eitaa logo
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.•
83 دنبال‌کننده
7 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
Hiiiii jojo 🐣🧡
خب منتـظرتـون نـذارم😂👌🏻💕
پارت ۱۵ | یک سوال رها: آقای آراد؟ آراد: جانم؟ رها با شنیدن این کلمه جا خورد. آراد هم متوجه اشتباهش شد. رها: چرا این‌قدر با من فرق دارین؟ آراد: چه فرقی؟ رها: با بقیه سردین، ولی با من ن-... آراد: شاید چون تو برام مثل بقیه نیستی. رها لپاش گل انداخت، و خجالت زده سرشو تا اخر مسیر پایین نگه داشت و رها تا خانه حرفی نزد.
پارت ۱۶ | پیام نیمه‌شب ساعت دوازده شب، گوشی رها روشن شد. آراد: بیداری؟ رها: بله. اتفاقی افتاده؟ آراد: نه. فقط خواستم مطمئن شم رسیدی خونه. رها: از عصر رسیده بودم! آراد: می‌دونم. رها: پس چرا الان پرسیدین؟ آراد: چون تازه جرئت کردم پیام بدم. رها با دیدن پیام آخر لبخند زد. اراد می‌دانست که از جرعت نبوده از دلتنگی بوده اراد سر درگم بود چون نمیدانست که حرف دلش را کی به رها بزند میگفت شاید اگر بهش بگم. ناراحت شه بره یا هرچیزی. این روزا اراد خیلی تو خودش بود
پارت ۱۷ | یک لبخند صبح، رها با لبخند وارد شرکت شد. آراد به محض دیدنش گفت: «امروز خوشحال به نظر میای!» رها: عام ، به شما ربطی نداره. آراد: پس به کی ربط داره؟ رها: به خودم! نکنه فکر کردی کیم هستی؟ آراد خندید. و با خنده گفت هیچی رها برای اولین بار خنده او را دید. و حس اینکه اراد خیلی داره همه چی رها رو به خودش ربط میده،عشقش بیشتر شد.