eitaa logo
دکتر قدیری ابیانه
3هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
699 ویدیو
105 فایل
استراتژیست دکترای علوم دفاعی استراتژیک با مدیریت استراتژیک سفیر اسبق در استرالیا و مکزیک معمار پایه یک از فلورانس ایتالیا عضو نظام،مهندسی کانال در ایتا، سروش، بله @ghadiri1404 09203717465 Www.ghadiri.ir ارتباط با قدیری @GhadiriAbyaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
فندهای مختلفی برای باورپذیر کردن ادعای دروغ خود استفاده می‌کنند و افراد خائنی را که به زبان بومی مسلط هستند به کار می‌گیرند. از ترفندهای رسانه‌ای آن‌ها این است که اطلاعات غلط را به نام مراکزی یا شخصیت‌هایی نسبت می‌دهند که به باورپذیری آن کمک کنند. حتی از نوشته‌های آن‌ها نقل احادیثی با ذکر منبع دقیق و ذکر صفحه می‌باشد با این اطمینان ‌که اکثریت دریافت‌کنندگان این پیام‌ها به منبع مذکور مراجعه نمی‌کنند که ببینند این حدیث جعلی است یا واقعی. *تجهیز و تقویت رسانه‌های داخلی بهترین ترفند برای پیروزی در جنگ رسانه* وی تأکید کرد: امروزه با فتوشاپ و امثالهم جعل کردن مطالب حتی با عنوان مطالب سری، کار ساده‌ای است. حتی تکنولوژی جدید اجازه می‌دهد که با استفاده از عکس‌ها، تصاویر متحرکی را ایجاد کنند به نحوی که گویی آن فرد دارد جلو دوربین چنین مطالبی را بیان می‌کند؛ یعنی می‌توانند فردی که چند سال پیش از دنیا رفته مورد استفاده قرار دهند گویی او امروز دارد جلو دوربین مطالبی را می‌گوید. قدیری ابیانه تأکید کرد: درگذشته صوت افراد قابل استناد در دستگاه قضایی نبود چون به‌راحتی می‌توانست صوت را تقطیع و تغییر داد اما امروز تصویر نیز به‌تنهایی کافی نیست بلکه همان‌طور که کارشناسانی برای تشخیص خط یا امضا وجود دارد، کارشناسانی برای فیلم نیز باید اظهارنظر کنند. وی افزود: نمونه دیگر از ترفندهای تبلیغاتی، در شبکه‌های اجتماعی اعلام کردند که وزارت خزانه‌داری آمریکا با انتشار بیانیه‌ای اعلام نموده که در حساب دو هزار و ۵۰۰ آقازاده ایرانی در این کشور، ۱۴۸ میلیارد دلار موجودی وجود دارد، این خبر به گستردگی در ایران پخش شد و این در حالی است که اصولاً وزارتخانه خزانه‌داری آمریکا چنین بیانیه‌ای نداده است و ضدانقلاب برای باورپذیری این ادعا آن را به این وزارتخانه وصل کرده است با این اطمینان‌ که اکثر افراد صحت آن را بررسی نمی‌کنند سفیر اسبق ایران در مکزیک بیان داشت: البته خود خبر هم برای اهل فن دروغ بودنش روشن است زیرا ۱۴۸ میلیارد دلار درآمد سه سال نفت ایران است یعنی به‌طور متوسط در حساب هر آقازاده باید ۶۰ میلیون دلار یعنی معادل هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان باشد که غیر ممکن است ولی این خبر به گستردگی در فضای مجازی منتشر شده و بسیاری دیده و باز ارسال کرده‌اند و تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. *عدم سواد رسانه‌ای مردم حملات رسانه‌ای را مهلک‌تر می‌کند* وی ادامه داد: همین مسئله توسط بسیاری افراد که فاقد سواد رسانه‌ای هستند برای دیگران ارسال می‌شود و این در شرایطی است که تحریم‌ها زندگی مردم را تحت‌فشار قرار داده‌اند و مردم در تأمین مایحتاج خود دچار مشکل هستند و این‌ها باعث می‌شود مردم باور کنند. قدیری ابیانه با اشاره به ایجاد شبهه در مسائل مالی اظهار داشت: وجود اختلاس‌ها و حقوق‌های نجومی برای تعدادی از مسئولین، زمینه باورپذیری این شایعات را فراهم می‌سازد و هزاران کلاغ جلوه می‌دهند، متأسفانه باید گفت یکی از ضعف‌های بزرگ نظام جمهوری اسلامی ضعف در تبلیغات است. سفیر سابق ایران در استرالیا گفت: سواد رسانه‌ای در آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها به‌صورت کاربردی تدریس نمی‌شود و مردم به آن مسلط نیستند، ساعت مفید مطالعه پایین در کشورمان زمینه فریب خوردن از تبلیغات دشمنان فراهم می‌کند، نمونه ضعف تبلیغاتی کشورمان در موضوع خاوری است، چند سال بحث اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در اذهان مردم وجود دارد، عامل اصلی این اختلاس، دستگیر، محاکمه و اعدام شد و مبلغی بالاتر از مبلغ اختلاس شده مصادره و به صاحبین مال بازگشت و خبر اعدام در همان روز اعلام گردید. خاوری برای زمینه‌سازی بخشی از این اختلاس در این پرونده، سه میلیون دلار رشوه گرفت که با نرخ امروز دلار معادل 80 میلیارد تومان است اما اکثر مردم فکر می‌کنند که خاوری سه هزار میلیارد را با خود به آمریکا برده است. *ضعف تبلیغاتی گام‌های مهم قوه‌قضایه خوراک رسانه‌‌های صعودی و آمریکایی است* وی ادامه داد: نشانه ضعف تبلیغاتی ما این است که قوه قضاییه این فرد را در زندان اعدام کرد درحالی‌که باید از دو هفته قبل اعلام می‌کرد که عامل اختلاس سه هزار میلیاردی در میدانی از شهر به دار آویخته خواهد شد. قدیری ابیانه تأکید کرد: اخبار و ابعاد مصادره اموال باید برجسته می‌شد، رسانه‌های ما نباید به درج این خبر که سه سال ذهن مرم را پر کرده است به یک روز اکتفا می‌کردند، مثلاً سیاست خبری صداوسیما این است که اگر در خبر ظهر موضوعی به‌عنوان خبر اول منتشر شد، آن خبر را در اخبار شب به‌عنوان خبر اول پخش نمی‌کند و فردای آن روز نیز آن خبر کهنه تصور می‌شود لذا اگر شما از مردم نظرسنجی کنید، کمتر کسی است که بداند، عامل اصلی اختلاس سه هزار میلیارد تومانی اعدام‌شده و اموالش مصادره و به صاحبان مال بازگردانده شده است و خاوری این میزان را با خود نبرده است. وی افزود: این مسئله نه‌تنها بین مردم
