جنگل نمی خواهد بمیرد.
باز من و غم تنها شدیم. باز فکر هایی دردناک و برنده به تیزی چاقو. خونی که در رگ هایم میرود به جوش آم
ولی از یک چیز مطمئنم، این که از رو نمیریم. هرچهقدر لازم باشه هرچهقدر طولانی. بالاخره میرسیم به دشت...
جنگل نمی خواهد بمیرد.
پلیکان های ارومیه
در خیالم، پلیکان ها به ارومیه پر آب میرسند. به ایرانی شاد. جوجه هایشان به دنیا می آیند بی آن که نگران باشند یا بترسند. پلیکان ها روی آب میرقصند. میخندند. آزادند. آزاد.
ز گهواره تا گور زور است و زور
خداوند زورا در افتی به گور
به نفرین چرا باید آغاز کرد
به اشک از چه داری دو چشمِ نمور
هنر نیست نفرینِ نامردمان
تو در مویه، ایشان به جشن و سرور
پیِ گور خود رفت چابکسوار
بدان دخمه بردش پیِ خویش گور
به سیمین بگو ای که نامت بلند
که همتای خویشی و از خویش دور
گشودی سخن را درِ بستهای
ز خورشید گفتی و از موشِ کور
ز گورت کشیدند، گوری دگر
چنان مردهدزد و چنان مردهشور
که این گوربانان ز مرگ آمدند
به مرگاند زنده، به مرگاند جور
چه رنجی و نالی و سوزی به درد
مرنج و مسوز و منال و مشور
خدای سخن را مگر گور بود
از این بیهنر لشگرِ سلم و تور
مگر قرهالعین در چاه نیست
که بازش آیدش چهچه از چاهِ دور
شبی مرگبار است پر تندرخش
نه پیداست سوگ و نه پیداست سور
سفید است چشمِ شبِ روسیاه
پدر دشنه زد بر جگرگاهِ پور
یکی بت شکستند و خود بت شدند
تب از تن بسوزانَدَم چون تنور
که گورِ جوانان برآوردهاند
چه آهو به دام و چه ماهی به تور
نگفتند موری که دانهکش است
نگفتند آیا میازار مور
گذشت آنکه مردم بخوانی رمه
گذشت آنکه مردم ببینی ستور
چنین است انجام آن خوابِ خوش
که شب گربه آمد به چشم آن سمور
چه نالی که گیتی چنین هم نماند
خرد آمد آریو بشکست زور
ز خونِ سیاوش برآمد نهال
که گرسیوزش کُشت و تیغِ دَمور
ندیدند یاران و کی میرسد
که پرده براندازد از خویش هور
چه شیرین سرودی شود روزِ تلخ
چه شوری در افتد در آوای شور
به هر گوشه آوازهای سر دهند
بخوانند چامه به زخمِ چگور
که سیمین به زر نامِ خود برنوشت
بهشتِ سخن را نه بر سنگِ گور
-بهرام بیضایی
کلی فکر کردم که چهکاری از دست من برمیاد و راستش هیچی. هیچی جز امید داشتن. واقعا واقعا از ته قلبم امیدوارم حال تک تک شما خوب باشه و خیلی دوستتون دارم. دعا میکنم همگی، سالم و در آرامش باشیم و این دوران سیاه و این کابوس ها بالاخره تموم بشه.❤️
هدایت شده از -ایستاره.☆
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونم گفتن اینکه مراقب خودتون باشید بیهوده و مسخره به نظر میاد و شما در برابرش هیچ کاری از دست هاتون بر نمیاد، ولی این تنها کلماتی بر ابراز نگرانی ما به هم دیگه ست.
به امید روزهای روشن تر.
- پاینده ایران.
هدایت شده از بایگان
🌟 بمباران
: ### ۱. قبل از حمله (آمادگی) 1. شناسایی پناهگاه امن: نزدیکترین و امنترین مکان (مثل زیرزمین، زیر راهپلهها، یا اتاقهایی که دیوار ضخیم و پنجره کم دارند) را از قبل مشخص کنید. 2. تهیه کیت اضطراری: این کیت باید شامل موارد زیر باشد: آب آشامیدنی و غذای فاسد نشدنی (برای حداقل ۷۲ ساعت). جعبه کمکهای اولیه و داروهای مورد نیاز. رادیو باتریخور و چراغ قوه. مدارک مهم (کپی). 3. قطع کردن منابع خطر: در صورت شنیدن صدای آژیر، سریعاً شیر اصلی گاز و قطعکننده برق ساختمان را ببندید تا از آتشسوزی و انفجار جلوگیری شود. ### ۲. در حین حمله (پناه گرفتن) 1. بلافاصله به پناهگاه بروید: هرجا که هستید، فوراً به سمت پناهگاه از پیش تعیین شده بروید. 2. دوری از پنجرهها و دیوار بیرونی: در اتاق، دور از پنجرهها و درها قرار بگیرید. در صورت امکان، پشت مبلمان سنگین یا در زیر چارچوب محکم پناه بگیرید. 3. حفاظت از سر و گردن: روی زمین دراز بکشید (اگر امکان پناه گرفتن در جای امن نیست) و با دستها یا چیزی محکم (مثل پتو یا بالش) از سر و گردن خود محافظت کنید. 4. آرامش خود را حفظ کنید: سعی کنید خونسردی خود را حفظ کرده و با دیگران صحبت کنید تا استرس کاهش یابد. ### ۳. پس از حمله (ارزیابی و خروج) 1. صبر کنید: تا زمانی که آژیر خطر به طور کامل قطع نشده و مطمئن نشدهاید وضعیت امن است، از پناهگاه خارج نشوید. 2. بررسی آسیبها: قبل از خروج، با احتیاط محل را برای وجود آسیبهای جدی (مثل پارگی لوله گاز، سیم برق رها شده، یا بوی غیرعادی) بررسی کنید. 3. استفاده از رادیو: اخبار محلی را از طریق رادیو پیگیری کنید تا از دستورالعملهای مقامات محلی برای خروج یا کمکرسانی مطلع شوید. 4. کمک به دیگران: اگر قادر به کمکرسانی هستید، با احتیاط به مجروحان یا گیر افتادگان کمک کنید، اما اگر خودتان مصدوم هستید، اولویت با تماس با نیروهای امدادی است.