جای تلخ ماجرا اینجاست که من هنوز به نیت دیدن جمله؛
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور!
دیوان حافظ باز میکنم ولی انگار حضرت حافظ ام بام لج کرده،دقیقا مثل تو که بام لج کردی و برنمیگردی
-فریس
میدانی آدم هایی در دنیا هستند که "پایان" آنها را نمیترساند ، این آدم ها بارها بارها به پایان فکر کرده اند و ذرهذره آن را بلد شده اند ،
و حقیقت این است که آدمی ، از چیزی که بلد شده باشدش دیگر نخواهد ترسید .
- پویا اوحدی
جمشید نشسته رو زمین، کنار دیوار، تکیه داده، خیره به روبهرو.
عین هر سال،میشینم کناردستش، پای دیوار، میگه وردار یه نارنجی بزن رها کن این حرفا رُ .
دوتا پر نارنجی میذاریم کف دستمون، دراز میکنیم جلوش، بیا تو هم بزن.
یارو غریبههه میگه: چیه؟ با کی کار داری؟ میگم: جمشید خودتُ لوس نکن بابا، نارنجی رُ بزن بلند شو بریم توو حیاط. میگه: جمشید کیه دیوونه؟ بده بینم اون داروی نظافتُ، خودتم برو پی کارت.
اللهم صل علی محمد و آل محمد...
- رادیو چهرازی
گفت آقا برین گره از زلف یار باز کنین،
امشبو تا میتونین دراز کنین،
اگرم اوشون یه مقدار ناز کرد، شما نیاز کنین؛
جهنم ضرر،یه شبه دیگه.
•فودوشین•
دانی که چیست دولت
دیدار یار دیدن
ولی ندیدن بهتره از نبودنش...
سیگار داری...؟!
-رادیو چهرازی
|شرقیِغمگین|
فۅدۅشیݩ "
هی میخونه میرن آدما!
کجا میرن ؟جایی ندارن برن!
میان خوبه