.
🔴 نُه نفر به یک نفر ! 😢
پنج شنبه شب ۲۷ تیر، ساعت ۲۳، امیر دهقان طلبه ۲۶ ساله مدرسه علمیه امام رضا(ع) کرج، بعد از هیئت با دوستش به یک بستنی فروشی در میدان خوشنام مشکین دشت کرج میرن.
در بدو ورود، می بینن شش پسر و سه دختر جوان، در حالیکه پوشش درست و وضعیت مناسبی نداشتن، اونجان و با هم شوخی های رکیک می کنند.
امیر گفت: من فقط نگاه سنگینی بهشون کردم، و خواستم به نوعی با نگاهم نهی از منکر کرده باشم که دوتا از پسرها که حالت طبیعی نداشتند، شروع به توهین و فحاشی به من و بسیجی هاکردند.
امیر گفت: بهشون گفتم اینجا محیط عمومیه و خانواده نشستن، مراقب کلام و رفتارتون باشید که دیدم چند نفری ریختن سرم و با هرچی دستشون رسید منو زدن.
این طلبه جوان گفت: دخترها رفتن برای پسرها از داخل ماشینشون چاقو و قمه و چوب آوردند تا در خشونت اونها شریک باشن و بی نصیب نمونن!
اون تعریف کرد که پسرا چند نفر از جمله یک پیرمرد رو که میخواست جلوشون رو بگیره هم زدند و بعد از اینکه از من دست کشیدند، رفتند وسط خیابون و شروع به عربده کشی کردن .
امیر گفت: شماره پلاک های دو خودروی دنا سفید رنگ و ۲۰۶ نوک مدادی رو مردم برداشتن و من امروز با گواهی پزشکی قانونی به دادگستری فردیس رفتم و شکایت کردم تا ببینم نتیجه چی میشه !
این طلبه جوان الان در منزل بستری و تحت درمان هست.
پی نوشت: ما هم همچون امیر، منتظر #اقدام_سریع #دستگاه_قضا و #پلیس می مانیم !
➖➖➖⭕️➖➖➖
#حسن_شمشادی
#خبرنگار و #فعال_رسانه https://eitaa.com/fatemyyon
فاطمیون
برای رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یک نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن،
داوطلب زیاد بود
قرعه انداختند افتاد بنام یک جوان.
همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد!
گفت چکار دارید بنامش افتاده دیگه،
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان .
جوان بدون درنگ خودش رو با صورت انداخت روی سیم خاردار.
بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوان.
همه رفتن الا پیرمرد!
گفتن بیا!
گفت نه شما برید من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش.
مادرش منتظره!!
https://eitaa.com/fatemyyon
هدایت شده از 🌸دختــران چــادری🌸
کتاب صوتی گوش کنیم...
کتاب صوتی "مسئله حجاب"
اثر استاد شهید مرتضی مطهری👇