eitaa logo
نفور « rman , kade »
111 دنبال‌کننده
14 عکس
1 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ✨‌18᪹✨‌ ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت ۳۸ | ملاقات خانوادگی اراد شماره خانه را از رها گرفت و به مادرش داد و زمان خواستگاری را تعیین کردند. آراد با خانواده به همراه دسته‌گل و شیرینی وارد خانه رها شد. پدر رها با دقت نگاهش کرد. و با خوش اومد گویی نشستند پدر: قصدت از این رابطه چیه؟ آراد: دوستش دارم و می‌خوام آینده‌م رو باهاش بسازم. رها از شنیدن این حرف قلبش گرم شد. پدرش هنوز قانع نشده بود، اما قول داد بیشتر فکر کند. و رها تو دلش خیلی ترس و نگرانی افتاد چون پدرش مرد خیلی سخت گیری بود.
«ــــ:ــــ»
نفور « rman , kade »
«ــــ:ــــ»
نه چشمانت آبی بود و نه موهایت شبیه موج ها هنوز نفهمیده ام دریا که میروم چرا یاد تو می افتم!
همسایه ۵۰ تا فور پاکیدم،بسته دیگه خسته نشدی؟ریزش داشتم بفهم± بدون شوخی یک فور دیگه =۵۰گیف داخل چنلت. !