eitaa logo
حوزه علمیه تمدن ساز
4.4هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
575 ویدیو
94 فایل
فضایی طلبگی برای نگاهی راهبردی‌تر و عمیق‌تر ... ✏نقد تحجر ✏نقد التقاط @amin_dehghani ◾صوت @s_feghheakbar
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 خاطره ای از قمه زنی و تبعات منفی آن در بین دانشجویان آلمانی استاد شهید هاشمی نژاد: یکی از دوستانم ﻛﻪ دانشجویی است و در آلمان ﻣﺷﻐول تحصیل است ﺳﺎل گذشته برایم حکایت کرد ﻛﻪ در آنجا ﻣﺎ ﺑﻪ دﯾدن ﻓﯾﻠﻣﻰ رفتیم ﻛﻪ در آن قسمتی از ﻋﺎدات و اعمال ﻣردم مشرق زمین نشان دادﻩ ﻣﻰ شد، اعمالی ﻛﻪ نشان دهنده ی انحطاط فکری آﻧﻬﺎ است. (ﻣﺎ در اینجا ﺑﻪ این حقیقت ﻛﺎرى نداریم ﻛﻪ غربی‌ها همواره در صدد تحقیر ﻣردم مشرق زمین و ملل آن هستند و اکنون در صدد آن هم نیستیم ﻛﻪ ببینیم آﯾﺎ آﻧﻬﺎ ﺣق دارند شرقی‌ها را این گونه تحقیر کنند ﯾﺎ ﻧﻪ؟ و اینکه اعمال خرافی و اعتقادات ﻧﺎمعقولی ﻛﻪ ﺑﺎ هیچ اﺻﻠﻰ ﻗﺎبل ﺳﺎزش نیست در بین آن‌ها هم فراوان یافت ﻣﻰ شود) در آن فیلم از کشور هندوستان مثلا داستان ﮔﺎوﻫﺎی مقدس و احتراماتی ﻛﻪ ﻣردم آنجا در برابر آﻧﻬﺎ انجام ﻣﻰ دادند نشان دادﻩ شد، وﻟﻰ هنگامی ﻛﻪ نوبت ﺑﻪ ایران رسید منظره ی قمه زدن ﺑﺎ ﻫﻣﺎن وﺿﻊ چندش آور در فیلم منعکس گردیده بود. دوستم ﻣﻰ گفت در بین مظاهر گوناگونی ﻛﻪ از کشورهای مختلف نشان دادﻩ شد منظره‌ی قمه زدن آن چنان حس نفرت و انزجار را در بینندگان تحریک کرد ﻛﻪ غیر ﻗﺎبل وصف است! 📔 درسى كه حسين به انسان‌ها آموخت، ص ۱۳۸ و ۱۳۹
14.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 به جای خارج مشتق و استصحاب‌های تکراری، به استخراج و انقلاب این قوانین بپردازید. ◾️ نتیجه ◾️ تبعیض در ساختار مالکیت منابع ◾️ چگونه افرادی در کشور با مالکیتِ بر منابع طبیعی همچون زمین، نفت، گاز و معادن در ، هر روز ثروتمندتر و دست نیافتنی‌تر می‌شوند اما عامه مردم، فقیر و فقیرتر؟! .................. ⭕️ هفت موتور تولید تبعیض و رانت: ۱. اولین موتور تولید تبعیض ۲. دومین موتور تولید تبعیض ۳. سومین موتور تولید تبعیض ۴. چهارمین موتور تولید تبعیض ۵. پنجمین موتور تولید تبعیض ۶. ششمین موتور تولید تبعیض ۷. هفتمین موتور تولید تبعیض
💥درجه بندی حساسیت ها و واکنش ها ✍استاد شهید : 🔹گاهی مردم به علل خاص اجتماعی درباره بعضی مسائل بسیار اصولی دین حساسیت خود را از دست می‌دهند، گویی شعورشان نسبت به آن اصول خفته است، به چشم خود می‌بینند که آن اصول پایمال می‌شود ولی ککشان به اصطلاح نمی‌گزد؛ ولی درباره بعضی مسائل که از نظر خود دین جزء اصول نیست، جزء فروع است، یا احیاناً جزء فروع هم نیست، جزء شعائر است، یا خیر جزء اصول است ولی بالاخره اصلی است در عرض اصل‌های دیگر، آنچنان حساسیت نشان می‌دهند که حتی توهّم خدشه‌ای بر آن یا شایعه دروغ خدشه بر آن، آنها را به جوش می‌آورد. 🔸گاهی هم حساسیت‌های کاذب در جامعه به وجود می‌آورند یعنی مردم درباره اموری حساسیت نشان می‌دهند که دلیلی ندارد. یکی از آقایان نقل می‌کردند که در یکی از شهرستان‌ها مردی از کسبه که خیلی مقدس بود، خدا به او فرزندی نداده بود جز یک پسر، آن پسر برایش خیلی عزیز بود، طبعاً لوس و ننر و حاکم بر پدر و مادر بار آمده بود. این پسر کم کم جوانی برومند شد. جوانی، فراغت، پولداری، لوسی و ننری دست به دست هم داده بود و او را جوانی هرزه بار آورده بود. پدر بیچاره خیلی ناراحت بود و بچه به سخنانش گوش نمی‌داد، و از طرفی چون یگانه فرزند پدر بود پدر حاضر نمی‌شد طردش کند، می‌سوخت و می‌ساخت. کار هرزگی فرزند به جایی رسید که کم کم در خانه پدر که هیچ وقت جز مجالس مذهبی مجلسی تشکیل نمی‌شد بساط مشروب پهن می‌کرد. تدریجاً زنان هر جایی را می‌آورد. پدر بیچاره دندان به جگر می‌گذاشت و چیزی نمی‌گفت. 