eitaa logo
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.نفور کو*نی
91 دنبال‌کننده
11 عکس
1 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت ۲۷ | اولین هدیه بعد از صحبت هاشون. آراد جعبه کوچکی از کنارش دراورد و به رها داد. داخلش یک گردنبند ظریف بود. رهابا ذوق در جعبه رو باز کرد و خوشحالی گفت: خیلی قشنگههه!!،برای منه؟ اراد:به نظرت پس برا کی خریدم عااا،مرسیییی آراد: می‌خوام وقتی بهش نگاه می‌کنی، یادم بیفتی رها: مگه می‌شه یادت نیفتم؟ آراد لبخند زد. اراد:خوبه انشب رها به خودش قول داد که هیچ وقت ان گردنبد را از گردنش درنیاورد.و درنیاورد.
پارت ۲۸ | عکس دردسرساز یکی از کارکنان عکس آن‌ها را در کافه گرفته بود. عکس به دست مدیرعامل شرکت رقیب رسید. او لبخند زد و گفت: «پس نقطه‌ضعف آراد رو پیدا کردیم.» رها نمی‌دانست که رابطه‌اش با آراد ممکن است برای هر دوی آن‌ها دردسر بسازد. «این پارت کوتاه بود پس یکی دیگه هم میزارم»
پارت ۲۹ | تهدید دوم نصف شب بود. رهادیگه میخواست بخوابه که پیامی دریافت کرد: «از آراد جدا شو، وگرنه پشیمون می‌شی.» رها ترسید. نمی‌خواست آراد را نگران کند. و پیش خودش گفت هیچی نیست که لازم باشد به اراد بگویم اما پیام بعدی بدتر بود: «فکر نکن نمی‌دونیم هر روز کجا می‌ری.» ترس در دل رها بیشترشد. و هاج و واج به پیام زل زده و با دلی پر از استرس و ترس داشت نگاه میکرد. واقعا دهانش قفل کرده بود. و همینطور نگاهش میشد تو چهرش ترس رو دید کل صورتش از شدت ترس سفید سفید شده بود.
دونفررررر عررررررر
هدایت شده از زندگی میوه ها 🍒
707.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای سم خالصصص واکنش زن یوزارسیف به زلیخا 🤣🤣🤣🤣 فقط ۵ نفر دیگه بیان کاملشو بدمم. یعنی امار ۱۰۰۵ ارزششو داره رود جوین بدهههه 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/froote