eitaa logo
فلوچاپ | چاپ عکس و مگنت
32.1هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
398 ویدیو
8 فایل
اینجاییم تا لذت ورق زدن عکسا رو بهت یادآوری کنیم، دیگه وقتشه خاطراتت رو لمس کنی..❤️ کادر خانوم✅ تنوع محصولامون @fellowchap_vitrin پیام رضایت @fellowchap_love قیمت‌ها و ثبت سفارش👇 🖥️ https://fellowchap.com/ ادمین پاسخگویی @fellowadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ میدونین جریان چی بوده .. داداشم ۶ سال از من بزرگتره .. اون زمان دوربین میگیرن و کلی از داداشم عکس گرفتن.. بعد که من به دنیا میام دوربینمون خراب شده بوده و من عکسی ندارم🥲 ‌
‌قصه‌ش شبیه قصه‌های الانم هست .. می‌بینی کلی عکس از نوزادیش گرفتی ریختی تو هارد بعدِ چند سال میای هارد رو میزنی به سیستم که عکسای نوزادیش رو نشونش بدی که ... هاردت سوخته و دیگه هیچ عکسی از نوزادیش نداری💔 ‌
خلاصه که من در قم چشم به جهان گشودم و بزرگ شدم تا ۵ سالگیم .. اینم فک کنم اولین عکساییه که منم توشون هستم😁
۶ سالگی بخاطر کار بابا رفتیم آذربایجان برای تبلیغ و دو سالی اونجا بودیم ..
مامانمم همیشه معلم بود .. چه زمانی که تبریز بود چه قم چه .. ایران معلم ریاضی بود، چون حوزوی بود اونجا هم به خانم‌ها درس میداد ..🥰❤️👆 الانم چند روزه از دانشگاه فرهنگیان بازنشسته شده😍🎉
باکو که بودیم من عاشق اسکیت بودم و یه روز بابا اینا برام اسکیت خریدن .. اینقدر من تو ذهنم اسکیت بازی کرده بودم و رو فرش با جوراب اسکیت رفته بودم و اسکیت بازی بچه‌ها رو نگاه کرده بودم که اسکیت رو یاد گرفته بودم بدون کفش اسکیت‼️🛼 اینجوری شد که پوشیدم یه بار رو فرش زمین خوردم بعد رفتم تو کوچه و دیگه زمین نخوردم 😎❤️
‌ البته با همین اسکیت دستم شکسته و بارها حسابی زخمی شدم تا خودم یاد بگیرم باهاش بپرم و الان خودمم مربی اسکیت باشم 🥴😁 ‌
دوباره دو سال برگشتیم ایران یعنی عکس با مقنعه سفید مدرسه خیلییییی نوستالژیه با اون نوشابه کولاک .. 😁 اون مقنعه دو تیکه ها رو هم خیلی دوست داشتم رنگ و وارنگش رو داشتم و همه خوششون میومد .. فک کنم مامانم از مکه گرفته بود ..❤️
سفر بعدیمون گرجستان بود .. تو گرجستان خیلی سخت میگرفتن .. اجازه نمیدادن خانم‌ها چادر سر کنن .. ولی یکی از قشنگ‌ترین جاهایی بود که دیدم طبیعتش خیلی بکر بود ❤️
‌ یادم نمیره تو روستاهای گرجستان بعضاً با دامن کوتاه میومدن سر کلاس بعد موقع نماز یه روسری میبستن کوچولو همونجوری مثلا نماز میخوندن😂 ‌ البته که خیلی از همینا بعدا کلا باحجاب شدن❤️😊 ‌
تو گرجستان خیلیییی کم بودیم .. کلا شاید ده تا خانواده ایرانی بود .. مدرسه‌مون یه خونه بود که اتاق وآشپزخونه و سالنش میشد کلاس هر گروهی .. کلاس ما هم ۳ نفره بود .. از دو پایه .. اینا کل بچه‌های کلاس بودن❤️ پ.ن: من دومی از سمت راست داداشم اولی از سمت چپ 🙂
‌ تموم شد ‼️ ‌