#part34
مامان زهرا: منم هنوز ناهار درست نکردم انقدر که فکر و ذکرم پیش این بچه هاست اصلا یادم رفت ناهار درست کنم...
مامان لیلا: والا چی بگم.
آوا: از خونه مامان لیلا زدیم بیرون حامی گفت
حامی: آوا امشب میری کجا؟
آوا: امشب میخوام برم پیش دلارام دختر عموم
حامی: اوکی پس بزار اول بریم یه چی بخوریم چون دارم از گشنگی تلف میشم
آوا: حامی جدی میگی؟؟!!
پسر تازه کلی بستنی خوردی
حامی: مگه بستنی آدمو سیر میکنه؟
آوا: منو سیر میکنه
حامی: تو که آدم نیستی!
آوا: بی شعور په من چیم؟؟؟
حامی: تو فرشته ای عزیزم
آوا: زدم زیر خنده
حامی: خنده دار بود.؟
آوا: حامی خیلی بی نمکی🤣
حامی: 😐
آوا: من گشنم نیست برسونم خونه دلارام
حامی: من گشنمه
آوا: خو منو برسون بعد برو یچی بخور
حامی: باش ولی خونه دختر عموت کجاست
آوا: تو راه بیوفت من بهت میگم کجاست
حامی: بعد نیم ساعت بالاخره رسیدیم دم در خونه دختر عمو آوا
حامی: خدافظ عزیزم میبینمت
آوا: میبینمت✨
ادامه دارد...
نویسنده: غزل
https://abzarek.ir/service-p/msg/3342606
ناشناسمون کویر شده
پیام بدیم شب جواب همتون رو بدم✨
حدیث دوست پسر هم داری؟
---------------------
غزل: آره داره🤣👍
حدیث: به تو چه؟!
آنیتا:😑😑
ها رببرراتلقببباننپدابیییلللذرذننذللبلتدذذذلللپمتذررللقتند
--------------------
غزل: داداش چیزی زدی؟
حدیث: داداش ولم کن
آنیتا:عین خودمی منم تریاک میزنم😔😂
به من بگو چیکار کنم
--------------------
غزل: بخدا نمیدونم چیکار کنی😂
حدیث: نمیدونم چی کار بکی😂
آنیتا:نمیدانم😂
https://abzarek.ir/service-p/msg/3342606
بقیه کجان!؟
داریم جواب ناشناسامونو میدی ها!!
دوست دارم نماز دن دن دن درن دن دوست دارم پارتی دن دن دن درن دن
--------------------
غزل: آخر کدومو دوست داری!؟؟ 🤣
حدیث: خودم پارتی😁
آنیتا:پارتی (آدم توشو دوست دارم)😂😑
چند سالتونه خودم 13 رمانت خیلی خوبه🙂
------------------
غزل: منم 13 سالمه، مرسی ازت قشنگمممم❤️🫀
حدیث: مرسی منم 12
آنیتا:منم ۱۳
مرسی💘
میسه بگی تو پاذت چندم آوا و حامی ازدواج میکنن؟؟؟؟؟
--------------------
غزل: نمیدانم، اطلاعی ندارم
حدیث: نمی دونم 🤷🏻♀️
آنیتا:نمیدانم