eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
231 دنبال‌کننده
304 عکس
104 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
اره عزیزم رمان هم کنی خوب میشه همه جوره کانالت خوبه عشقم --------------------- غزل: ممنونم دورت بگردم🫂🫀 حدیث: ممنون عشقم ❤️
رمانت عالیه خیلی خفنه 🤌✨ ------------------- غزل: مرسی قربونت برم 🙏❤️ حدیث: قربونت برم 🤍❤️
رمانت عالیهه ---------------- غزل:ممنون عشقم🤏💌 حدیث: خیلی ممنون
رمانت قشنگه ولی اگه میشه پارت ها طولانی تر بشه -------------------- غزل: چشم عزیزم سعی میکنم پارت هارو طولانی تر کنم❤️‍🔥 حدیث:حتما انجام مشه
بی نظیر ----------------- غزل: ممنون عزیز دلم🎀🪄 حدیث:ممنونمممم عسلکم❤️
بریم واسه پارتت؟
هدایت شده از 𝐆𝐡𝐚𝐳𝐚𝐥 ریپم
_دلم پیشش گیر کرده بود حالا چطور بهش بگم دویدم سمتش و بهش خانم.... ☆آوا حسینی هستم. _خانم حسینی میشه دعوتتون کنم امشب برای شام؟ ☆چرا که نه من شمارم رو به شما میدم که برام لوکیشن رو بفرستید. _ممنون شماره رو گرفتم و رفتم توی ماشین نشستم شمارش رو توی تلکرام پیدا کردم براش لوکیشن رستوران رو فرستادم و یکهو نگاهم افتاد به پروفایلش رفتم گ داخل اطلاعات شخصیش لامصب خیلی خوشگل بود. شب شد... _توی رستوران نشته بودم که یکهو دیدم آوا وارد رستوران شد خیلی خشگل شده بودددد. ☆سلام آقا حامی _سلام بفرمایید صندلی رو براش کشیدم عقب و نشست. _راستش خانم حسینی م.... م... من ☆شما چی؟ _م.. من از ش.. شما راستش خو... خوشم اومده ☆نمیدونستم چی بگم واقعا خیلی شوکه شده بودم، ر.. راستش منم خیلی وقته از شما خوشم اومده بود ولی روم نمیشد بهتون بگم. یکهو یه صدای وحشتناک اومد... ادامه دارد... نویسنده: غزل
پارت پنج رو شب مینویسم میزارم براتون❤️
_دیدم یکهو عموم اومد داخل رستوران متعجب شدم اومد سر میزم و با صدای بلندی بهم گفت +هههع آقا حامی اونی که میگفتی دوسش داری آوا بود ☆ببخشید متوجه نشدم +آوا خانم حامی تا یک ماه دیگه ازدواج میکنه شمام برو پی کارت ☆واقعا حامی پس الکی گفتی دوسم داری همش الکی بود من احمق رو بگو که حرف تورو باور کردم، از سر میز بلند شدم و رفتم بیرون. _آوا یکهو از رستوران زد بیرون به عموم گفتم من بمیرم هم با اون ز. ن. ی. ک. ه ازدواج نمیکنممم +تو باید ازدواج کنی! _به عموم توجه نکردم و رفتم دنبال آوا، رفتم دم در رستوران اینور و اونور رو نگاه کردم کسی نبود، زنگ زدم به شمارش _زنگ زدم رد تماس داد، چند بار زنگ زدم تا دیگه بار آخر جواب داد. _الو آوا، یکهو صدای جیغ آوا اومد... آوا چی شد چیشد صدایی نشنیدم... ادامه دارد... نویسنده: غزل
سلام غزلیییی منمممم انیتااااا ------------------- غزل: آنیتا خوبی عزیزم؟ حدیث: سلام آنیتا دلمون برات تنگ شده