قدیری ابیانه:🔥یکپارچگی ملت؛ هدف جنگ روانی دشمن با کلیدواژه "نارضایتی"/ 📰📺تقویت رسانه‌‌های داخلی بهترین ترفند برای پیروزی در جنگ رسانه‌ای قدیری ابیانه گفت:‌ گرداب خبری رسانه‌های دشمن با کلیدواژه "نارضایتی مردم" از وضع موجود، تزریق مطالبات بیش از توان کشور و ترسیم منافع سرشار، با هدف ایجاد سراب ذهنی در ذهن مردم است که همدلی با مسئولان را به چالش می‌کشد. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، امروز در جنگ رسانه‌ای، تضعیف زیرساخت‌های فرهنگی و اجتماعی کشور و اعتماد اجتماعی مردم هدف قرار گرفته است که اگر بصیرت و آگاهی مردم و همچنین تقویت رسانه‌های داخلی صورت نگیرد، به کشور ضربه وارد می‌شود. امروز پول سعودی، تکنولوژی اروپایی و حمایت سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی آمریکایی و از همه بدتر ضعف‌های درونی رسانه‌ای ایران و لشکریانی که ما را در این عرصه به چالش می‌کشند در یک سو قرار دارند و ما در سویی دیگر هستیم. در راین رابطه محمدحسن قدیری ابیانه در گفت‌وگو با خبرنگار ما اظهار کرد: در رابطه با جنگ رسانه‌ای دشمن علیه ایران گفت: گسترش ابزار رسانه‌ای و تکنولوژی‌های نوین موجب شده است تا استفاده از ابزار جنگ روانی و فریب‌کاری تا حدود زیادی جای اقدامات نظامی و کشورگشایی از طریق نظامی را تحت تأثیر قرار داده و دشمنان را تا حدودی از بکارگیری ابزار نظامی برای سرنگونی نظام‌های مستقل بی‌نیاز کند. *تسخیر ذهن انقلابیون رنگین ابزار دشمنان یک ملت انقلابی است* وی خاطرنشان کرد: حتی از ابزار تبلیغاتی برای بالا بردن ابهت نظامی و حتی ترساندن مسئولین و مردم کشورها و در نتیجه تسلیم آنان به خواست صاحبین قدرت استفاده نمایند، امروز یکی از راه‌های ضربه زدن به منافع یک ملت یا دولت، تسخیر ذهن مخاطبین انقلاب‌های رنگین، بر اساس همین روش است. ذهنیت افراد را به تسخیر خود در آورده و از آن طریق تلاش می‌کند نظام‌های حاکم را سرنگون کرده و بر مقدرات آن کشور حاکم شود. این کارشناس بین‌الملل تصریح کرد: ناراضی کردن مردم از وضع موجود، تزریق مطالبات بیش از توان کشورها و ترسیم مدینه فاضله و منافع سرشار و در حقیقت ایجاد سراب در ذهن از روش‌های این جنگ روانی است. این جنگ‌های روانی یا انقلاب‌های رنگین در برخی کشورهای اروپای شرقی با موفقیت همراه بوده است که از آن طریق توانستند نفوذ خود را در این کشورها گسترش دهند و به حریفان خود ضربه وارد کنند. وی افزود: مشابه آن چیزی که در اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد و امام خمینی (ره) با نامه به گورباچوف سعی کرد آن‌ها را از گمراهی برهاند و به آن‌ها بفهماند که هر چند کمونیست به زباله‌دان تاریخ پیوسته ولی لیبرالیسم راه نجات آن‌ها نیست، پندی که امروزه نه‌تنها برای مردم جهان بلکه برای مردم خود کشورهای غربی که لیبرالیسم در آن وجود دارد عیان و روشن شده است. قدیری ابیانه با اشاره به اهداف دشمن در جنگ رسانه‌ای عنوان داشت: امروزه ترفندهای مختلفی برای تصاحب مغر، فکر و روح مردم جهان از طریق تبلیغات جریان دارد که این توطئه‌ها را در رابطه با کشور خود مشاهده می‌کنیم. *رسانه‌های معاند خیال خام جدایی ظرفیت مردمی از انقلاب اسلامی را در سر دارند* وی افزود: تعداد زیادی شبکه‌های ماهواره‌ای و رادیویی و شبکه‌های اجتماعی که علیه کشور ما بسیج شده‌اند و هزینه‌های هنگفتی گرفته‌اند در همین راستا، آن‌ها می‌خواهند پشتوانه اصلی انقلاب اسلامی که مردم هستند را از انقلاب بگیرند و به اسارت فکری خود درآوردند، از این طریق به انقلاب اسلامی ضربه زده و به اهداف شوم خود دست یابند. سفیر اسبق ایران در مکزیک اظهار داشت: هدف غایی دشمن سرنگون نظام اسلامی، تجزیه کشور و تصاحب منابع ثروت علی‌الخصوص نفت و گاز است و می‌دانند از طریق نظامی این هدف دست‌یافتنی نیست و لذا به ترفندهای رسانه‌ای رو آورده‌اند و در این راه روی افرادی که سواد رسانه‌ای ندارند اما خود را باسواد می‌پندارند، سرمایه‌گذاری کرده‌اند، در حقیقت جنگ روانی، تحریم اقتصادی، تروریسم و تجاوزات نظامی مکمل یکدیگر هستند و با استفاده از این ابزارها تلاش می‌کنند با هزینه کمتر برای خود و اهداف بزرگ دست یابند. *دشمنان با فتنه انگیزی در رسانه‌های معاند نمی‌توانند به هدف غایی خود برسند* قدیری ابیانه خاطرنشان کرد: خوشبختانه تاکنون این توطئه‌ها نتوانسته در انقلاب اسلامی پیروز شود، هر چند مشکلاتی را برای کشور پدید آورده است، مثل فتنه‌هایی که در این 42 سال شاهد آن بوده‌ایم، فتنه‌هایی که هر چند خسارت‌بار بوده است اما نتوانسته است به هدف غایی آن‌که سقوط نظام و سلطه بر ملت ایران بوده است دست یابند. وی گفت: به‌مرور شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان بیگانگان، اهرم قدرتمند این جنگ روانی حساب می‌شوند، دروغ، فریب، تهدید، ارعاب، تخریب از روش‌های به کار رفته در این جنگ روانی است. سفیر اسبق ایران در استرالیا اضافه کرد: از تر
