✍ #ثواب_نشر_دادن_احادیث:
🍂از امام صادق عليه السّلام سوال شد:
👈 شخصی که سخنان شما را نشر مي دهد و آن را در دل شيعيان استوار مي کند، افضل تر است يا شخصی که فقط عبادت را پیشه کرده است؟
✅ حضرت فرمودند:
🍃آن که سخنان ما را نشر دهد و آن را در دل شیعیان استوار سازد از هزار عابد برتر است.🍃
💫💫💫
💫✨
💫
📚 اصول کافي ج 1 ص33 ح 9
🆔 @fatemiyoon18
اگر نماز نخوانم چطور میشود❓
🔴🔷 حضرت فاطمه علیه السلام فرمود:
✍ از پدرم رسول خدا (ص) درباره ی مردان و زنانی که به نمازشان اهمیت نمیدهند و سبک میشمارند سوال کردم که جزای آنها چیست؟
🔴🔷 پیامبر اکرم (ص) فرمود:
✍ خداوند آنها را به ۱۵ بلا گرفتاری میکند:
👈 شش عذاب در دنیا:
۱و۲. برکت را از عمر و رزق و روزی او میگیرد؛
۳. سیمای (نیک) صالحین را از چهره اش محو میکند؛
۴. هر کاری بکند، بدون پاداش خواهد بود؛
۵. دعایش مستجاب نخواهد شد؛
۶. برای وی بهره ای از دعای صالحین نخواهد بود.
👈 سه عذاب هنگام مرگ:
۷.خوار و ذلیل میمیرد؛
۸و۹. گرسنه و تشنه جان خواهد داد، به طوریکه اگر از همه ی نهرهای دنیا به او آب داده شود، تشنگی او برطرف نخواهد شد؛
👈 سه عذاب در قبر:
۱۰. خداوند فرشته ای را برمیگزیند تا آسایش او را در قبر سلب نماید؛
۱۱. قبرش را تنگ گرداند؛
۱۲.قبرش تاریک خواهد بود؛
👈 سه عذاب در قیامت:
۱۳. ملکی او را به سوی موقف حساب می کشاند، در حالیکه مردم او را مینگرند؛
۱۴. حسابرسی او در قیامت سخت خواهد بود؛
۱۵. خداوند با نظر رحمت به او نمی نگرد، و او را از گناه پاک نمی کند و برای او عذاب دردناک است.
📚 مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۳
#نشردهیدتادرثواب انتشارآن شریک باشید.
🆔 @fatemiyoon18
🔵روزی خلیفه به بهلول گفت:
مرا پندی بده!
🔴بهلول پرسید: اگر در بیابانی بیآب، تشنگی بر تو غلبه نماید که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعهای آب چه میدهی؟
🔵 صد دینار طلا
🔴 اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟
🔵 نصف پادشاهیام را
🔴 حال اگر به حبسالبول مبتلا گردی، چه میدهی که آن را علاج کنند؟
🔵 نیم دیگر سلطنتم را
🔴 پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است،
تورامغرور نسازد.
یکی از دوستان شیخ #رجبعلی خیاط می گفت:
یک روز با جناب شیخ به جایی
می رفتیم یکدفعه من دیدم جناب شیخ با تعجب و #حیرت به #زنی نگاه می کند !
از ذهنم گذشت که جناب شیخ به ما می گوید چشمتان را از #نامحرم برگردانید و حالا خودش این طور نگاه می کند ، فهمید !
گفت تو هم میخواهی #ببینی که من چه می بینم ! ببین !
من نگاه کردم دیدم همین طور از بدن آن زن،مثل سرب گداخته #آتش و سرب #مذاب بر زمین می ریزد!و آتش را به کسانی که چشم هایشان به دنبال اوست ؛سرایت می کند .
جناب شیخ گفت :این #زن راه می رود و مردم را همین طور با خودش به #آتش جهنم می برد.
انسان اگر #بد ججاب های جامعه را اینگونه بداند که آنان به #خود آتش زده اند.
و خود را چون گدازه ای از آتش متعفن درآورده اند
و اگر به انها توجه و نگاه شود؛از آن آتش به طرف بیننده پرتاب
می شود،دیگر شاید رغبتی برای نگاه حرام نماند .
قرآن کریم می فرماید:
خداوند خیانتِ چشم هایی را که دزدانه می نگرند .می دآند و به کفر و نفاق و گناهانی که سینه ها نهان می دارند اگاه است .
#با_ما_در_ایتا_سروش_همراه_باشید.
