eitaa logo
فتح قلم🖋
174 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.2هزار ویدیو
2 فایل
هوالبصیر (ما با ذهنها مواجهیم، با دلها مواجهیم؛ باید دلها قانع بشود. اگر دلها قانع نشد، بدنها به راه نمی‌افتد، جسم‌ها به‌کار نمی‌افتد»(۱۳۹۵/۰۴/۱۲) تنها شمشیر سلاح فتح نیست.قلم، سلاح حزب الله است در فتح فکرها. محتاج عنایت خدا هستم. @F_Rahjo
مشاهده در ایتا
دانلود
سال ۸۸بخاطر فتنه گری و به راه انداختن آشوب دستگیر شد.لیدر بود.جوان ترها را هم تحریک می کرد.آخر سر با چند وقت آب خنک خوردن، به حرف آمد و اعتراف کرد که نقشه براندازی داشتند. این دشمن آقاست ولی آقا به مهمانی بیت هم دعوتش کرده . چه سعه صدری دارند آقا.
❇️این یادش بخیرها و کلی یادش بخیر دیگر یادش بخیر ما که دانشجو بودیم تبیین کلام رهبری کلی کلاس داشت برای خودش. مثل این روزها نبود که به لطف تریبون های مجازی، بچه های دبیرستانی هم برای خودشان یک پا رهبر اجتماعی شده اند‌ که سخت است تن دهند به پیروی.آن روزها تبدیل کلام آقا به گفتمان عمومی دست کم بین جماعت انقلابی رسانه ای مد بود‌.مثل الان نبود که بعضی تریبون دار و ممبر دارهای انقلابی، نُومِنُ بِبَعض و نَکفُرُ بِبَعض باشند.که گاهی بعضی حرفها به دلشان ننشیند وبرای توجیه انکارشان بیت را متهم کنند به تحریف کلام آقا. 🔹فتح قلم🔹 https://eitaa.com/fatheGhalam
یادش بخیر آن روزها کلام آقا " فرامین"بود. مثل امروز با کلاس نشده بودیم که با دویست سیصد کا فالوور باد به غبغب بندازیم و بگوییم :"در فلان مسئله آقا فتوا نداده اند توصیه کرده اند!توصیه که لازم الاجرا نیست!آن روزها این سنت از ما بهتران اصلاح طلب و اصولگرای واداده بود نه بچه های انقلابی! 🔹فتح قلم🔹 https://eitaa.com/fatheGhalam
یادش بخیر آن روزها نقطه مرکزی نقدهای مان ،وابستگان غرب زده و فکر سمی شان بود.تازه آن هم بعد از آمریکا و اسراییل جنایتکار و رفقای غربی تروریست پرورشان .دیدن آن حجم از دندان تیز و لب و لوچه خون آشام وقت نمی داد که بنشینی و ذره بین دستت بگیری از صدتا حرکت، یک کار آدم حزب الهی را برجسته کنی و و قبل از اینکه خصوصی به خودش بگویی در بوق و کرنایش کنی که انگار دزد گرفته ای!که گویی فساد سیستماتیک است.که همه را حتی مومنین دلزده کنی .آن روزها این کارها اسمش یاس پراکنی بود نه عدالت خواهی! 🔹فتح قلم🔹 https://eitaa.com/fatheGhalam
یادش بخیر آن روزها جهاد تبیین مزین بود به زینت منطق و عاطفه اما امروز می ترسی صفحه یک به اصلاح کنشگر انقلابی را باز کنی نکند خواندن نوشته اش در گناه فحاشی وناسزاگویی و تهمت و غیبت شریکت کند .تازه اگر خونت به جوش نیاید که مجبور شوی علیه آن ناسزاگو مطلبی بنویسی و خودت به اختلاف و دعوای درون جبهه ای هم دامن بزنی. https://eitaa.com/fatheGhalam
آن روزها برای بچه های انقلاب دنبال کردن اصل و متن سخنان آقا چه هیجانی داشت👏🏼؛الان زیبنده تر این است که روزنامه مثلا حزب الهی ،حرفهایش عوام پسندتر باشد.((هرچه مردم بخواهند همان!حجاب؟به زیست های متفاوت باید تن داد!نباید جامعه را دوقطبی کرد!)) آقامیری طور.حالا کمی رقیق تر البته. تازه هیجانش در این است که مخالفین دین و انقلاب هم لایکت کنند.لابد نشانه بی طرفی و منطق قوی توست‼️ https://eitaa.com/fatheGhalam
💔یادش بخیر آن روزها حفظ کردن کلمات آقا دست کم برای دانشجوهای انقلابی نشانه ای بود از به روز بودن.نه مثل الان که دانشجوی انقلابی که باید در جایگاه یک مطالبه گر آگاه دست کم به جدیدترین مطالبات رهبرش آگاه باشد پشت تریبون در دیدار با آقا توقعاتی مطرح می کند که انگار سخنان همین چند روز پیش آقا هم به گوشش نخورده چه رسد به حفظ کردن و تطبیق با باقی سخنان! 🔹🔹🔹 ⭐️این یادش بخیرها و کلی یادش بخیر دیگر👌 🔹فتح قلم🔹 https://eitaa.com/fatheGhalam
5.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 راوی راه آسمان ✏️ رهبر انقلاب: مشتری همیشگی بودم ✏️ شهید آوینی میگفت: این جوانهای ما به راههای آسمان آشناترند تا به راههای زمین ➕ حضور رهبر انقلاب در مراسم تشییع شهید آوینی 🌷 سالروز شهادت شهید سیدمرتضی آوینی 💻 Farsi.Khamenei.ir