بلکه بین اصحاب رسانه نیز رایج است. از مشکلات مهمی که با آن مواجه هستیم، عدم مهارت در تشخیص اندازه واقعی اعداد و ارقام می‌باشد. این دیپلمات ایرانی بیان داشت: مثلاً در خبرها اعلام می‌شود که معدن طلای ده میلیون تنی در سیستان و بلوچستان کشف‌شده یا یک معدن طلای 30 میلیون تنی در زره شوران کشف‌شده است. بدون اینکه توضیح داده شود که 10 میلیون تن یا 30 میلیون تن وزن معدن طلا است نه خود طلا، مثلاً در معدن طلای سیستان و بلوچستان، از هر یک‌تن معدن طلا یک گرم طلا به دست می‌آید یا از هر یک‌تن معدن طلا در زره شوران، پنج گرم طلا استخراج می‌شود، از این غفلت و ناآگاهی ضدانقلاب استفاده می‌کند و اعلام می‌کند سهم هر ایرانی از این معدن طلا، 100 کیلو طلا است و چون این میزان طلا به دست مردم نمی‌رسد، پس دزدی غوغا می‌کند بلکه باید نحوه پخش اخبار طوری باشد که این اشتباه در ذهن‌ها شکل نگیرد یا مثلاً در خبرها می‌آید که ایران سالانه دو تن طلا در ایران استخراج می‌شود این اعداد در اذهان خیلی تداعی می‌کند چون عادت داریم طلا را با گرم و مثقال بسنجیم، دو تن طلا در سال یعنی به ازای هر 40 ایرانی کمتر از یک گرم طلا در سال که باید هزینه‌های آن را کم کرد. *اعداد و ارقام باید توسط مسئولین آشکار شود تا مردم به رسانه ملی ایمان آورند* وی اضافه کرد: این تصور در برابر درآمدهای نفتی و نیز میزان اختلاس‌ها وجود دارد، مثلاً بارها گفته‌شده ایران بر روی دریای نفت و گاز است، آمارهای روزانه تولید و صادرات نفت نیز بارها در خبرها گفته‌شده است. قدیری ابیانه تصریح کرد: ما در شرایط قبل از تحریم معادل سهمیه اپک، روزی چهار میلیون بشکه تولید می‌کردیم و صادرات ما دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز بوده است و با یک‌ضرب و تقسیم ساده به دست می‌آید به ازای هر ایرانی ماهانه یک و نیم بشکه تولید و صادرات ما ۸۶ صدم بشکه بوده که اگر هزینه‌های آن را نیز کم کنیم چیزی حدود شصت صدم یک بشکه صادرشده است. وی ادامه داد: مثلاً وقتی گفته می‌شود صادرات میعانات نفت و گاز ۱۰۰ هزار میلیارد تومان در بودجه پیش‌بینی شده مردمی که با حقوق و درامد ماهانه سروکار دارند فکر می‌کنند با این مبلغ می‌توان نیازهای مردم را برآورده کرد درحالی‌که این درآمد برای کل کشور یعنی به ازای هر ایرانی ماهانه ۱۰۰ هزار تومان است درحالی‌که تصور مردم این است که با این اعداد می‌توان نیازهای مردم را برآورده کرد. *مقایسه رفاه مردم ایران با دیگر کشور‌ها، راهکار قدیمی دشمن برای تضعیف روحیه ملت* قدیری ابیانه با اشاره به درآمد نفتی ایران تصریح کرد: در بسیاری موارد رفاهیات مردم را با بسیاری کشورها مقایسه می‌کنند بدون اینکه در بقیه موارد مقایسه صورت بگیرد. یک محاسبه ساده در مقایسه جمعیت بومی کشورهای کویت، قطر و امارات و جمعیت این کشورها و میزان جمعیت و صادرات نفت ایران نشان می‌دهد که صادرات نفت این کشورها در هر سال بهوازای هر نفر معادل ۵۰ تا ۶۰ سال صادرات نفت یک ایرانی است و مقایسه‌ها بر اساس نفت‌خیز بودن دو کشور صورت می‌گیرد نه به‌اندازه های آن و متأسفانه هنوز رسانه‌ها و مسئولین کشور ما نتوانسته‌اند که این واقعیت‌ها را برای مردم توضیح دهند. سفیر اسبق ایران در استرالیا گفت: مسئولین ما نیز خود دچار توهم هستند. خیلی ساده می‌توان این موضوع را به دانش آموزان و در کلاس‌های درس حتی به‌صورت طرح مسئله ریاضی توضیح داد. وی در پایان اظهار داشت: به‌هرحال خوشبختانه دشمن در بسیاری از توطئه‌های خود شکست‌خورده و در حالی چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب را جشن می‌گیریم که هر کدام از این توطئه‌ها می‌توانست یک نظام را سرنگون کند، نه‌تنها این تلاش‌ها موفقیت‌آمیز نبوده است بلکه شاهد نفوذ معنوی و فکری جمهوری اسلامی بوده‌ایم و علی‌رغم همه توطئه‌ها پیشرفت‌های چشمگیری در همه زمینه‌ها داشته‌ایم و دشمنان ما خود دچار اضمحلال شده‌اند و در حال فروپاشی‌اند. dana.ir/1703731
💠 احمدی‌نژاد از دایره نظام خارج شده و دیگر اعتقادی به روحانیت، ولایت فقیه و مرجعیت ندارد 🔻محمدحسن ‌قدیری‌ ابیانه، فعال سیاسی اصولگرا : احمدی‌نژاد حتماً در انتخابات ۱۴۰۰ ثبت‌نام خواهد کرد و حتماً رد صلاحیت خواهد شد. 🔻 احمدی‌نژاد دنبال این است که طرفدارانش به سیستم برای تایید او فشار بیاورند. 🔻 فقط کسانی دوباره به احمدی‌نژاد رأی خواهند داد که از مواهب یارانه نقدی بهره برده‌اند اما با احمدی‌نژادی که برای تولد مایکل جکسون پیام می‌فرستد و به آنجلینا جولی پیام اتحاد می‌دهد با احمدی‌نژادی که شعار عدالت‌طلبی و ساده‌زیستی می‌داد زمین تا آسمان فرق دارد.
