بچه که بودم
یه دوست خیالی داشتم که بیشتر حرفای نزدمو با اون میزدم
یادمه تو تصوراتم آدم نبود
ساکت بود ولی سکوت مفیدی داشت
و همیشه با دل و جون شنونده حرفای بچگانه و مسخرم بود
همیشه آماده بود تا تو تنهاییام شریک باشه
منم از دست همه فرار میکردم
تا با اون تنها باشم
نمیدونم کی سیر تکاملی بزرگ شدنو طی کردم که از دستش دادم
انگار صدای تیک تاک ساعتو نشنیدم
از اون موقع به بعد هیچکسو تو آدما پیدا نکردم که ذره ای شبیه به اون باشه
همیشه پشت در منتظرم وایساده باشه
بخاطر همین حرفای نزده
حرفای نزده باقی موندن
نمیدونم شما عذابو چی تصور میکنید
اما به نظرم این که سال ها دنبال چیزی یا کسی بگردی که حتی وجود مادی نداشته میتونه یکی از عذاب آور ترین چیز های دنیا باشه.
-خانم شین
غریبه ترین آشنای عزیز
من دست به قلم شدن را برای تو شروع کردم
که آب راهه کوچکی باشد میان من و تو
وگرنه منِ بی بیسواد را چه به نوشتن
فقط زمان هایی که تو خزعبلات آشفته درون مغزم را میخواندی آنهارا عاشقانه دوست داشتم
دروغ چرا من هنوز هم در کلمه به کلمه این نوشته ها که از میان قلب سیاهم سر منشأ میگیرد
با تو سخن می گویم
درست است ماهی سیاه کوچک دیگر زنده نیست
پروانه ای در دلم در حال پرواز نیست
تویی نیسدی که بخوانی
اما من همچنان برای تو می نویسم
با تو سخن میگویم
که شاید بتوانم پیله پروانه هارا بشکافم
و بار دیگر در دلم پرواز کنند.
شاید حتی ماهی سیاه کوچک هم برگشت.
-خانم شین
مثل اون عکسی که هیچوقت پاک نمیکنم ولی تو گالریم هست
مثل اون آهنگی که هیچوقت پاک نمیکنم ولی ردش میکنم
مثل خاطراتت که هیچوقت پاک نمیشه ولی فکر نمیکنم بهشون .
دقیقاً مثل اینا توام جات گوشه قلبمِ ولی دیگه سمتت نمیام !!
|شرقیِغمگین|
توی انگلیسی، برای «تنهایی»، دو تا واژه هست: alone و lonely. فرقشون؟alone، تنها بودن فیزیکیه و lonely
یک واژهای هست به نام «استیصال»
در لغتنامهها معنی درماندگی و بیچارگی را برایش نوشتهاند. «از بیخ کندن» هم گفتهاند.
مثلا آنجایی که میخواهد تلفن را قطع کند و تو دلت از بیخ کنده میشود ولی درمانده و بیچاره، نمیدانی چطور بهش بگویی که بماند، که صدایش را از تو دریغ نکند.
Nobody is worth stressing over, move on leave people behind and go find yourself, the world is yours.
هیچکس ارزش استرس بیش از حد رو نداره، ادامه بده، آدم ها را پشت سرت رها کن و خودت را پیدا کن، جهان برای توست.
-نوشته ای برای خودم¡
نگید بوی خوبی میدی، بهش تکست بدید
«لحظه ی تشییع من
از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم، همچنان جان داشتم!»
-فودوشین
دقیقا اونجایی که "محمد یغمایی" میگه :
نشسته ام وسط زندگی، صبور، غمگین، امیدوار ، خسته
و ادامه دهنده ... و ادامه دهنده !
-نیکوتین
وقتی که زود پیامتو سین میکنم نه بیکارم ، نه دائم سرم تو گوشیمه
اتفاقاً شاید صدتا پیامِ نخونده داشته باشم که حالاحالاها سین نکنم .
زود جواب تورو میدم چون تنها کسی که دوس دارم باهاش صحبت کنم تویی .
-همین !
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه کاری از من بر میآید و نه از تو
زَخم چه میتواند بکند با چاقویی که در آن میچرخد ؟!
-فودوشین