🔹️به یاد شهید عزیز، سید شهیدان اهل قلم، آقای سیدمرتضی آوینی که یادش غالباً با من است، به خانواده گرامی اش اهدا می گردد ✍‌ دست نوشته رهبر انقلاب در قرآن اهدایی رهبر انقلاب به خانواده شهید سید مرتضی آوینی 🌷 سالروز شهادت شهید سیدمرتضی آوینی 💻 Farsi.Khamenei.ir
6.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظات و ساعات آخر را قدر بدانیم... مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روحشون شاد
خدایا ! خوب می شناسی ام.بهتر از من.آنم که یک ماه به لطف اتصال زمین به آسمان شیطانک هایم در غل و زنجیر بودند اما درِ قفس نفسم همچنان باز بود و پرنده ی خیال و توهماتم باز برای دانه چیدن در هوای دنیا پر زد و مجروح شد.من همانم که وقتی باران رحتمت بارید در زلال آیینه ای آبی که بر زمینِ خشکیده دلم جاری کردی خودم را دیدم.خودم را که خسته وبال و پر شکسته از تقلا در تاریکی های دنیایم دمی از تکاپو افتاده بودم و زیر نور ماه، چشمهایم را در زلال معارف قرآنی ات می شستم وچند روز در شفق به دریای قرآنت چشم می دوختم و در بیکران کلام والایت خودم را گم می کردم .اینک این منم که در آخرین ایستن گاه رمضانی چشم دوخته ام به آخرین تابش های ماه و همزمان حسرت های خودم و نعمت های تو را یکی یکی می شمارم.می شمارم که بیست و هفت روز و بیست و دو ساعت و چند دقیقه است که به برکت فرود ملائکه ی مخصوصت،سرزمین دلم از اغوای خناسان جنی پاک شده بود.که به لطف ملائکه فرمانبردارت،اهریمنان در بند بودند وهیچ دشمنی نداشتم. حسرت می خورم که زیر باران رحمتت ظرفم انقدر کوچک بود که بی دشمن هم گاه با خودم دشمنی کردم. اشکهای این لحظه ها نه اشک عارف و زاهد که اشک بنده ای است که نه رسم عاشقی بلد بود نه انقدر خودش را شناخت که در وجود بی انتهایت فانی شود.اشک کوچکترین مخلوقی است که فرصت هایی ناب را از دست داد.نجوایم از گلوی موجود کوچکی برآمده که به خیال خودش در معرفی خود راستگوست .می داند میان او و آسمان نورانی ات میلیاردها سال نوری از گناه فاصله است. تپش هایم متعلق به قلب حسرت برنده ای است که دلشوره دارد .نمی داند با آن همه نقش زمختی که بر بوم دلش کشیده که در این ماه هم نشد پاکشان کند ،آیا دوباره فرصت مهمانی ات را نصیبش می کنی یانه؟ توبه ام را شاید نپسندیده باشی.خودت عین صدق و صفایی که خوب می دانی به امید شست وشوی بال و پرم به زبان توبه کردم.در نگاه کوچک من، مهربان ترین وجود که تویی سزاوارتری که، بر فقیر ترین موجود بیشترین ترحم را کنی.خواستم بگویم می دانم فقیرترینم خوب که نگاه کردم دیدم این هم فقط به زبان است.بهتر است بگویم نمی دانم.اما تو خوب می دانی که من نه فقط فقیرتر از عرفا و خوبان و مقربان درگاهت که فقیر تر از همه مخلوقاتم. هرسال یازده ماه وقتم می دهی تا در آنچه آفریدی و در خودم تورا ببینم ولی من، ماه ها فقط خودم را می بینم.آن هم نه آن "خود"که به وجود تو قائم است.آنکه به خیالش "تنهایی" هم برای خودش کسی است.چطور حسرت نخورم که ازبس نیامدم خودت منت گذاشتی وبا حلول از صدقه سر مهمان های ویژه ات من را هم نشاندی پای سفره ات؟هرچند ناسپاس و عصیان گر بودم.با این وصف ،تو والاترینی، مهربان خدا. من مستحق ترینم.از همین حالا ترسیده ام که با غروب ، دوباره زقوم حب دنیا در مملکت وجودم سبز شود و ناقوس معبد شیطان به صدا در آید.که بچه شیطان ها از بند رها شوند و رقص کنان به سرزمین دلم هجوم آورند.چه می گویم؟ در مملکت وجودی که هزار بت بر آن فرمانروا کرده ام، که هربار به تحریک یک کدامشان لشکر غم و اندوه و پشیمانی هجوم می آورند و سرزمین وجودم را به تاراج می برند چه جای گلایه و ترس از بچه ابلیس ها؟ کاش به روی ماه عصاره خوبی ها که در آخرین سحر،مولکول های نور به ریه های مقدسش فرو می نشانی این هوای قدسی را برای روز رستاخیز در ریه های نفس مان ذخیره کنی.کاش به عشق آن ذخیره پاک سرشت که نمی دانم در کدام زمین مقدس مهمان سفره ی رمضانی ات شده،از من بگذری.کاش این لحظه های آخر برای همیشه از بند خودم رهایم کنی اما از بند محبت خودت نه. دوست داشتنی ترین رفیق . بیا و این لحظه های آخر تا ماه خداحافظی نکرده از کوچکترین بنده ات بگذر و فرصتم ده که زیر پرچم فرمانروای آخرالزمانی عصر ظهور،بندگی ات کنم. 💔💔💔