eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
68 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
203 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
عاشقی را انتظار داریم از مردمی ک از دیدن دو عاشق متنفرند ،، انگار معکوس عمل کردن در ذاتشان ریشه دوانده ،باید در کتاب هایمان ، نوشته هایمان ، حرف هایمان از عاشقی به عنوان یک ضد ارزش یاد کنیم تا شاید عشق برایشان جذاب شد و توانستند به بوسه ی دو عاشق در خیابان به چشم یک زیبایی نگاه کنند ... -عرفان مویدی
رفیق!جوری زندگی کن که وقتی به سن پیری رسیدی.. شرمنده خودت نباشی! -فریس
♡♡:♡♡
من باید دور باشم . من باید از آدمای دورم دور باشم . من باید خیلی دور باشم . من نباید ریختشونو ببینم . من باید ازشون دور باشم تا ناراحتم نکنن . من باید دور باشم تا اشکمو در نیارن . من باید تنها باشم چون اونا آدمای مهم زندگیمن و نمیدونن چقدر چقدر چقدر حرفایی که میزنن رو من تاثیر میزاره . من باید خیلی خیلی خیلی دور باشم . یه جا که اونا منو پیدا نکنن . یه جا که من از کاراشون از حرفاشون ناراحت نشم من باید برم من باید برم به یه جای دور ‌. یه جای خیلی دور . -شقایق مهری
دانی که چرا سِرّ نهان با تو نگویم؟ طوطی صفتی! طاقتِ اسرار نداری! -حضرت حافظ
بعضی چیزا رو نمیشه بیانش کرد.چون نمیتونی درکش کنی! بعضی چیزا توصیف کردنی نیستن،چون تا خودت تو اون موقعیت قرار نگیری نمیتونی متوجه بشی... -فریس
دقت کردید خیلی از ماها فراموش کردیم اخرین بار از ته دل به صورت طولانی کی خندیدیم؟ چقدر ظالمانه این زندگی سخت میگذره! -فریس
سالها بعد وقتی پایت از پله‌ها سُر میخورد و دست‌ آویزی جز نرده نداری.. از دست‌ هایم بیزار خواهم شد. -صادق‌ هدایت
اون روزی که رفتی فهمیدم بی توام میتونم این زندگی لعنتی رو ادامه بدم! شاید نسخ خنده هات باشما ولی هنوزم میتونم بدون تو ادامه بدم! هنوزم میتونم بدون فکر کردن به چشمای لعنتیت و لبخند زیبات زندگی کنم!بدون فکر کردن به اینکه الان کجایی؟ داری چیکار میکنی ؟حالت چطوره؟میتونم زندگی کنم.. ولی تبدیل به آدمی شدم که نمیشنامش.. حقیقتا این من داره منو از پا در میاره..شاید بتونم بدون تو زندگی کنم ولی با این من جدید ،خیر! -فریس
وقتی میبنید دونفر باهم خوشحالن! وقتی میبنید دونفر کنار هم دیگه دارن به خوشی زندگی میکنن! لطفا سعی نکنید این خوشی رو خراب کنید،مخرب نباشید -فریس
وقتی چیزی مرا رنج میداد، در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم، خودم در موردش فکر میکردم، به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم! نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم،نه... بلکه فکر میکردم که انسان ها در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات بدهند! •فودوشین•