eitaa logo
شیروانیِ قرمزِ او
3هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
327 ویدیو
4 فایل
اینجا؟ یه حال خوب و لبخند سرخ! 🍒🥹 من پرنیام کارم داشتی : @parniama پاتوق دخترهای خفن و موفق ایتا همینجاست❤️‍🔥 تبلیغات؟ @tablighatghermez کانال دوم؟ @parnialife
مشاهده در ایتا
دانلود
جوری که جذابن:) و مورد علاقه ی شمان :)
شیروانیِ قرمزِ او
ز احوالات 1403/4/24 قربون صدقه های صبح مامان جونم>> نذری یه طرف پخش کردنش و دیدن لبخند ادما و قبول باشه گفتن هاشون یه طرف >>> اون دوتا پسره با مزه و تشکر کردناشون تمام :)
در مراسم تانگوی سال 1889: لیوان های طلایی شامپاین روی دست خدمتکار ها خودنمایی میکرد، خنکی شامپاین باعث عرق کردن لیوان ها طلایی شده بود. شاهزاده برای بار چهارم لیوانی را برداشت و نوشید، لباسش به شدت مجذوب کننده بود، و حریر سفیدش هم بی نقص دوخته شده بود:) جلیقه ای که تنش بود هم هدیه تجار هندی بود! چهارمین لیوانش را هم سر کشید و شروع کرد به رقصیدن با مهارت با شاهدوخت و دختران انجا، برایش مهم نبود با که میرقصد اخر مست بود... شاهدوخت ها از شدت ذوق همرقصی با شاهزاده در پوست خود نمیگنجیدن:) شاهزاده با مهارت شاهدوخت ها را میچرخاند و لبخند میزد! او مست بود... شاهدوختی امد با لباسی بی نقص از حریر بنفش رنگ و جواهراتش هم از طلا و نقره، بی نقص بودن :). موهاش هم به صورت زیبایی آرایش شده بود او بی نقص بود! شاهزاده او را رقص دعوت کرد! شاهدوخت در حالی که نوشیدنی اش را مینوشید، قبول نکرد و از کنار شاهدوخت رفت! اخر او محبوبش دیگری بود و میل به رقصیدن با شاهزاده را نداشت :) شاهزاده به دنبال شاهدخت رفت :) شاید در عالم مستی دلش را به شاهدوخت داده است :) نویسنده:پرنیا طهماسبی :)
یهو یاد روز اولی که محان رو زدم افتادم 22 فروردین :) روز اول شد 50 نفر ذوقمو یادم نمیره و وقتی دوباره محان زده شد 31 تیر:) روز اول شد 100 نفر :) لبخند* دوستون دارما! خیلی زیاد:)
شیروانیِ قرمزِ او
شب است و هیچ تنها شب است شبتون بخیر:)
شب است و ماه هم امشب به یاد حضرت عباس اشک میریزد:) شبتون بخیر 🌚💚