دلیل دومش این بود که خب ما یجورایی از انسان های اولیه تکامل یافتیم و توی دوران اونا،صرفا اهمیت داشت که تو زنده بمونی
یعنی موقعای که داشتی از دست یه ماموت فرار میکردی که زیر پاهاش لهت نکنه خب قاعدتا اهمیتی نداشت که قلبت چجوری خون رو جا به جا میکنه،اسید کربونیکت چقدر غلظت داره یا مثلا دی اکسید کربنت چهجوری تولید میشه
پس این قابلیتی که بدونی توی بدنت چه اتفاقی میوفته رو کلا حذف کردن تا تو تمرکز کنی رو بقا و ادامهی نسل بشر
و راستش منم اگه یه انسان اولیه بودم ترجیح میدادم بلد باشم چجوری غذا پیدا کنم تا اینکه به ماموتی که دنبالمه توضیح بدم "الان بخاطر هیجان یکم قلبم داره زیاد منقبض منبسط میشه بعد ضربانش رفته بالا میوفتم سکته میکنم بذار یکم استراحت کنم بعد دوباره بازی" قاعدتا اصلا متوجه نمیشه چی میگم
میتونم بدون اینکه ترسی داشته باشم هرچیزی که فکر میکنم توی اون لحظه نیازه رو بگم و بازخوردی رو بشنوم که منتظرش بودم
یه بار یکی بهم گفت که از اینکه نمیتونه کل اتفاقات رو به همهی افراد زندگیش بگه و باهاشون درمیون بذاره احساس خوبی نداره