سرتاسرِ شهر،با تو عطرآگین بود
لبخندِ تمامِ کوچهها غمگیـن بود
آنروز که بر دوش تو را میبُردیم
تابوت سبُک،ولی غمت سنگین بود💔
ــ هادیفردوسی
•@fontefarah
سلام دخترا..
حرفی برای گفتن ندارم اما اومدم بگم..
هر طور شده خودمونو به تشیع برسونیم
هر طور شده خودمونو تو این تاریخ ثبت کنیم
هر طور شده کمک کنیم این جمعیت عظیم تاریخی با حضور مون گسترده تر بشه
این تشیع جدا از عزاداریش اهدافی داره که بازتاب جهانیش خیلی خیلی مهمه❗️
مخصوصا #تهران!
کمک کنیم بهَم، اگه کسی ماشین شون خالیه دست یه نفر دیگه رو هم بگیره با خودش بیاره
خونخواهی آقای مظلوم شهیدمون رو باید فریاد بزنیم،سعی کنید این فریاد رو با پرچم قرمز به صدا در بیارید.
•@fontefarah
🔰مصلی تهران همیشه برای نماز عیدفطر به امامت آقاجانمان لبریز از جمعیت میشد.
مردها لباس سفید میپوشیدند، لباس نو، پیراهنهای اتوکشیدهی رنگی.
بچهها شاد بودند و در صفوف نماز عیدانههای کوچک هدیه میگرفتند از نمازگزاران.
خانمها بیشتر مقید بودند چادر نماز بیاورند، سفید با گلهای ریز صورتی، زرد و بنفش.
دختران تازه تکلیف با آن سجاده و چادرنماز یکدستشان، دلبری میکردند.
🔰امروز اما مصلی را یکپارچه گرد یتیمی پاشیده بودند، به پلهها که میرسیدی، طاق مصلی که قاب میشد مقابلت، زیر طاقی پنج صندوق پوشیده با پرچم، تمامِ دنیای پیش چشمت میشد، دنیا قلاب میانداخت توی چشمانت و از همانجا جگرت را میکشید بیرون با اشک و آه و ناله.
یکجایی یادم هست حسن روحالامین یه نَهِ سفت به مخاطبانش گفت وقتی از او خواسته بودند تصویر لحظه شهادت آقا را بکشد!
اینجا دنیا از همانجنس نهها تحویلت میدهد؛ اگر از خودت بپرسی از این سختتر هم میشد؟!
🔰به مصلی بروید، خادمان، مهربان و محترم مهمانداری میکنند.
آب خنک و مهپاشهای حیاط، کمر گرما را میشکنند و ازدحام بیشتر ازینکه بخواهد کلافهکننده باشد دلگرمکننده است و مرهم!
🔰سختیاش چیز دیگریست
سختی سر بالا گرفتن و تماشای آقای شهیدمان، دخترشان، دامادشان، عروسشان و نوهشان باهم!
اما آخرین دیدار است، نروید حسرتش تا ابد بیخ گلویتان...
🔰بروید که وحشتش تا ابد بیخ گلوی آمریکا و اسرائیل و ساکنان آن جزیره بدنام را بگیرد و بفهمند؛
«اگر حادثهای روزی اتفاق بیفتد، خداوند ملت ایران را مبعوث خواهد کرد و این ملت کار را تمام خواهد کرد»
✍🏻نرجس احمدی
من تورا بر شانه هایم می کشم
یا تو می خوانی به گیسویت مرا
•@fontefarah