هدایت شده از بهمنبگولیلی.
من گمان میکردم که تو حتی اگر مرهم نباشی، زخم هم نمیزنی؛ اما زخمی که به من زدی، دردش تا استخوانهایم هم رسید.
هدایت شده از سکوت.
چشمانم به دنبال آشنایی میگردد که امیدی برای دیدار دوبارهاش ندارم.