eitaa logo
18᪹ نفور « rman , kade »
124 دنبال‌کننده
17 عکس
2 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ✨‌18᪹✨‌ ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت ۴۶ | حقیقت روشن می‌شود با بررسی اسناد، مشخص شد مدارک کامران جعلی هستند. مدیران شرکت از آراد عذرخواهی کردند. آراد به رها زنگ زد: «تموم شد!» رها ا چی تموم شد؟ اراد:همونی که منتظرش بودیم.! رها از خوشحالی گریه کرد. آراد: چرا گریه می‌کنی؟ رها: چون می‌دونم چقدر سختی کشیدی. اراد:به خاطر تو من هر کاری میکنم نفسم. رها مثل همیشه با صحبت های اراد قند تو دلش اب شد
شرمنده با تاخیر اومدم ، بریم برای چند تا پارتتت❤️‍🔥
پارت ۴۷ | جشن کوچک شب شده بود و اراد رها را به خانه رساند ؛ اراد به ذهنش رسید که فردارا با یک جشن کوچک سرو پا کند. آراد رها را به خانه‌اش دعوت کرد. میز ی بزرگ از اینور تا انور آماده کرده بود. رها: این همه زحمت برای چی؟ آراد: برای اینکه دوباره لبخندت رو ببینم. رها لبخند زد. آن شب درباره خانه آینده‌شان حرف زدند.
پارت ۴۸ | خانه رؤیایی گرم صحبت بودند ؛ رها میگفت این من اون من اراد هم ریز ریز میخندید . رها: من یه خونه با پنجره‌های بزرگ می‌خوام. آراد با خنده گفت: منم یه اتاق کتاب. رها: پس کی آشپزی می‌کنه؟ آراد: من! رها: تو؟! آراد: خب، می‌تونیم سفارش بدیم! هر دو خندیدند.
محافظ : سنجاق
برید پارت بعد رو از توی محافظ بخونید😅🔞 https://rubika.ir/joinc/FHBIAHBE0SUBWMYOWNQBERPPEUIWKVGD