
اینها که با کلیدواژهی صیانتطلب، به رباط در محیط رایان ایران اسلامی لگد میزنند را چه بخوانیم؟ تجزیهطلبهای محیط رایان...
فرقه با سر سپردن به قطب قبیله شکل میگیرد؛ این مدرسه است که اجتهاد و احتجاج و استدلال زیرساخت بیعت است. این یعنی در شکلگیری سیاهههای انتخاباتی فرقههای سیاسی و قبیلههای قدرت چندان پی مبنای منسجم نباشید...
فرقهی سیاسی و قبیلهی قدرت جایی است که سرسپرده بودن به قطب فرقه و پدرخواندهی قبیله شاخص است و نه دلسپرده بودن به ایدهی مدرسه و فکر مکتب...
خط استحسان بیان ولی فقیه را همآن پای منبر ایشان تفسیر به رأی میکند، چه رسد به بیان ولی نبی و ولی وصی در بسی پسآی آن ...
بامزهترین حفرهی بررسی صلاحیتها در شورای نگهبان هماین است که نمایندههایی که قانون خلاف شریعت تصویب کردهاند و با وجود مخالفت فقهای هماین شورا بر آن پای فشردهاند، به جهت عدم التزام به اسلام رد صلاحیت نمیشوند...
حضور در پای صندوق انتخابات حاوی معنای بیعت است و مصداق آنان که به ایشان رأی میدهیم، مشورت است. رکن سوم مردمسالاری دینی پس از بیعت و مشورت، نصیحت است که با پیجویی و احتجاج با نمایندههای راهیافته به مجلس در طول دورهی خدمتشان محقق میشود...
نامزد صورتی سیاههی انتخاباتی چنار به صراحت از استحالهی مفهوم حجاب شرعی به پوشش عرفی در صحن مجلس میگوید و از تعلیق مراتب سخت نهی از منکر حتا در حلقهی حاکمیت. روایت بیپروا از نتیجهی تفقه تنزیهی شورای نگهبان که جامعهی اسلامی ایران را دم شخم سکولار شرمنده و درنده داده است...
اصلاحات را اگر یک قبیلهی سیاسی ندانیم و مطلق جریان عرفیساز غربگرا بدانیم، سکولارهای شرمنده و حتا درندهی ایرانی نباید در انتخابات مجلس دوازدهم خود را بینامزد و بینماینده بدانند؛ نمونه؟ بسی از هماین سیاههی انتخاباتی چنار...