هعی خدا خودش کمک کنه این تابستون رو بتونیم بگذرونیم🤲🏻🙂
فکر نمیکردم دو ساعت گریه کنم پشت تلفن،قبلا شده گریه کرده باشم مثلا حسنا زنگ میزد ولی اینکه اینقدر طول بکشه نبوده حسنا مسئله رو به روش خودش جمع میکرد ولی ثنا قشنگگ بازش میکنه(😂) تا جایی که خودش هم گریش میگیره دیشب تا نمدونم کی صبح دوتایی آخرش عر میزدیم😂💔
هدایت شده از خاکستر زرد''
خب تقریبا فکر میکنم که تا به حال از این متن ها توی خاکستر زرد قرار دادم؟
شاید هم حذفش کنم..
اما در هر صورت این متن حوالی ۴ صبح از نخوابیدن شدید و سرمای طاقت فرسا که نمیدونم از کجا میومد نوشته شده .
خوابیه که پشت پلک هام نقش می گرفت و من به تحریر درش آوردم
پس این شما و این تراوشات ذهنی من...
چجوری از نقاشیا میتونم بکشم؟
میخوام تفریح تابستونم به یاد گرفتن نقاشی دیجیتال ارزانی بدارم شاید درش استعدادی پیدا بنومایوم