🔹در آن اوقات، تازه «گوجه فرنگی» به ایران آمده بود. عده‌ای علیه این گوجه ملعون فرنگی! تبلیغ می‌کردند به عنوان اینکه فرنگی است و از فرنگ آمده حرام است، و مردم هم نمی‌خوردند و تدریجاً مردم آن شهر حساسیت شدیدی درباره گوجه فرنگی پیدا کرده بودند و از هر حرامی در نظرشان حرام‌تر بود. در آن شهر به این گوجه «ارمنی بادمجان» می‌گفتند. این لقب از لقب «گوجه فرنگی» حادتر و تندتر بود، زیرا کلمه «گوجه فرنگی» فقط وطن این گوجه را مشخص می‌کرد؛ ولی کلمه «ارمنی بادمجان» مذهب و دین آن را معین کرد! قهراً در آن شهر تعصب و حساسیت مردم علیه این تازه وارد بیشتر بود. 🔸روزی به آن حاجی که پسرش هرزه و لاابالی شده بود و خودش خون می‌خورد و خاموش بود، اهل خانه خبر دادند که امروز آقا پسر کار تازه‌ای کرده است، یک دستمال «ارمنی بادمجان» با خود به خانه آورده است. 🔹پدر وقتی که این خبر را شنید دیگر تاب و توان را از دست داد، آمد پسر را صدا زد و گفت: پسر! شراب خوردی صبر کردم، دنبال فحشاء رفتی صبر کردم، قمار کردی صبر کردم، خانه‌ام را مرکز شراب و فحشاء کردی صبر کردم، حالا کار را به جایی رسانده‌ای که «ارمنی بادمجان» به خانه من آورده‌ای، این دیگر برای من قابل تحمل نیست، دیگر من از تو پسر گذشتم، باید از خانه من به هر گوری که می‌خواهی بروی. 🔸این نمونه‌ای بود از حساسیت‌هایی که در مورد هیچ و پوچ و یا در مورد امور جزئی پیدا می‌شود؛ صد برابر حساسیتی است که در مورد امور اساسی پیدا می‌شود؛ کار حساسیت به جایی می‌رسد که تحمل «ارمنی بادمجان» از تحمل شراب و قمار و فحشا دشوارتر می‌گردد! 🔹اما نمونه حساسیت‌های کاذب در مورد مسائل اصلی. حتماً تعجب می‌کنید که چگونه ممکن است در مورد مسائل اصولی، حساسیت‌های کاذب به وجود آید. تعجب ندارد؛ دلیل کاذب بودنش این است که اصول دیگر در همان درجه یا بالاتر پایمال می‌شود و هیچ حساسیتی نیست، پس معلوم می‌شود آنجا هم که حساسیت هست کاذب است. 📚 استاد مطهری، امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص155 ✍پ.ن: اینکه برای بسیاری از حوزویان مساله بدحجابی بسیار مهمه ولی تبعیض و ظلم ها آنقدر مهم نیست یعنی خیلی دوریم از حقیقت و اولویت شناس نیستیم امام خمینی(ره): "آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند... حمایت از محرومین و پابرهنه هاست. ما باید تحت هر شرایطی خود را عهده دار این مسئولیت بزرگ بدانیم..." ♦️ کشکول ناب حوزوی👇 🔵 @kashkolenab
ما متأسفانه هنوز در شناسایی نیازهای جهانی و رصد، دچار ضعف هستیم. در طول سه دهه گذشته بیش از ۵۰ هزار کتاب از سوی حوزویان تألیف شده است که نیاز است بسیاری از آن ها به زبان های زنده دنیا ترجمه شود. برای رسیدن به نشر جهانی می بایست آثار را بر پایه فرهنگ، فهم، ادبیات و مثال های کشورهای هدف بازنویسی و بومی سازی کنیم. متأسفانه غالب کتب منتشره ناشران ما ترجمه خارجی ندارند و این بعد بین المللی آثار علمی ما را کم رنگ کرده است. _ معاون پژوهش حوزه (منبع) .................................... ✍ پی‌نوشت: چند مثال زیر را ببینید: 👈 تبعات ضعف ترجمه آثار شیعی در ژاپن 👈 تبعات ضعف ترجمه آثار شیعی در روسیه ♦️ حوزه علمیه تمدن ساز: ✅ @feghheakbar
باید از روز یازدهم وسیله بستن دستِ دزدان و متخلّفان باشد.