👇👇👇
💟 #کانال_این_الفاطمیون
🆔 @fatemiyoon18
🔴ثواب بی حد و اندازه ی دعای مخصوص شب جمعه!
☘علامه مجلسی فرمودند :
شب جمعه مشغول مطالعه بودم، به این دعا رسیدم:
🌸 بسم الله الرحمن الرحیم 🌸
✨الْحَمْدُ لله مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا اِلی فَنائِها
وَ مِنَ الآخِرَه اِلی بَقائِها, اَلْحَمْدُاللهِ عَلی کُلِّ نِعْمَه، اَسْتَغْفِرُالله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ اِلَیْه، وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ
✳️ بعد یک هفته مجدد خواستم آنرا بخوانم،
که در حالت مکاشفه از ملائکه ندایی شنیدم که:
🌟 ما هنوز از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ نشده ایم...
📙 قصص العلماء، ص 80
#با_ما_در_ایتا_سروش_همراه_باشید.
👇👇👇
💟 #کانال_این_الفاطمیون
🆔 @fatemiyoon18
🍃 #داستان_زیبا
مردى از اهالى بصره به نام عبدالله بصرى مى گوید من در بصره خانه اى داشتم که دیوارش خراب شده بود.
روزى آمدم کارگرى بگیرم تا دیوار را بسازد.
کنار مسجدى، جوانى را دیدم مشغول خواندن قرآن است و بیل و زنبیلى هم در پیش رویش گذاشته است.
گفتم کار مى کنى؟
گفت آرى، خداوند ما را براى کار و کوشش و زحمت و رنج براى تأمین معیشت از راه حلال آفریده.
گفتم بیا به خانه من کار کن.
گفت اول اجرتم را معین کن، سپس مرا براى کار ببر.
گفتم یک درهم مى دهم.
گفت بى مانع است.
همراهم آمد و تا غروب کار کرد.
دیدم به اندازه دو نفر کار کرده ، خواستم از یک درهم بیشتر بدهم قبول نکرد.
گفت بیشتر نمى خواهم.
روز بعد دنبالش رفتم و او را نیافتم.
از حالش جویا شدم، گفتند جز روز شنبه کار نمى کند.
روز شنبه اول وقت، نزدیک همان مسجدى که در ابتداى کار او را دیده بودم ملاقاتش کردم.
او را به منزل بردم و مشغول بنایى شد، گویى از غیب به او مدد مى رسید.
چون وقت نماز شد، دست و پایش را شست و مشغول نماز واجب شد.
پس از نماز، کار را ادامه داد تا غروب آفتاب رسید.
مزدش را دادم و رفت.
چون دیوار خانه تمام نشده بود، صبر کردم تا شنبه دیگر به دنبالش بروم.
شنبه رفتم و او را نیافتم.
از او جویا شدم، گفتند دو سه روزى است بیمار شده.
از منزلش جویا شدم، محلى کهنه و خراب را به من آدرس دادند.
به آن محل رفتم و دیدم در بستر افتاده.
به بالینش نشستم و سرش را به دامن گرفتم.
دیده باز کرد و پرسید تو کیستى؟
گفتم مردى هستم که دو روز برایم کار کردى، عبدالله بصرى مى باشم.
گفت تو را شناختم، آیا تو هم علاقه دارى مرا بشناسى؟
گفتم آرى، بگو کیستى؟
گفت من قاسم، پسر هارون الرشید هستم.
تا خود را معرفى کرد، از جا برخاستم و بر خود لرزیدم، رنگ از صورتم پرید.
گفتم اگر هارون بفهمد فرزندش در خانه من عملگى کرده، مرا به سیاست سختى دچار مى کند و دستور تخریب خانه ام را مى دهد.
قاسم فهمید دچار وحشت شدید شده ام، گفت نترس و وحشت نکن، من تا به حال خود را به کسى معرفى نکرده ام.
اکنون هم اگر آثار مردن در خود نمى دیدم، حاضر به معرفى خود نبودم.
مرا از تو خواهشى است.
هرگاه دنیا را وداع کردم، این بیل و زنبیل مرا به کسى که برایم قبر آماده مى کند بده و این قرآن هم که مونس من بوده به اهلش واگذار.
انگشترى هم به من داد و گفت اگر گذرت به بغداد افتاد، پدرم روزهاى دوشنبه بار عام مى دهد.
آن روز به حضور او مى روى و این انگشتر را پیش رویش مى گذارى و مى گویى فرزندت قاسم از دنیا رفت و گفت چون جرأت تو در جمع کردن مال دنیا زیاد است، این انگشتر را روى اموالت بگذار و جوابش را هم در قیامت خود بده که مرا طاقت حساب نیست.