📽فیلم و 📑متن کامل سخنرانی قدیری ابیانه در دانشگاه اونام مکزیک در مورد *حقوق زن در اسلام* به زبان اسپانیایی با زیرنویس فارسی ⏰۵۰ دقیقه 📽نمونه‌ای از سخنرانی‌های منجر به تشرف به اسلام 📽 www.aparat.com/v/SzhRb 📑متن سخنرانی فوق به word 📑 www.yon.ir/oZSp4 ** محمد حسن قدیری ابیانه: Www.ghadiri.ir @ghadiri1404 @Gozideha1404 Instagram.com/ghadiri.ir Aparat.com/dr.ghadiri
قدیری‌ابیانه در گفتگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی مطرح کرد: روایت اولین دیدار با ادواردو آنیلی/ ادواردو چگونه شیعه شد؟/ ماجرای تولید مستند شهید آنیلی آقای حبیب‌الله کاسه‌ساز یک نامه‌ای می‌نویسد به مقام معظم رهبری، فیلم را هم ضمیمه‌اش می‌کند و می‌گوید خواهش می‌کنم نظرتان را بفرمایید. ظاهرا این فیلم را آقای جلیلی دیده بود و حاشیه‌اش چیزی می‌نویسد و پیشنهاد می‌دهد و آقا می‌پذیرند که این فیلم قبل از پخش ملی، به دانشگاه‌ها برود و بصورت میزگرد بررسی بشود تا یک موجی ایجاد شود بعد هم تلویزیون پخش کند. من هم دائم از این جلسه به آن جلسه می‌رفتم، این فیلم را نمایش می‌دادند بعد هم من صحبت می‌کردم. خبر ممنوعیت پخش فیلم توسط وزارت خارجه هم باعث ترغیب بیشتر می‌شد. من همان موقع فردی را ‌دیدم که می‌گفت من خودم پانصد سی‌دی تکثیر کردم دادم. بعد هم تلویزیون پخش کرد و خیلی تأثیرگذار بود. تاریخ انتشار: ۱۳:۴۹ - ۲۴ آبان ۱۳۹۹ - 2020November 14 پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی - علیرضا رضایی و هادی اسفندیاری؛ شهادت ادواردو آنیلی فرزند خانواده معروف آنیلی در 15 نوامبر سال 2000 در ایتالیا که آن را خودکشی جلوه دادند به صدر اخبار جهان رسید. درباره او تاکنون صحبت‌های خبرساز بسیاری مطرح شده است. محمدحسن قدیری‌ابیانه یکی از معدود افرادی است که به خاطر مسئولیتش به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا، در رابطه با آنیلی خاطرات و تحلیل‌های جالبی دارد. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفتگوی تفصیلی با قدیری ابیانه پیرامون فضای سیاسی اجتماعی ایتالیا در دوران مبارزات نهضت اسلامی و شخصیت ادواردو آنیلی است. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. برای ورود به بحث لطفا بفرمائید به نظر شما تمایز جنبش‌ دانشجویی در ایران قبل از قیام امام خمینی(ره) و بعد از آن در چه چیزهایی بود؟ قدیری‌ابیانه: در گذشته دور که اسلام انقلابی معرفی نمی‌شد، تصوری سنتی از اسلام حکمفرما بود. اسلام محافظه‌کار؛ اسلامی که تن به سازش با حکومت می‌دهد؛ کلاً مبارزات مردم مسلمان بر اساس اسلام نبود. این را ما در کشورهای مسلمان دیگر هم می‌بینیم. حتی اگر مسلمان بودند فکر می‌کردند اگر بخواهند مبارزه کنند علم مبارزه، علم مارکسیست است. لذا در کشورهایی که می‌خواستند با ظلم و استبداد و استکبار مبارزه کنند احزاب کمونیست شکل می‌گرفتند یا اگر کسانی هم خودشان را پایبند به اسلام نشان می‌دادند و اعتقاداتی داشتند بر این باور بودند که دین یک چیز شخصی است و مبارزه با ظلم یک مسئله اجتماعی است و علم مبارزه علم مارکسیست است. لذا در کشورهایی که می‌خواستند با ظلم و استبداد و استکبار مبارزه کنند احزاب کمونیست شکل می‌گرفتند یا اگر کسانی هم خودشان را پایبند به اسلام نشان می‌دادند و اعتقاداتی داشتند بر این باور بودند که دین یک چیز شخصی است و مبارزه با ظلم یک مسئله اجتماعی است که این به نوعی در ایران هم اثر داشت. یکی از کسانی که در جنبش دانشجویی روشنفکرانه اثر گذاشت و یک روشنفکر دینی در اثر سخنان او پدید آمد دکتر شریعتی بود. شهید مطهری هم به نوبه خود در دانشگاه فعالیت می‌کرد و اثر داشت. حرکت‌‎های اسلامی که تا قبل از نهضت امام خمینی ظهور پیدا کردند به یک نوعی التقاطی بودند. یک نوع غرب‌زدگی هم باز در این جنبش‌ها شاهد بودیم که نمود آن بازرگان بود و نمونه جدیدترش امثال خاتمی‌اند. این‌ها کسانی هستند که یک نوع احساس خودکم‌بینی نسبت به غرب دارند و فکر می‌کنند که ما اگر بخواهیم اسلام را حفظ کنیم باید با ارزش‌های غربی تطابقش بدهیم و دائم به دنبال این هستند ارزش‌های اسلامی را طوری توجیه کنند که با معیارهای غربی همخوان باشد. خاتمی مدت‌ها مسئول دفتر اسلامی هامبورگ بود و آنجا برای اینکه جوانان را جذب کند تلاش می‌کرد که اسلام را آنگونه تطبیق دهد که این مسئله به باورش هم تبدیل شد و جالب اینکه وقتی که می‌خواستند خاتمی را آنجا بفرستند شهید مطهری می‌گوید که او ظرفیت این کار را ندارد. این مسئله به آنجا رسید که