در اينجا يك جمله درباره حكمت الهى شرق بگوییم و از اين گنجينه بزرگ معنوى قدردانى كنيم. حكمت الهى مشرق زمين سرمايه عظيم و گرانبهايى است كه در پرتوى اشعه تابناك اسلام به وجود آمده و به بشريت اهداء گرديده است. اما افسوس كه عده قليل و بسيار محدودى عميقانه با اين سرمايه عظيم آشنا هستند و از ناحيه بی خبران و دشمنان متعصب، بر آن، ستم ها شده است. عده اى كه اطلاعاتشان از فلسفه قديم عموما از حدود افلاك تسعه و عقول عشره تجاوز نمى كند، و چون فقط نام آن را شنيده و يا اگر به كتاب ها مراجعه كرده اند چيزى از آن سر در نياورده اند، خيال كرده اند فلسفه اسلامى همان است كه درباره افلاك تسعه و عقول عشره بحث مى كند، و چون امروز بى اساسی نظريه افلاک روشن شده پس آنها مى توانند گردن برافرازند و خود را از و بوعلی و برتر شمارند . آرى، اين عده مى پندارند حكمت الهى اسلامى همان فلسفه قديم يونانيان است و چيز علاوه اى ندارد و ناروا هم داخل اسلام شده است. اينان، نفهميده، يا فهميده، جنايت عظيمى نسبت به اسلام و معارف اسلامى مرتكب مى گردند. حكمت اسلامى با فلسفه همان اندازه متفاوت است كه اينشتين با فيزیک يونان. دلائلى هست كه حتى هم بطور كامل به اروپا نرفته است و اروپائيان از اين گنجينه ارزنده هنوز هم بی خبرند. 📙 علامه ، عدل الهی، ص۸۷و۸۸ ♦️ حوزه علمیه تمدن ساز: ✅ @feghheakbar
حوزه علمیه تمدن ساز
ما متأسفانه هنوز در شناسایی نیازهای جهانی و رصد، دچار ضعف هستیم. در طول سه دهه گذشته بیش از ۵۰ هزار
جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادی‌مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. 📚 صحیفه ، ج۲۱، ص۸۷ ✅ @feghheakbar
ویلیام جیمز می‌گوید: «اگر خوشی به انسان‌ مذهبی رو آورد، خنده‌های جلف و سبک از او دیده نمی‌شود و اگر غمی به او روی نماید، ناله و ناسزا از او شنیده نمی‌شود». این وقار و سنگینی ناشی از این است که روح آدمی به واسطه مذهب، عمیق‌تر و نافذتر و دوراندیش‌تر می‌شود و عمده چیزی که بر روح مؤمنان سایه می‌افکند و بلکه باید گفت سنگینی می‌افکند فکر مبدأ و معاد است. در اخبار دینی هم درباره رسول اکرم(ص) وارد شده که «ضحکه التبسم» (خنده او تبسم بود) و همچنین درباره مؤمن وارد شده که از قهقهه پرهیز دارد. به هر حال این سنگینی و وقار مؤمنان به واسطه حمل بار بزرگی است که بر روح خود دارند. دیگران به منزله ماشینی خالی هستند که به سرعت در حرکت است و دیوارها و چوب‌هایش لقلق می‌کند، و آنها به منزله ماشینی هستند که ظرفیت خود را پر کرده و در دست‌اندازها و پست و بلندی‌ها زیاد‌ بالا و پایین نمی‌پرد و زیاد صدا راه نمی‌اندازد و ماشین هم برای بارگیری ساخته شده نه برای خالی حرکت کردن. در آدمی هم ظرفیت عقیده و ایمان و مذهب وجود دارد. 📚 استاد شهید ، یادداشت‌ها، ج۴، ص۱۶۹ (با تلخیص) @Islamicphilosophy_ir