یه روز یه تفنگ میگیرم و اسمش رو میزارم حرف، و همه چی رو با حرف حل میکنم. فورا نه ولی حتما
Fᥱᥒtαᥒyᥣ
ناستنکا
حاضرم تمام زمان باقیموندهم رو صرف نوشتن کتابم کنم و اسمت رو ۱۳۸ بار توش تکرار کنم؛ هر صفحه، هر ثانیه، هر کلمه و جملهبهجمله اسمتو بیارم، درحالی که حتی یکبار هم قرار نیست اسمم رو بفهمی. و چه حیف اونقدری که باید، نرد نبودی واسه درک کردنش.