آقای خاتمی گفت اگر بخواهیم بین دین و آزادی یکی را انتخاب کنیم آزادی را انتخاب می‌کنیم. تحرکات دانشجویی هم تحت تاثیر این اندیشه‌ها قرار داشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی جریان جهانی کلاً تغییر کرد. نه فقط ایران، قبلاً در کشورهای اسلامی اگر می‌خواستند مبارزه کنند به نام مارکسیست بود و به نام دین کاری نمی‌کردند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هرکس می‌خواست مبارزه کند به نام اسلام این کار را می‌کرد و ما شاهد شکل‌گیری گروه‌های اسلامی زیادی بودیم که سرسختانه این را در پیش گرفتند و یک جاهایی هم به یک پیروزی‌هایی رسیدند و این پیروزی‌ها هم ادامه دارند به نحوی که حتی اگر دشمن می‌خواست گروه‌هایی را ایجاد کند با مسلمان‌ها مبارزه کند باید این مبارزه‌هایش را در قالب اسلام انجام می‌داد. یعنی اگر شما می‌بینید منافق و کسی که می‌خواهد نفاق به خرج بدهد و نفوذ کند، خودش را به رنگی درمی‌آورد یعنی آن رنگ، رنگ قالب است و این خودش را به آن رنگ درمی‌آورد و رنگ قالب در جهان رنگ اسلام است. روایتی از آشنایی با پسر معروف‌ترین خانواده ایتالیایی / ادواردو چگونه شیعه شد؟ / حمایت رهبری از پخش مستند ادواردو آنیلی یادم می‌آید قبل از انقلاب خبرنگار معروف روزنامه لوموند مقاله‌ای نوشته بود، دیداری هم با امام داشت و مصاحبه هم کرده و گفته بود که من نمی‌دانم که آیا آقای خمینی پیروز می‌شود یا نه، ولی می‌دانم اسلام پیروز می‌شود و این قبل از انقلاب بود. اگر کسی هم می‌خواهد در ایران حکومت کند باید قالبش اسلامی باشد چون اسلام پیروز شده است. یعنی یک عده تحت عنوان مبارزه علیه ظلم گرایش‌هایی داشتند ولی با وقوع انقلاب اسلامی این مبارزات روز به روز اسلامی‌تر شد. شما در سن بیست سالگی یکی از همین تشکل‌های اسلامی، یعنی انجمن اسلامی ایتالیا را راه‌اندازی کردید. چه شد که به فکر تشکیل انجمن افتادید؟ قدیری‌ابیانه: خواهرم در دانشگاه تهران معماری می‌خواند. کارهایی را که در منزل می‌آورد من می‌دیدم و از رشته معماری خوشم آمد. در کنکور شرکت کردم ولیکن معماری قبول نشدم. آن زمان ظرفیت دانشگاه‌ها محدود بود. از آنجا که من به معماری علاقه‌مند بودم تصمیم گرفتم این رشته را در خارج از کشور بخوانم. ایتالیا نسبت به کشورهای دیگر کم‌هزینه‌تر بود یعنی یک خانواده معمولی هم می‌توانست هزینه آنجا را تأمین نماید. قبل از تحصیل در آنجا باید یک امتحان زبان می‌دادیم، من در امتحان زبان قبول شدم و برای تحصیل عازم فلورانس ایتالیا شدم. دانشگاه آنجا کنکور نداشت فقط همان امتحان زبان شرط ورود به آنجا بود. *** جذب دانشجویان توسط تشکل‌های چپ خارج از کشور *** دانشگاه پر از تشکل‌های دانشجویی ایرانی چپ بود. فلورانس که بیشترین دانشجو را داشت هیچ تشکل دانشجویی اسلامی نداشت. تشکل‌های دانشجویی به دنبال جذب دانشجویان جدیدالورود بودند. حالا این جوانی که تازه دیپلم گرفته و در غربت آمده، نمی‌داند کجا باید برود ثبت‌نام کند؟ اعضای این گروه‌ها برای اینکه نیرو جذب کنند وروردی‌های جدید را به خانه‌ خودشان می‌بردند و حدود 2 تا 3 ماه نگهداری می‌کردند تا جذب تشکیلات‌شان بشوند. بین تشکل‌های آنجا بر سر جذب نیرو رقابت شدیدی بود. لذا اکثر کسانی که می‌آمدند جذب آن‌ها می‌شدند به خصوص که جنبه مبارزه با رژیم پهلوی را هم داشتند. روایتی از آشنایی با پسر معروف‌ترین خانواده ایتالیایی / ادواردو چگونه شیعه شد؟ / حمایت رهبری از پخش مستند ادواردو آنیلی من در آنجا بودم و تماشا می‌کردم. خوشبختانه جذب هیچ کدام از گروه‌ها نشدم. تا اینکه سال 53 به ایران آمدم. خواهر من عضو انجمن اسلامی معماری دانشگاه تهران بود و در جلسات مبارزین انقلابی شرکت می‌کرد. من هم چند باری به مسجد جاوید رفتم و چند باری هم به اتفاق خواهرم در اردوهای مبارزین شرکت کردم و در حاشیه این اردوها با نیروهای انقلابی آشنا شدم. تصمیم گرفتم وقتی به ایتالیا برگشتم در دانشگاه انجمن اسلامی تأسیس کنم. در آن زمان 20 ساله بودم. در تهران با یکی از بچه‌های انجمن اسلامی دانشگاه هامبورگ آلمان آشنا شدم. وقتی رسیدم فلورانس برای تأسیس انجمن دنبال فرد دوم و سوم می‌گشتم. به دلیل قوی بودن انجمن‌های دانشجویی ضداسلامی در ایتالیا اگر کسی اعتقاد به اسلام داشت عقاید خود را پنهان می‌کرد. خلاصه ما به زحمت دو،سه نفری را گیر آوردیم. *** مشکلات تشکیل انجمن اسلامی در ایتالیا *** چطور این افراد را پیدا می‌کردید؟
