هدایت شده از تک ستاره ؟
از توهم میترسم. توهم زیبا بودن. توهم دوست داشته شدن. توهم آزادی. وهم. خیال. توهم. ترسناک است. میترسم متوهم باشم. درمورد تو. درمورد خودم.
تمام دنیا وهم است شاید. این مرا میترساند. تمام احساسات، تمام آنچه که خوب است و حتی تمام آنچه که بد است.
خودم را پیدا خواهم کرد. نه در درون کسی. در آیینه. در نوشتن. در آزادی.
اینجا، آزادی یک میدان است. یک خیابان. یک بلوار. چندین کوچه با نام های آزادی تا اعداد بی نهایت. اگرنه آدم های اینجا "آزادی" را آرام زمزمه میکنند. این واژه را با فاصله مینویسند. بین حروفش نقطه میگذارند. در شعارها "آزادی" واژه ی دوم است و در عمل حرف آخر. ما همه در عمل می لنگیم. فریادی که خفه میشود، چیزی برای شنیدن ندارد. بغضی که خفه میشود اشکی برای گریستن ندارد. میتوانی نام این شهر را آزادی بگذاری، نام این کشور را. منافاتی ندارد، آزاد و آزادی دیر زمانی است -به مرگی غیر طبیعی- مرده اند.
- آیسان، ۲۰ اردیبهشتماه ۰۵