از زیبایی های خونه ی حاجی و عزیزی که نیستن؟
جایی برای تنفس :)
جایی برای لبخند:)
جایی برا زندگی:)
شیروانیِ قرمزِ او
شب است و حال و هوای امشب؟ گرفته تر از شبای دیگر:) شبتون؟ فقط اروم 🌚💚
شب است و هیچ تنها شب است
شبتون بخیر:)
شیروانیِ قرمزِ او
صبح است و این بار؟ لبخند و باز هم لبخند صبحتون بخیر💚🌿
صبح است و زندگی هنوزم در جریان است:)
صبحتون اکنده از نور💚🌿
شیروانیِ قرمزِ او
زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من زندگی مشغلهای جدی است درست مثل دوست داشتن تو #و_اما_عشق:)
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دوست دارمش...
از میان پلک های نیمه باز
خسته دل نگاه می کنم
کاش با همین سکوت و با همین صفا
در میان بازوان من
خاک می شدی
#و_اما_عشق
شیروانیِ قرمزِ او
وقتی که من عاشق میشم.. #کمی_ارامش
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
گریه مکن که سرنوشت..
گر مرا از تو جدا کرد...
عاقبت...
#کمی_ارامش
شیروانیِ قرمزِ او
~پیش از اینها نیز یکی دو بار تصور میکردم عاشق شدهام. اما عشق من به تو ، به هیچ چیز شبیه نیست: ت
نامه های شاملو به آیدا 💌:
~آیدای عزیز من
هر چه بیشتر میبینمت احتیاجم به دیدنت بیشتر میشود. دیروز چند لحظه ی کوتاه بیشتر ندیدمت. تمام سر شب، تنها و بی هدف در خیابانهای تاریک و خلوت این اطراف راه رفتم و به تو فکر کردم شاید اگر بیرون نمیرفتم میتوانستم دفعات بیشتری ببینمت ولی چون به ات گفتم که بروی بخوابی و قبول نکردی ناچار رنج ندیدن تو را به خودم هموار کردم و از خانه بیرون رفتم که بروی استراحت کنی فکر نمیکنی اگر مریض بشوی و بیفتی با این وضعی که داریم چه خواهد شد؟
در هر حال ساعات درازی در خیابانهای خلوت راه رفتم و همان طور که گفتم به تو فکر کردم. به شخصیت و خانمی و برازندگی ،تو به مهربانیت و به لبخنده هایت فکر کردم به حرفهایی که از تو شنیده ام و اگر چه خیلی زیاد
نبوده مرا این طور خوش بخت کرده اند فکر کردم به تو گفتم: «زیاد خیلی خیلی زیاد دوستت دارم. » جواب دادی: «هر چه این حرف را تکرار کنی، باز هم می خواهم بشنوم!»🤍
- هفتم خرداد ۱۳۴۱
#لیلی_و_مجنونِ_معاصر