حس کرد حتی صدای درون سرش دارد میلرزد؛ حتی صدای درون سرش دارد گریه میکند.
– کابوک ؛ جاش ملرمن
من تقصیرها رو مینداختم گردن خودم، چون اونی که ازت تو ذهنم ساختم، هیچوقت این کار رو باهام نمیکرد.
لعنت به سادهلوحیات و آن دل خرت!
بهتت زده..شکسته در این شهر، باورت
به دست دوست یا که به آغوش امن عشق
اینبار اعتماد کنی خاک بر سرت.
دلهای ما که بهم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم؟
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم
-احمد شاملو