قدیری‌ابیانه: مثلا یک نفر دیدم که هنگام خداحافظی به دوستانش گفت: یا علی! فهمیدم معتقد است. سعی کردم به او نزدیک شوم تا با کمکش بتوانم انجمن تأسیس کنم. فردی به اسم نجم‌الدین دانشجوی پزشکی بود. یک روز دیدم چپ‌ها پشت سرش دارند حرف می‌زنند و می‌گویند او خیلی مذهبی و دگم است. فهمیدم که این فرد به درد تأسیس انجمن می‌خورد. بعدها فهمیدم نجم‌الدین در تورینو یکی از شهرهای نزدیک فلورانس درس می‌خوانده آنجا مقابلش به پیامبر توهین می‌کردند. نجم‌الدین تحملش سرآمده، آنجا را رها کرده و به فلورانس آمده بود. اینطور به سختی دو سه نفر شدیم و کمی بعد پنج نفر شدیم. فعالیت انجمن هنوز محرمانه بود. من به دلیل سنّ پایین، خودم را در حدی نمی‌دیدم که بتوانم با تشکل‌های دیگر بحث کنم. مضاف بر اینکه آن‌ها تعدادشان خیلی زیاد بود. دولت و سفارت علیه ما بود، جو ایتالیا هم با ما خوب نبود، تشکلات دانشجویی ایرانی هم ضداسلام بود و هیچ جایی برای کمک کردن به ما نبود. *** فعالیت مخفی انجمن اسلامی دانشجویان در ایتالیا *** با این شرایط، فعالیت انجمن را چگونه پیش بردید؟ قدیری‌ابیانه: خرجی که خانواده برای من می‌فرستادند در حد یک زندگی بسیار ساده و معمولی بود و جای پس‌اندازی نبود. در مدت هفت سالی که دانشجو بودم شاید من دو بار هم سوار تاکسی نشده بودم. لباس را از حراجی و یا فروشگاه‌های دست دوم فروشی می‌خریدم و پول خریدن لباس قیمتی را نداشتم. نشریه‌ای به نام قدس که متعلق به اتحادیه انجمن‌های اسلامی در اروپا بود را باید در آنجا پخش می‌کردیم. در شهرهایی که انجمن اسلامی فعالیت علنی داشت این نشریه را می‌فروختند ولیکن ما به دلیل فعالیت غیرعلنی نمی‌توانستیم بفروشیم. به صورت مخفیانه در مکان‌های عمومی دانشگاه از قبیل رستوران و ... قرار می‌دادیم تا دیگران نشریه را مطالعه کنند، و از طرفی هم باید پول نشریه‌ها را به انجمن پرداخت می‌کردیم زیرا آن‌ها هم بودجه آنچنانی نداشتند. برای پخش نشریه باید از جیب خودمان هزینه می‌کردیم، ما هم پولی نداشتیم. مجبور بودیم از خورد و خوراکمان بزنیم تا پول نشریه را تأمین کنیم. *** کاپوچینوی ایتالیایی در راه مبارزه *** بعنوان مثال پول نشریه 100 لیر بود و از طرفی هم کاپوچینو 100 لیر بود. کاپوچینو ایتالیا هم معروف بود؛ هر وقت می‌خواستم کاپوچینو بخورم به خودم نهیب می‌زدم و می‎گفتم با این پول می‎توانی یک نشریه بخری و شاید از این طریق یک نفر جذب و هدایت بشود. پولی که قرار بود با آن کاپوچینو بخورم را برمی‌داشتم روی پول‌های انجمن می‎گذاشتم. حتی یادم می‌‌آید یکبار کاپوچینو خوردم و دچار عذاب وجدان شدم، خودم را جریمه کردم، که در ایران مردم دارند مبارزه می‌کنند تو داری اینجا کاپوچینو می‌خوری؟ حدود 50 دلار خودم را جریمه کردم. 50 دلار خرج یک ماهم بود. معادل 500 یوروی امروز. تصمیم گرفتیم فعالیت‌های انجمن را در سراسر ایتالیا دنبال کنیم. برای تبلیغ انجمن در شهرهای دیگر ایتالیا مجبور بودم با قطار سفر کنم و از طرفی هم پولی نداشتم که بخواهم بلیط قطار بخرم. مجبور بودم برای تأمین هزینه سفرها دنبال کار بگردم. روایتی از آشنایی با پسر معروف‌ترین خانواده ایتالیایی / ادواردو چگونه شیعه شد؟ / حمایت رهبری از پخش مستند ادواردو آنیلی *** کارگری در راه اسلام *** یک شب دیدم پیرمردی در خیابان‌های سنگی فلورانس گاری‌اش گیر کرده است. رفتم کمکش کردم. گاری را تا مقصد مورد نظرش هول دادم. پیرمرد بعد از کمک من، از من خوشش آمد و پیشنهاد کار داد. من گفتم که من تحصیل می‌کنم و روزها دانشگاه هستم نمی‌توانم کار کنم. پیرمرد گفت موظف نیستی هر روز بیایی. شب‌ها دو ساعت بیشتر کار نداریم. هروقت که آمدی هر میزان کار کردی حقوق می‌گیری. حساب کردم با پولی که دریافت می‌کنم بخشی از خرج انجمن را می‌توانم تأمین کنم. چطور با این کار کنار آمدید؟ قدیری‌ابیانه: ابتدا کار با گاری برای من سخت بود چون فلورانس شهر کوچکی بود و من را می‌شناختند و امکان داشت که من را حین کشیدن گاری ببینند. بعد با خودم گفتم یک عده برای پیروزی اسلام دارند شکنجه می‌شوند و کلی آدم کشته شدند بعد من برای پیروزی اسلام حاضر نیستم کار کنم؟! خلاصه با خودم کنار آمدم و با خودم گفتم برای اسلام این کار را می‌کنم. هر موقع که در فلورانس بودم شب‌ها می‌رفتم با جابجایی گاری کار می‌کردم. *** خواب مبارزاتی در کیوسک تلفن *** دیگر با این پول می‌توانستم با قطار به شهرهای مختلف سفر کنم. به دلیل کمبود بودجه نمی‌توانستم در مهمان‌سرا بخوابم، طوری سفر می‌کردم که شب‌ها داخل قطار و یا سالن انتظار راه‌آهن باشم و یا بعضی اوقات در پارک و در مواقع سرما هم گاهی در کیوسک تلفن می‌خوابیدم.
