eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
231 دنبال‌کننده
304 عکس
104 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝐥𝐢𝐟𝐞لیلی
بدویننن بیاین ک قرارع زود بپاکمش
هدایت شده از 𝐥𝐢𝐟𝐞لیلی
نفر اول 😂معلومه ک پول 🫐🦢 https://eitaa.com/pintrstyy
هدایت شده از 𝐥𝐢𝐟𝐞لیلی
نفر سوممون ای بابا سخت شد ک 😂 اممممم میتونم بگم دوتاش ؟ ( من نمیتونم از هیچکدومش بگذرم آخه 😭) 🫐🦢 https://eitaa.com/pintrstyy
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مارو هم عاشق خودتون کردین:))) 𝑬𝒗𝒆𝒏 𝒊𝒇 𝑰 𝒅𝒊𝒆, 𝒕𝒉𝒆 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒐𝒏'𝒕 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒆 𝒎𝒚 𝒎𝒊𝒏𝒅🤎🫂✨ 𝐋𝐈𝐍𝐊: @macanlove
❌خبر فوریی❌ ادمین کانون یکتا گفته که اولین کنسرت حامیم توی یزد هست ! احتمالا از همین اردیبهشت شروع بشه ! فور بزنین . ╭╴✿⃘ֹ╶╶╾   ╌ ╍ ╴┅ ᠃᠃ ╍╴─╮ ┆𔘓‌ ࣪┆𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎 𝒎𝒐𝒐𝒏 🐳 𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝑐𝑜𝑝𝑦 🧊  ֗٭ ִ ˑ֗  ִ ִִ𐙚ִִ ╰┄╼ִ˒ @haamimsalehii
استوري علیرضآ آراد، تو روبیکآ.
هدایت شده از ✨️Haamim 🎧
خداروشکررررر🥺🤍🫂 ^....𝐻𝒶𝒶𝒾𝓂𝓂....^ 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐜𝐨𝐩𝐲❌ 𝐹𝒶𝓃 𝐻𝒜𝒜𝑀𝐼𝑀🪽 LINK:https://eitaa.com/Haamimmroor🤍❤️‍🔥
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حامی:همینجور محو حرف های آوا بودم و با شنیدن تک تکشون قند تو دلم آب میشد اما به خودم که اومدم دیدم ماشین غرق سکوت شده آوا سرشو به شیشه تکیه داده بود و با اون چشمای مظلومش به بیرون خیره شده بود. چشماش داشت سنگین میشد و حرفی نمیزد.فرمون و چرخوندم و رفتم سمت بستنی فروشی وقتی رسیدیم اوا خوب بود بیدارش کردم +آوا عزیزم بیدارشو رسیدیم بستنی فروشی که با ذوق نگام کرد و گفت: آوا:راس میگی الان بهم بستنی شکلاتی میدی😂😍(ذوق و خنده) حامی:اره فداتشم(دور از جونش) برات میخرم😂 آوا:خب بریم بخر حامی:بریم رفتیم داخل آوا نشست و منم رفتم بستنی سفارش بدم 🤵🏻‍♀:خوش اومدید چی میل دارید؟ حامی:ممنون عه یه بستنی شکلاتی با دیزاین و فالوده 🤵🏻‍♀:بفرمایید این رسیدتون صداتون میکنم حامی:ممنون آوا:نشسته بودم که حامی اومد نشست پیشم... ادامه دارد..... نویسنده:Anita
پارت جدید ❤️
حامی:به رسید نگاه کردم دیدم شماره 002 بودم 🤵🏻‍♀: شماره 002 حامی : ممنون ولی من که گفتم دیزان داشته داشته باشه 🤵🏻‍♀: ببخشید اشتباه از من بود لطفاً اجازه بدید که براتون درست کنم حامی: اشکال نداره (5 دقیقه بعد) 🤵🏻‍♀: بفرمایید حامی : ممنونم حامی:بیا عشقم آوا:مرسی عشقم بدو سریع بخوریم بریم خونه مامان لیلا حامی:باشه عزیزم میریم آوا:می‌دونم باید صبر کنم اما از بس که عجولم کنجکاوم بدونم مامانت چی میگه حامی:من که بستنی رو تمام کردم آوا:منم همینطور . حامی: رفتیم خونه مامان لیلاکل ماجرا رو تعریف کردیم مامان لیلا:خیلی زود نیست حامی:مامان می دونم که خیلی زود اول و آخر ما که ازدواج می کنیم الان چه بهتر اصلا خودت مگه نمیگی هر چه زودتر بهتر مامان لیلا: مادر من کاری ندارم زندگی خودته ب خودت مربوطه حامی: مرسی که همیشه به نظرم احترام می زارید ادامه دارد..... نویسنده: حدیث
پارت 32 خدمت شما دوست عزیز 🤍