من دیوونم درست !
ولی آخه مگه توام دیوونه نبودی؟
مگه همیشه سر نمیزدی ؟
- رادیو چهرازی
آدمی به مرور آرام میگیرد، بزرگ میشود، بالغ میشود و پای اشتباهاتش میایستد، آنها را به گردن دیگران نمیاندازد و دنبال مقصر نمیگردد. گذشتهاش را قبول میکند، نادیدهاش نمیگیرد و اجازه میدهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند.
آدمی از یک جایی به بعد میفهمد که از حالا باید آیندهاش را از نو بسازد اما به نوعی دیگر میفهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است، یک نعمت است و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد.
اصلا از یک جایی به بعد حال آدم، خودش خوب میشود.
- از اینور اونور
نیاز دارم مدتی به نبودن...
به بی خبری...!
به بیخیالی!
نیاز دارم مدتی خودم باشم و خودم!
بگذار جهان تمام شود...
آدم ها بروند...
بیایند...
من خسته تر از آنم که این تمام شدن را تماشا کنم!
نیاز دارم مدتی به نشنیدن...
به ندیدن...!
و یک بی خبری مطلق!
- فریس
این دلبر دیوونه ماهم اخریاش یادش رفت ازمون خدافظی کنه
ما هی داد میزدیم "خدافظ دلبر
اما پشت سرشم نگاه نمیکرد نامرد.
- خدافظ دلبر
نمیدونم چرا ولی بیشتر موقع ها تو خودمم
انگار از خودم طلب دارم
یه حس درگیری عجیبی تو خودم دارم خیلی وقتا
اینک چرا نمیخندم چرا همه برام مهمن ولی برا هیچکس مهم نیستم
چرا همیشه حامی بقیم ولی هیچکس حامی من نبود
و آخر سر هم با اینک مقصر خودمم این خود درگیری تمومش میکنم
-فریس