اطلاعیه‌های انجمن را خودم تنظیم و تایپ می‌کردم بعد یک‌نفره در دانشگاه‌ها، روزنامه‌ها و احزاب ‌می‌چسباندم. تا اینکه کم‌کم افرادی به انجمن پیوستند. اگر در هر شهری یک نفر عضو داشتیم شب‌ها خانه آن فرد می‌خوابیدم. خلاصه انجمن به وسیله همین نشریات، کتب و بیانیه‌ها در سراسر ایتالیا گسترش پیدا کرد. با زحمت فراوان حساب بانکی با اسم مستعار باز کردم و آدرس پستی مستعار تهیه کردم. در هشت شهر با هشت کتابخانه به سختی توافق کردیم که کتاب‌های ما را بفروشند. این کتاب‌ها متعلق به اتحادیه بود. کتاب‌ها را خودم با چمدان و کوله‌پشتی به این شهر و آن شهر می‌بردم. بخاطر حمل بیش ازحد بار سنگین مجبور شدم عمل جراحی کنم. هر بار که به کتاب‌فروشی‌ها می‌رفتم کتاب‌های قبلی را تسویه می‌کردم و کتاب جدید به آن‌ها می‌دادم. وجوه دریافتی را هم برای اتحادیه انجمن اسلامی می‌فرستادم. در برگه‌های کوچک به اندازه کف دست آدرس کتابفروشی‌هایی که کتاب‌های انجمن را داشتند چاپ کرده بودم و روی میز‌های رستوران‌‌های دانشجویی قرار می‌دادم. همه فکر می‌کردند که این کار را یک انجمن بزرگ انجام داده است و نمی‌دانستند که من یک نفری این کارها را انجام داده‌ام. همین فعالیت‌ها باعث شد که دانشجویان طرفدار اسلام بفهمند که یک تشکل اسلامی وجود دارد و تا حدودی ریشه جذب تشکلات غیر اسلامی خشک شد و انجمن اسلامی همه جا پا گرفت و تبدیل به بزرگترین تشکل دانشجویی در ایتالیا شد. شما این اقدامات را در حالی انجام دادید که گروه‌های چپ هم به شدت در خارج از کشور فعال بودند. از طرفی ساواک هم به شدت مشغول رصد و بررسی بود. نیروهای امنیتی رژیم پهلوی شما را زیر نظر نداشتند؟ قدیری‌ابیانه: یکی از بچه‌های انجمن به ایران آمد. وقتی برگشت گفت من را ساواک گرفت و من هم دیدم که فعالیت‌های انجمن را شناسایی کرده‌اند. تو را لو دادم و اگر اسم تو را نمی‌گفتم من را نگه می‌داشتند. برادر من را هم که از اعضای اولیه انجمن بود گرفتند ولی از فعالیت‌های انجمنی او خبر نداشتند، و از او در مورد من سؤال کرده بودند. من هم که دیدم لو رفتم به دلیل اینکه احتمال دستگیری‌ا‌م بود قید رفتن به ایران را زدم. *** علنی شدن فعالیت انجمن اسلامی در ایتالیا *** وقتی دیدم که ساواک من را شناسایی کرده تصمیم گرفتم فعالیت‌های خود را علنی کنم. دیگر علنی بین دانشجویان سخنرانی می‌کردم. از طرف دولت ایتالیا هم محدودیتی نداشتم ولی چپی‌ها خیلی عصبانی بودند. با علنی شدن حرکت انجمن افراد بیشتری جذب شدند و از طرفی تشکلات چپی جمعیت‌شان محدودتر می‌شد، تا جایی که وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد انجمن ما بزرگترین تشکل دانشجویی در ایتالیا بود. با دیگر مبارزین خارج از کشور و جریانات متصل به حضرت امام خمینی چگونه ارتباط داشتید؟ قدیری‌ابیانه: امام که رفتند نوفل‌لوشاتو من هم به آنجا رفتم. دو بار به نوفل‌لوشاتو سفر کردم. یک مرتبه به مدت سه روز و مرتبه دیگر یک ماه طول کشید. خیلی دوست داشتم آنجا بمانم و لیکن با خودم گفتم باید برگردم و باید در آنجا مبارزات را ساماندهی کنم. احساس کردم در ایتالیا مفیدتر هستم. آنجا بین دلم و وظیفه گزینه دوم را انتخاب کردم و اگر دوباره برگردم به آن زمان شاید حرف دلم را انتخاب کنم. هنوز افسوس جدایی از امام را می‌خورم و ای کاش با امام به ایران برمی‌گشتم. روایتی از آشنایی با پسر معروف‌ترین خانواده ایتالیایی / ادواردو چگونه شیعه شد؟ / حمایت رهبری از پخش مستند ادواردو آنیلی ***دعوت از امام خمینی برای عزیمت به ایتالیا *** چه خاطره‌ای از آن روزها دارید؟ قدیری‌ابیانه: من با مسئولین احزاب و سندیکاهای مختلف از جمله حزب کمونیست در ایتالیا دیداری داشتم و آن‌ها گفتند اگر امام بخواهد به ایتالیا بیاید ما حمایت می‌کنیم. اگر شما به دیدار امام رفتید این پیغام ما را به امام برسانید. من با امام در حین حرکت‌شان از مکان ملاقات‌های مردمی به سمت منزلی که برایشان گرفته بودند صحبت کردم و خدمت ایشان عرض کردم که من مسئول انجمن اسلامی ایتالیا هستم و اگر فرانسه به شما اجازه نداد که بمانید ما ایتالیا را مناسب می‌بینیم و سندیکاها هم حمایت خود را از حضور شما اعلام کرده‌اند. امام فرمودند که اینجا در راه نمی‌شود صحبت کرد بعدا بیایید صحبت کنیم. ما هم وقت گرفتیم و با بچه‌های انجمن به ملاقات امام رفتیم و من مجددا حرف‌های آن روز را تکرار کردم. امام فقط گوش دادند. ما منتظر جواب بودیم. به امام عرض کردیم جواب چه شد؟! امام فرمود: «شما گفتید من هم شنیدم» و پاسخی ندادند. بعدها در گزارشات ساواک خواندم که حزب کمونیست اعلام کرده اگر امام بخواهد به ایتالیا بیاید ما حمایت می‌کنیم. من این حرف را فقط در جلسه با امام زدم. برای من سؤال بود که این حرف چگونه به گوش ساواک رسیده است. این نشان می‌دهد که چه کنترلی داشتند. ***واکنش امام به دزدی چپی‌ها ***
