آدمیزاد است دیگر
میتواند همزمان برای زندگی تلاش کند و بجنگد ولی به رفتن و گم و گور شدن نیز فکر کند .
اندوهم آنقدر مبهم است که نمیتوانم بگویم.
و اگر بگویم نخواهند فهمید و اگر بفهمند نیز فایدهای ندارد.
گاهی انسان از یک غم بزرگ نمیشکند
از هزار اندوه کوچک میشکند که هر روز اهسته روی قلبش مینشیند
در غمش هر شب به گردون پیکِ آهم میرسد
صبر کن ای دل! شبی آخر به ما هم میرسد
تو ديگر نيستی
مگر به صورتِ شعری در دهان
و لمسِ سرانگشتهای تمام شدهات
در دستهایمان...