من امروز دیدم که مردم چجوری اشک ریختن برات، دیدم که چجوری برات عزاداری کردن، دیدم که چجوری خشم داشتن از این جسارت.. دیدم که چجوری مشت گره کرده بودن برای نابودی لکه ننگِ تاریخ.
بذار بریزن بیرون هلهله کنن، بذار فکرکنن میتونن خاکشون رو دو دستی بدن دست اجنبی بذار فکرکنن قراره ترامپ نجاتشون بده، بذار فکرکنن..
ما که تو مکتب شما بودیم، ما که از حاج قاسم یاد گرفتیم، ما که هنوز پیکر شهدای جنگ دفاع مقدس مون یکی یکی دارن پیدا میشن و تمومی نداره، بذار فکرکنن میتونن.
ما اگر یه وجب از خاک وطن به پوتین دشمن مونده باشه با خون خودمون اون پوتین رو شستشو میدیم ولی نمیذاریم تو تاریخ بنویسن، سربازای سیدعلی جان نه ولی خاک دادند.
تنها چیزی که از شما داشتم چفیهتون بود و یه قاب عکس، همینارو دستم گرفتم رفتم تو خیابون نذاشتم دشمن شاد شیم نذاشتم فکرکنن غریبی، نذاشتم فکرکنن مکتب و راهت به همینجا ختم شد.
آخرین کاری بود که میتونستم براتون بکنم و دینم رو ادا کنم.. این آخرین ادای دین به شما بود.. الحمدالله که به تمام وصیت حاج قاسم که شما بودید عمل کردم و پیش سردار بدقول نشدم، الحمدالله..
ولی خودمونیم راحت شدین آقا جان، از بی انصافی این جماعت و زخم زبوناشون راحت شدین..
حالا ما موندیم و ایرانِ بدون علی.
کاش واقعا قایم میشدی
اصلا کاش میترسیدی
کاش این تهمتایی که بت میزدن یکیش راست بود تا بلکه هنوز کنارمون بودی ..
گریه بسه .. محکم باشید.
نذارید دشمن فکرکنه زمینمون زده و خودمونو باختیم.
الان وقت رجز خوندنه، پاشید که طبق فرمایشات حضرت آقا خیلی کار داریم.
حاج قاسم گفته بود بزودی فتنه هایی پیش رو داریم که همه ارزوشونه اون زمان حضور داشته باشند...
فتنه هایی که تهش قراره بشه ظهور .
راستی آقا نگفته بودم؛ بچههایت از ساعت اول رفتنت، پای لانچرها ایستادند. در دل کوهها. در تونلهایی زیر خروارها خاک. شروع کردند به تقاص خون ریختهات. آنقدر مستحکم و دقیق که تا چندینساعت دشمن خیال میکرد تو خود در اتاق فرماندهی جنگ نشسته باشی. راستی آقا، یادت هست گفته بودی که اگر تاری از موی امت من کم کنید، بچههایم منطقه را به آتش میکشند؟ کشیدند آقا. حرف شما بعد از رفتنتان هم نباید زمین بماند. خامنهای حرف زده. پایگاه و برج سالم برایشان نمانده. باید بودی و میدیدی چه خبر است آقا. بچهها در پایگاههای نظامی، به حرمت لب تشنه و گرسنه تو، زیربار افطار کردن نمیروند. چه شیرپسرانی تربیت کردهای. امتت روز و شب از عزای تو در خیابان به خانه نمیرود. عجب امتی! خیالت تخت آقا. حالا کمی استراحت کن. ما اینجا وارثان کوهوار تو ایم همچو خودت!
✍️ مهدی مولایی