حس کرد حتی صدای درون سرش دارد میلرزد؛ حتی صدای درون سرش دارد گریه میکند.
– کابوک ؛ جاش ملرمن
من تقصیرها رو مینداختم گردن خودم، چون اونی که ازت تو ذهنم ساختم، هیچوقت این کار رو باهام نمیکرد.
لعنت به سادهلوحیات و آن دل خرت!
بهتت زده..شکسته در این شهر، باورت
به دست دوست یا که به آغوش امن عشق
اینبار اعتماد کنی خاک بر سرت.