این را گفت و حرکت کرد که برخیزد، نتوانست.
دو مرتبه خواست برخیزد، قدرت نداشت.
گفت عبدالله، زیر بغلم را بگیر و مرا از جاى بلند کن که آقایم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمده.
او را از جاى بلند کردم.
به ناگاه روح پاکش از بدن مفارقت کرد، گویا چراغى بود که برقى زد و خاموش شد.
📚 منابع:
۱. ابواب الجنان، محمدرفیع واعظ قزوینی
۲. تاریخ کامل، عزالدین ابن اثیر، جلد ۳، صفحه ۱۶۲
۳. جامع النورین، ملا اسماعیل سبزوارى، صفحه ۳۱۷
۴. خزینه الجواهر، علی اکبر نهاوندى، صفحه ۲۹۱
#با_فروارد_کردن_پستها_مارا_حمایت_کنید
#با_ما_در_ایتا_سروش_تلگرام_همراه_باشید.
👇👇👇
💟 #کانال_این_الفاطمیون
🆔 @fatemiyoon18
🌺 بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
🍃 روزی خبر رسید که قرار است شیخ مرتضی انصاری قدس الله سره به بغداد بیاید، مردم بغداد تعطیل عمومی اعلام نموده و به استقبال شیخ حرکت کردند. سفیر ایران در بغداد هم طبعاً یا تصنعاً میخواست برای استقبال حرکت کند
🍃 ناگاه یکی از سفرای خارجی بر او وارد شد، سفیر ایران از رفتن به استقبال منصرف شد ولی آن مرد فهمید که سفیر ایران قصد رفتن به جایی داشته و پرسید به کجا میخواستید بروید؟
🍃 جواب داد: به استقبال شیخ مرتضی انصاری، مرجع بزرگ شیعیان. آن فرد که متوجه شد شخص عالیقدری میخواهد بیاید، اظهار تمایل نمود به همراه سفیر ایران در استقبال شرکت کند.
🍃 بر مرکبهایشان شدند و از میان مردم گذشته و با سرعت خود را رساندند و در انتظار جلال و موکب پرشکوه شیخ بودند تا آنکه دیدند شیخی بر الاغ برهنهای سوار است و بدون هیچگونه آلایشی به همراه یک نفر به طرف بغداد میآید
🍃 فکر کردند مسافری غریب است و سفیر ایران و همراهانش که شیخ را نمیشناختند بدون اعتناء از او گذشتند، اما طولی نکشید آن شیخ به جمعیت رسید.
🍃 ناگهان صدای صلوات و سلام و غوغای شادی بلند شد و مردم مانند دریای مواج به طرف شیخ آمده و دور او را گرفتند و زیارتش میکردند، معلوم شد آن شیخ ساده و بی پیرایهای که سوار الاغ بود، همان مرجع تقلید بزرگوار و جلیلالقدر مسلمانان است که مردم برای دستبوسی او سر از پا نمیشناسند.
✨ سفیر خارجی حیرت زده و مبهوت در مراجعت به طرف شهر به سفیر ایران گفت: شنیده بودم که حضرت عیسی (علیهالسلام) با آن همه عظمت و پیروانی که داشت پیاده راه میرفت و بر الاغ برهنه سوار میشد، اما باور نمیکردم. ولی امروز با دیدن این شیخ جلیل، یاد مسیح برایم زنده شد و یقین پیدا کردم آنچه در سیره انبیاء شنیدهام صحیح است و بدان عقیده پیدا کردم ✨
📚 کتاب مردان علم در میدان عمل
#با_فروارد_کردن_پستها_مارا_حمایت_کنید
#با_ما_در_ایتا_سروش_تلگرام_همراه_باشید.
👇👇👇
💟 #کانال_این_الفاطمیون
🆔 @fatemiyoon18
🍃🌸🍃🌸🍃
🍃💐پیامبراڪرم(ص)💐🍃
🌹فرزندانتان را زیاد ببوسید ،
بہ راستے ڪه براے هر بوسه
شما در بهشت ، درجہ اے است
ڪہ مسافتش 500 سال است🌹
📚روضه الواعظين ج۲ ص۲۶۹
🆔 @fatemiyoon18
#مهدى/جاااااااان...
🌼خبرت هست كه
بى روى تو
آرامم نيست🍃
اَللهمّ عَجِّلً لِوَليِّكَ الْفَرَجْ🙏
🆔 @fatemiyoon18