اون روزی که رفتی فهمیدم بی توام میتونم این زندگی لعنتی رو ادامه بدم!
شاید نسخ خنده هات باشما ولی هنوزم میتونم بدون تو ادامه بدم!
هنوزم میتونم بدون فکر کردن به چشمای لعنتیت و لبخند زیبات زندگی کنم!بدون فکر کردن به اینکه الان کجایی؟ داری چیکار میکنی ؟حالت چطوره؟میتونم زندگی کنم..
ولی تبدیل به آدمی شدم که نمیشنامش..
حقیقتا این من داره منو از پا در میاره..شاید بتونم بدون تو زندگی کنم ولی با این من جدید ،خیر!
-فریس
وقتی میبنید دونفر باهم خوشحالن!
وقتی میبنید دونفر کنار هم دیگه دارن به خوشی زندگی میکنن!
لطفا سعی نکنید این خوشی رو خراب کنید،مخرب نباشید
-فریس
وقتی چیزی مرا رنج میداد،
در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم،
خودم در موردش فکر میکردم،
به نتیجه میرسیدم
و به تنهایی عمل میکردم!
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم،نه...
بلکه فکر میکردم که انسان ها در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات بدهند!
•فودوشین•
بدترین حس دنیا برا یه نویسنده میدونی چیه عشق دور من! یه شهر با نوشته هاش عاشق میشن جز تویی که باید بشی!
-فریس
وقتی یکی تا چیزی میشه،همه کار میکنه تا توضیح بده بهت،نه ازت میترسه نه میخاد خودشو ثابت کنه!
فقط اون احمق دوست داره و به هر دری میزنه ناراحت نباشی
-فریس
هرکجایه شهر که بروی مردمانی افسرده را مییابی که به هر دری میزنند ک کمی خوشحال ب نظر بییایند ، ما الان توی جامعمون درگیر یک بازیه اجتماعی شدیم که هر جا میریم عکس و فیلم میگیریم از خودمون و انتشارش میدیم و توش خوشحالیمو میخندیم در حالیکه یه نمایش اجتماعیه از چیزیه ک دوست داریم بهش برسیم ، وگرنه وقتی که ما خوشحال باشیم نیازی ب بازخورد دیگران و دیدن آن ها نداریم
-عرفان مویدی
دقت کردین اونایی که همیشه سعی میکنن دیگران شاد کنن!یا همیشه وقتی تو یه جمعی هستن سعی میکنن فضا اونجا رو شاد نگه دارن همیشه اونایی هستن که تو بدترین شرایط روحی هستن؟
قدر این آدما رو بدونید چون دل بزرگی دارن!
چون طعم تلخ غم خیلی خوب میشناسن نمیخان کس دیگه ای این طعم تلخو تجربه کنه
-فریس
کاش غیر از من و تو
هیچکس با خبر از ما نشود
نوبت بازی ما باشد و دیگر هرگز
نوبت بازی دنیا نشود..
-افشین یداللهی
یه جایی باید بهت بَر بخوره؛
باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران،
دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهایِ ناحق ،
رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اَطرافِت وایستی.
همون وقتی که راننده تاکسی بقیه یِ پولِتو نمیده چون فکر میکنه اونجا غریبی،
همون وقتی که از علایق و احساساتِت حرف میزنی و یه سِریا به حرفایِ جِدیت میخندن،
همون وقتی که میدونی فلانی داره دروغ میگه درحالی که حقیقت چیز دیگه اییه!
یِجایی باید دَست بَرداری از باجنبگیِ بیش از حدِت،
از اینکه هرکی هرچی خواست بگه،
دلِش از هرجا پٌر بود سرِ تو خالی کنه
و این وسط تو مثلِ همیشه دلِ شکستَتٌ پشتِ نقابِ خنده پنهون کنی و روحِت بشه کیسه بوکسِ خَشم و انتقادها و رفتارهایِ اذیت کننده ی دیگران، که هرچی تو سکوت میکنی اونا با قدرتِ بیشتری مٌشت و لَگد حوالَت میکنن...
نمیگم مهربون نباش و نَبَخش و نَگذر، نه...
مهربون باش، اما نَذار مهربونیت بعضیا رو اونقدر بد عادت کنه که فکر کنن با همه میتونن هرجور دوست دارن رفتار کنن ، به خودت حق بِده گاهی ناراحت بشی و ناراحتیت رو نشون بده...
یجایی دست از کیسه بوکس بودن بردار، هم بخاطر خودت، هم بخاطر دیگران...
-کاکتوس
مگه چندبار، آدمی میاد تو زندگیمون
که وقتی بدقلق و ناراحتیم،
همه این بداخلاقیا رو به جون بخره
و فرقِ بینِ درککردن و ترککردن رو تشخیص بده؟
اگه همچین آدمی رو کنارت داری، از دستش نده!
-زیتون
من ترجیح میدهم ورشکسته رویاهایم باشم، تا کارمند آرزوهای دیگری.
اینگونه حداقل حسرت کارهای نکرده با من نخواهد بود.
اینکه به ندای دلت گوش کنی، بسیار مهم است. سعی کن هیچ وقت شرمنده دلت نباشی. دیگران حتی صمیمیترینشان، مهمان امروز و فردای زندگی ما هستند، اما در نهایت این ماییم که با قلبمان تنها خواهیم ماند. روزی که جهان ساکت شود ندای درونت بلندتر از هر زمان دیگر فردی که میتوانستی باشی را به تو یادآوری خواهد کرد و در آن لحظه دو حس بیشتر وجود ندارد؛ یا لبخند رضایت یا پوزخند حسرت.
-تمام جهان در من است