راستش وقتی میخوام از تو بنویسم باید بگم که تو برام:
شبیهِ یه جعبه نون خامه ی بزرگ..
شبیهِ یه رنگ زرد قشنگ که روح آدمو زنده میکنه..
شبیهِ آخرین تیکه ی پیتزا...
شبیهِ خنکی هوای جنگلای شمال..
شبیهِ حسِ آخرین زنگ مدرسه..
شبیهِ وسطِ هندونه..
شبیهِ حسی که قدم زدن روی ماسه های ساحل..
شبیهِ بویِ خاک بارون زده..
شبیهِ قرمزی توت فرنگی..
شبیهِ چیزایی که هیچوقت حس خوبشون کم نمیشه!
کاش یکی بود از الان تا صبح تو
بغلش گریه میکردم و بهش میگفتم:ببین،ببین
چقد تن و بدن زندگیم درد میکنه ...
دلتنگ توأم
مرا بیاموز چطور دلتنگت نباشم
چطور باید ریشهی عشقِ تو را از اعماق جانم برکنم؟
یا من أحببتك
حتی إحترق الحب!
أحبینی:)
ای آنکه آن چنان
دوستت داشتم
که عشق آتش گرفت!
مرا دوست بدار:)
نمیگم اگه نباشی،زندگیم برای همیشه تموم میشه.
نمیگم اگه نباشی،نمیتوتم بدون تو ادامه بدم.
نمیگم اگه نباشی،تبدیل به یه ادم افسرده بازنده میشم.
ولی باید بگم که؛
وقتی هستی،همه چی برام قشنگ تره.
وقتی هستی،زندگیم کامل تره.
وقتی هستی،حالم بهتره.
وقتی هستی،آرومم.
پس باش،چون بودنت تو زندگیم خیلی زیبا تر از نبودنته.
-محمد مهدی عظیمی