eitaa logo
جنگل نمی خواهد بمیرد.
210 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
59 ویدیو
24 فایل
به چشمان تو جنگل سبز می‌شود و رود پرآب به چشمانِ باورِ تو. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_i9mnvlb&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بایگان
🌟: گریم بند نمیاد. خستم خستم از ظلم آشکارا به زنان و ساکت کردنشون، خسته و فرسودم از اینکه کاری ازم بر نمیاد جز مقاومت و هر روز با اخبار مشابه این چنینی شکسته تر میشم می‌دونی من به چی فکر می‌کنم؟! به اینکه پنج سال از ممنوعیت هفتم به بعد برای دختران گذشته. و اعتراضات جبرئیل و پیامدهای فرا درون‌هراتیش‌ گفت که زنده‌ایم. زنده‌ایم و کشته می‌شیم. این مدت پنج ساله زنان کمی قربانی آدم‌هایی مثل این وحشی نشدن. بحث من اینه‌که اینکه خبری از اعتراض هست یعنی کسایی هستن که وضع موجودو‌ نمی‌خوان دوباره انتخاب کنن و حاضرن براش جلوی گلوله وایسن‌. روبرو شدن مدام مردم با این سوال -خصوصا زنان- که چرا هیچکس هیچی نمی‌گه کمکشون می‌کنه به ریشه‌های سرکوب برسن که تو خونه‌شونن. وقتی مدام به آدما چیزی تحمیل می‌شه که نمی‌خوان کم کم می‌فهمن چی می‌خوان. دخترای هرات می‌فهمن خدای جهاد و طالبان و شهادت و دیه‌ی زن و چندهمسری‌ رو نمی‌خوان. ممنوعیت تحصیل‌و نمی‌خوان. اهمیت دادن به نگاه خیره‌ی بیرونی زل زده پوششون‌و نمی‌خوان. آزادی قدم قدمه‌ و برای همه‌ی این قدما‌ آدم‌هایی می‌میرن. مثل اون پسر دوازده ساله یا زن چادر صورتی تو جبرئیل. مثل دخترای ۴۰۱. من به این فکر می‌کنم چه‌طور قربانی صرفا این ماجراها نباشم. قربانی یه زمان و یه مکان. باید کاری کنیم از جنس کارهایی که شهرزاد هزارافسان‌ کرد. هزاران زن‌و نجات داد. آدم‌و نکشت اندیشه‌ش‌و کشت. شهرک جبرئیل نمود یه مبارزه‌ی پنج‌ساله‌ست که از خوندن کتابای‌ فروغ و نیچه و دانشور شروع شده. نمود زنانی که تصمیم گرفتن به جبر نه بگن. نمود بهار که زیر زمستون پنج‌ساله ادامه داد. حتی وقتی برف از زمین کنار نرفت. می‌دونی قرار نیست با کشته شدن یه زن با چادر صورتی همه‌ی جهان به هم بریزه. کسی اهمیت نمی‌ده. اما تو همین داد و بیداد نجاتمون‌ بدین سازمان ملل. مسلمونای‌ دیگه. امام زمان. قراره نگاهشون به سمت مرد برگرده. چرا شلیک کرد؟! آزادی یه فرآینده‌. انبوه سوالات که به پاسخی نمی‌رسن فقط ادامه‌ی راه‌و می‌رن و با سوال‌های تازه همراه می‌شن. ما برای دختری که می‌گه "ما از نسل نامیراییم" گریه می‌کنیم. برای پسر دوازده ساله گریه می‌کنیم. بعدش تابو می‌شکنیم. بعدش سعی می‌کنیم اون مرد مسلح تو تصویرو‌ اطرافمون‌ بکشیم. مثل شهرزاد. می‌دونی همه‌چی خیلی پیچیده‌ست و جریان رود برای پیوستن به دریا خیلی به بیراهه میره. کُند می‌شه و حتی جاهایی شاید فکر کنی مُرده یا داره می‌میره. اما رود، رود بودگی‌ خودش‌و فراموش نمی‌کنه. آزادی راه خودش‌و پیدا می‌کنه. اول تو دل همه‌ی قطره‌ها بعد تو همه‌ی جریان رود. باید دنبال آزادی یه قطره باشی چون فعلا همین از دست ما ساخته‌ست‌. همون یه قطره باید جوری زندگی کنه انگار این جبر وجود نداره. همون یه قطره باید به ریش جبر بخنده. چیزی‌و پیدا کن که عاشقشی و بذار تو رو بکشه. این ساده‌ترین راهشه.
Ghawgha | غَوغا1_26140958423.mp3
زمان: حجم: 4M
برای دیدن پرواز تمام زنان درخشان این دیار✨