سلام
بچه ها، چون الان فصل امتحاناته ماهم امتحانامون نهایین متاسفانه نمیتونم براتون پارت جدید بزارم.
از 27 اردیبهشت براتون پارت جدید میزارم
لطفا لف ندید، درک کنید✨
#part35
حامی: آوا رو رسوندم خودمم رفتم یچی خوردم و بعد رفتم خونه، خیلی هیجان داشتم چون کمتر از یک ماه دیگه عروسی منو آوا بود.
آوا: رسیدم خونه دلارام بغلش کردم چون چند ماهی میشد که ندیده بودمش.
دلارام: آوا آقا دومادمون کیه!؟
آوا: ای خدا تو از کجا فهمیدی؟
دلارام: آوا جدی میگی همه میدونن دختر
آوا: هومممم
دلارام: خب نگفتی کیه
آوا: اینم باید بدونی حامیم دیگه
دلارام: میدونم واقعا پسر کراشیه
آوا: واقعا
دلارام: حالا واقعا دوستت داره؟
آوا: معلومه که آره وگرنه نمیومد خواستگاریم که!
دلارام: خوشبحالت یکی پیدا شد بگیرت من که همینجوری سینگل موندم و چی میگی
آوا: دلارام مطمئن باش یروز یه خری توهم میگیره
دلارام: آوا خیلی بی شعوری حالا که اینطوره حامیم خره
آوا: کوسن مبل تو محکم پرت کردم سمت دلارام و گفتم حرف دهنت و بفهم( با خنده)
دلارام: 🤣🤣🤣
آوا: خدایا همه دختر عمو دارن منم دختر عمو دارمممم😐ـ
ادامه دارد...
نویسنده: غزل
بعد از چند روز بالاخره فعالیت و پارت دهی چنل شروع شد... 🙏✨
ممنونم از صبوریتون
#part36
آوا: شب شد رفتم خونه حامی بهم زنگ زد تعجب کردم که تا این ساعت بیداره، جوابشو دادم
حامی: آوا کجایی!؟
آوا: خونه
حامی: خونه کی؟
آوا: خونه خودمون
حامی: آها
آوا: حامی واقعا نیازه که به همین زودی عروسی بکنیم؟
حامی: ببین اگر منو تو ازدواج نکنیم خودت میدونی که از دست فاطمه چه کارهایی بر میاد
آوا: هوممم
آوا: حامی تالار واسه 24 روز دیگه رزرو شد
حامی: خیلیم عالی ولی 24 من احتمالا کنسرت دارم
آوا: حامی خب یجوری کنسلش کن
حامی: حالا باید با فرید هماهنگ کنم ببینم چی میشه
آوا: حامی ببینم چی میشه نه جدی باید کنسل بشه
حامی: باشه بابا کنسلش میکنم😂
ادامه دارد...
نویسنده: غزل