عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل؟
که تو ای عشق، همان پرسش بی زیرایی!
• در آینه، چهرهیِ آشنا میدید
اما گمان میکرد، غریبهای در خود اسیر است.
نه میخندد، نه میگرید نه میماند، نه میمیرد،
چه کردی با دلم دیگر ندارم اختیارش را ؟