eitaa logo
گالری تاوا | TAVA
101 دنبال‌کننده
561 عکس
81 ویدیو
0 فایل
«بـــه نــامــِ بی نیــاز عالـمــ آرا » انواع تابلوهای مینیمالی برای (جهیزیه،اتاق کودک در مدل های مذهبی،عاشقانه،کودکانه و..) و تابلوهای موزیکالی برای هدیه👌 فتوبوک های جذاب💯 👩‍💻 ADMIN: @ryhane_s23
مشاهده در ایتا
دانلود
. "مردم اغلب مي گويند انگيزه ها دوام ندارند. خوب، اثر حمام نيز ماندگار نيست. به همين دليل توصيه مي شود روزانه دوش بگيريد." 👤زيگ زيگلار
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا این کلیپ باورکردنی نیست، اما حقیقتی زیبا است که حاصل روزها کمین و تصویربرداری است و در نهایت با مبلغ بالا به شبکه نشنال‌جئوگرافیک فروخته شد! داستان کلیپ از این قرار است که پرنده سالخورده نمی‌تواند پرواز کند و در نتیجه پرندگان جوان‌تر به او غذا می‌رسانند!
خوشبختی🌸🍃 زمانیست کہ وجودت ارمغان آرامش برای دیگران باشد🌸🍃 هرزمان احساس کردی دیگران درکنارت آرامش دارند🌸🍃 بدان کہ خوشبختی💫 صبحتون بخیر😍
گالری تاوا | TAVA
حس میکنم یکم روحیه کانال رو به پایینه نظرتونه یه حالی بدیم؟😎
⭕️خب خبببب بریم که بگم چخبره🤩😌 از اونجایی که عیدغدیر نزدیکه میخوام دوتا طرح خفن بزارم😎🤩 یکی از طرح ها از امروز شروع میشه تا روز عیدغدیر طرح بعدی هم روز عید غدیر شروع میشه طرحی که از امروز شروع میشه تخفیف ویژه ۳۰ درصدی تا روز عید هست😎🤩🥳 🛑فقط و فقط تا روز عید بعدش نیاید بگید جا موندیما🤫 طرح بعدی هم بماند که توروز عید بگم بهتون☺️
از طرحای پرطرفدار✨
🤎🤍
🌟🌙 شـــــــــب🌙🌟 ⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی روزي دختري كه قصد ازدواج داشت، ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند. عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت : اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر كرده و او را بکشد و بعد توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند. دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر می ریخت و با مهربانی به او می داد. هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت، به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند. داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است دل چو به مهر تو مصفا شود، دیگر از آن کینه سراغی مباد!
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر صبح، خورشید فریاد می‌زند🌼🍃 که ای آدم ! کتاب زندگی چاپ دوم ندارد.🌼🍃 تا می‌توانی عاشقانه زندگی کن..❤️‍🔥 سلام صبحتون بخیر🌺
برای طوسی پسندا👌