آن که در ایران ملی میجنگد در مقامی نیست که جنگ ملی و فراملی یانکیها و فرنگیها را شماتت کند...
حاج حسین کاجی برای مبلغان شیعی سوری روایت جنگ هشتساله ایران و عراق را میگوید و شیخ زنده ترجمه میکند. رسیدهاند به عملیات الیبیتالمقدس. حاج میگوید: آزادیسازی خرمشهر، شیخ ترجمه میکند: تحریر خرمشهر. از انتهای نشست میگویم: شیخ، برای اینها اسمش محمرة است...
جانمایهی آن چه این روزها توریسم خوانده میشود غفلت است؛ جانمایهی زیارت، ذکر است؛ توریستی کردن زیارت پر کردن آن از غفلت است و تهی کردنش از ذکر...
باستانگرایی ایرانشهری تنها برای انکار اسلامشهر است. اگر نه به ایجاب که میرسد چیزی جز ویرانشهر فرنگی و یانکی نیست...
سینماگر خود خدای عالمی است که روی پرده میبرد؛ این یعنی هنگامی که از پیامبر یا دین هم که صحبت میکند باز اشارهاش به توهمهای درونی خود است، که روی پرده آمده است یا نیامده است...
تلاش سینمای مستند نزدیک شدن به حقیقت است، که ممکن است بشود یا نشود. سینمای داستانی خود را حقیقتی میدانند که دیگران را در دور و نزدیک خود داوری میکند...
میلهگرایی راهبرد مهار امتباوری مؤمنین مکتبی است، تا پس آن گاه سکولارهای ایرانی با خیال راحت با کفار فرنگی و یانکی دست بدهند و امت شوند؛ امت ابلیس...
این روزها در زینبیهی دمشق کمابیش کسی سر جایش نیست؛ همه کمابیش در مظان حملهی هوایی ارتش اسرائیلند؛ و نه مانند شهری در عقبه که شبیه خط مقدم جبهه در کارند. تنها ابهام آن است که بعدی را که جا میزند؟ صبح دنبالم آمده تا مه را به محل نشست ببرد؛ شوخی و جدی میگویم: بسمع صرتم مشردین...