✍ در کتاب «الحاويه فی مذمّات معاویة [قاسم بن محمد بن احمد مأمونی، اهل تسنن -متوفای ۴۴۸]» آمده است كه: زنان خاندان نبوت در حالت اسيرى، حال مردان كه در كربلا شهيد شده بودند، بر پسران و دختران ايشان پوشيده مىداشتند و هر كودكى را وعدهها مىدادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است؛ باز مىآيد.
تا ايشان را به خانه يزيد آوردند.
◼️ دختركى بود چهار ساله؛ شبى از خواب بيدار شد و گفت: «پدر من #حسين كجاست؟ اين ساعت او را به خواب ديدم، سخت پريشان.»
◼️ زنان و كودكان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخاست. يزيد خفته بود؛ از خواب بيدار شد و حال تفحص كرد؛ خبر بردند كه حال چنين است. آن لعين در حال گفت كه بروند و سر پدر او را بياورند و در كنار او نهند.
🔴 ملاعين سر بياوردند و در كنار آن دختر چهارساله نهادند؛ پرسيد: اين چيست؟ ملاعين گفتند: سر پدر تو است.
◼️ آن دختر فرياد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسليم كرد.
📚 عماد الدين طبرى، كامل بهايى، ج۲، ص۱۷۹.
◼️ #امام_حسین #حضرت_رقیه #پنج_صفر
☑️ @Fatemyeh_ValiAsr