قبسات
#افتتاح برای من واقعا افتتاح بود #بازنشر بمناسبت حلول #ماه_رمضان 👇🏻
.
.
پیش از زیارت عاشورا و کمیل و توسل و ندبه، اولین دعایی که با آن انس گرفتم، #دعای_افتتاح بود
روزهایی که اولین تجربهی روزهداری را میگذراندم، هر شب کنار سجادهی پدر مینشستم و با #مفاتیح جلدسبزی به خط #مصطفی_اشرفی، کلمه به کلمه، عبارتهایی را تکرار میکردم که با اینکه معنایش را نمیدانستم اما برایم قریب بودند و شیرین و مأنوس.
چند روز بعد، دامن ماه رمضان به بهار کشیده شد و ما را مهمان سفرهی خانهی پدربزرگ کرد. شبها توی اتاق #آقا باز هم زمزمهی افتتاح بود و همان واژههای غریبِ قریب.
بعدها کمی بزرگتر که شدم، جامعه و امین الله و ناحیه و عرفه و ابوحمزه هم جا باز کردند در دلم؛ اما افتتاح #حلاوت دیگری داشت.
سالی که عازم عمره شدم، دلم میخواست از آن فرصت کوتاه یازده روزه، بیشترین بهره را ببرم. (طبعا هر حاجی دلش میخواهد از سفر حجش بیشترین استفاده را بکند)
هر کسی هم سفارشم میکرد به چیزی:
از شرف ذکر صلوات در مدینه تا بسیار گفتن لااله الا الله در مکه،
ذکر تسبیحات اربعه در کنار بیت الله،
نماز امام زمان در چهار رکن بیت الله،
دعای مکارم اخلاق در وقت طواف،
نماز م.ی.ت برای خودم در حجر اسماعیل،
یک ختم قرآن در مدینه و یک ختم در مکه
و...
اما من دنبال یک چیزی بودم که هیچکس توصیه نکرده بود. دلم میخواست کاری کنم که مخصوص خودم باشد. میخواستم یک نشانی بگذارم در بیت المعمور که بگویم این مال من است، مدل من است. (میخواستم اگر قرار است لحظات نشستن کنار خانهی خدا با گفتن ذکری، برایم شیرین شود، آن ذکر را خودم انتخاب کنم، ذکری باشد که با آن انس بیشتری دارم) یاد حلاوت افتتاح افتادم.
همین بود: حلقهی اتصال من با تمام فرشتگانی که گرداگرد بیت المعمور در طواف بودند؛ الفبایی که میتوانستم با آن، حرف دلم را بزنم. #اللهم_انی_افتتح_الثناء_بحمدک
...
یازده سال از آن شبهای نورانی که رو به #کعبه، این کلمات را زمزمه میکردم گذشته است. و من توی این سالها، چه شبهای رمضان و چه هر شب دیگری که دلم بدجور هوس حرف زدن با خدا میکند، به یاد آن شبها، با کلمات شیرین این دعا، کامم را عسل میکنم.
.
.
پ.ن: به قول یک عزیز: #خواندن_دعای_افتتاح_پانزده_دقیقه_وقت_میگیرد ،
پس اوصیکم به افتتاح
🌱 📿📖📿 🌱
#سعیده_شبرنگ
@ghabasat
هدایت شده از مجاورحرم
31.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙#ماهمباركرمضان
💫#رمضانکریم
📖#دعای_ابوحمزه_ثمالی
🕋✨🎬
وَأَنَّ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسافَةِ،
وَأَنَّكَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ
إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَكَ؛
و قطعا مسافر بهسوی تو راهی نزدیک دارد
و تو از مخلوقاتت هرگز پوشیده نیستی،
جز اینکه اعمالشان باعث نیافتن تو میشود؛
((۴))
•••━🍃❀💠❀🍃━•••
مجاورحرم
@mojavereharamm
قبسات
🌙#ماهمباركرمضان 💫#رمضانکریم 📖#دعای_ابوحمزه_ثمالی 🕋✨🎬 وَأَنَّ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَس
کانال مجاور حرم
حقیقتا یکی از کانالهایی است که تمام پستها و مطالبش برام مفید و ارزشمنده
یادآوری نماز اول ماه
ذکر خیر علما
ختم قرآن گروهی
فرازهایی از ادعیه
حکایات و روایات
توصیههای معنوی
و...
اینکه چرتکه بیاندازم و حساب کتاب کنم ببینم از یکِ یک تا بیستونهِ دوازدهِ سال ۱۴۰۱ چند تا کتاب خواندهام و هرکدام چند صفحه بودهاند، کار من نیست
🧮📚
سالی که گذشت، شاید کمتر از سالهای قبلش کتاب خوانده باشم و ناتمامتر طبعاً
اما متمرکزتر و هدفمندتر قطعاً
شعبان سال ۱۴۴۳ رسماً نگارش یک رمان را شروع کردم و شعبان ۱۴۴۴ تمامش کردم
(یعنی اسفند تا اسفند)
و بیشترِ مطالعاتم، در راستای همین اثر داستانی بود. به فراخور زمان و زبانی که برای اثر برگزیده بودم، و به اقتضای شخصیتی که قرار بود بنویسمش، به ادبیات قاجار انس بیشتری گرفتم و با آثاری که مرا در ترسیم درستِ سوژهام یاری کند، دمخور شدم.
راضی و خوشحالم از اینکه شاید کمتر از همیشه کتاب خواندهام؛ کمتر به سفر و مهمانی رفتهام؛ کمتر دیده شدهام؛ اما در عوض، روزهای پربرکتی را با یک شخصیت بینظیر گذراندهام.
@ghabasat