من به تنهایی سمت سفارت رفتم بعد به یکی از دوستان زنگ زدم و گفتم اگر برنگشتم بدان که من آنجا گیر کرده‌ام. رفتم و هنوز ساعت کاری ادامه داشت. زنگ سفارت‌خانه را زدم. دربان ایتالیایی سفارت آمد و از پشت میله‌ها گفت: بفرمایید! گفتم می‌خواهم با آقای سفیر ملاقات کنم. گفت وقت ملاقات دارید؟ گفتم: خیر! رفت و بعد چند دقیقه برگشت و گفت شما که هستید و چه کار دارید؟ گفتم: «من قدیری هستم نماینده دولت موقت انقلاب اسلامی ایران! آمدم سفارت را تحویل بگیرم.» در آن زمان 25 سال داشتم، تعجب کرد و دور و بر من را دید متوجه شد که تنها هستم، رفت و بعد از چند دقیقه برگشت و گفت آقای سفیر نیست. گفتم نفر دوم را بگو. رفت و آمد گفت نفر دوم هم نیست، گفتم نفر سوم، گفت هیچ‌کس نیست گفتم این پیغام را از طرف من به همه‌ آن‌ها برسان سفارت را آماده کنند که من برگشتم تحویل بگیرم. خودم هم آماده کرده بودم که هر بلایی سرم بیاورند. می‌دانستم که من را راه نمی‌د‌هند ولی این احتمال هم بود که بگوید حالا داخل بیا! اتفاقاً ساواک هم آنجا دفتر داشت. خودم را حتی برای شکنجه شدن هم آماده کرده بودم. آمدم این سمت خیابان که بروم، ماشین پلیس از آن طرف خیابان آمد و یک دور زد و جلوی من ایستاد. گفت شما درب سفارت بودید؟ گفتم: بله! گفت شما که هستی؟ گفتم: قدیری. گفتند: چه کار داشتی؟ گفتم من قدیری نماینده دولت موقت انقلاب اسلامی هستم و آمدم سفارت را تحویل بگیرم. کارت شناسایی و کارت دانشجویی را نشان دادم و آن‌ها هم مشخصات من را با بیسیم به مرکز پلیس منعکس کردند. دیدند که چیزی ندارم. نیم ساعتی طول کشید و این هم فرصتی بود گفتم باید یک کاری کنم. در این مدت شاه را با موسولینی مقایسه کردم پیش خودم گفتم باید روی مخ این‌ها کار کنیم و این نیم ساعت هم بیکار نمانم. بعد گفتند آقا می‌توانی بروی. هیچ کار خلاف قانونی نکرده بودم. شب رفتم خانه همان کسی که شب قبل بودم. گفت امروز ظهر یکی از کارمندان ساواکی سفارت آمده بود رستوران دانشجویی و گفته بود می‌خواهم به انقلاب بپیوندم. همه به او پشت کردند و گفتند ساواکی برو گم‌شو! هرچی می‌گفت این‌ها فقط فحش می‌دادند. گفتم فردا ظهر هم حتماً برو. اگر دیدی آمد بگو قدیری نماینده دولت موقت می‌خواهد تو را ببیند. اگر شد همان شب‌ قرار بگذار و اجازه نده به فردا موکول شود. او را دیده بود و در یک قهوه‌خانه قرار گذاشته بود. ما رفتیم و دو نفر آمدند که مامور رمز سفارت بودند ولی ساواکی نبودند. گفتند می‌خواهیم به انقلاب بپوندیم و من دعوتشان کردم و تشویق‌شان کردم و اطلاعاتی را هم گرفتم. بعدها فهمیدم که آن روزی که من به سفارت رفتم سفیر رفته و دیگر برنگشته است. این دو نفر هم که یکی‌شان مامور رمز سفارت در رم و دیگری مأمور رمز سفارت در ایتالیا بود و دیگری در حال عبور از ایتالیا بود این یعنی کار ما اثر خودش را گذاشته است. روایتی از آشنایی با پسر معروف‌ترین خانواده ایتالیایی / ادواردو چگونه شیعه شد؟ / حمایت رهبری از پخش مستند ادواردو آنیلی *** برنامه‌ریزی برای آزادی سفارت ایران در رم *** باز مبارزات را شبانه‌روز ادامه می‌دادیم و گفتیم که اینطور نمی‌شود و باید حمله کنیم و سفارت را بگیریم. 22 بهمن ماه در حاشیه رم جلسه گذاشتیم و تا یک تاریخ مشخص کنیم و فراخوان بزنیم همه بچه‌ها از سراسر ایتالیا بیایند. چون ما جا نداشتیم به آن‌ها بدهیم، امکانات نداشتیم، بیایند برای آزادی سفارت جمع شوند. سخت هم بود چون تدابیر امنیتی در سفارت شدید بودند و از چندین لایه تشکیل شده بود. آن موقع انقلاب پیروز شده بود؟ قدیری‌ابیانه: در 22 بهمن داشتم در اتوبوس به سمت محل جلسه می‌رفتم که یک جوان ایرانی را دیدم که فریاد می‌زد رادیو آزاد شد. تا شنیدم پیاده شدم و گفتم چی شده؟ گفت 5 دقیقه پیش رادیو ایران را گوش می‌کردم که یک مرتبه گفت: «اینجا صدای انقلاب اسلامی ایران است» گفتم دیگه چی؟ گفت: مردم، ارتش و رادیو تلویزون را محاصره کرده می‌خواهد پس بگیرد. دیگه چی گفت؟ گفت: ای مجاهدین خلق! چریک‌های فدایی خلق! به کمک ما بشتابید. گفتم به آن‌ها چه ربطی دارد؟ *** فتح سفارت بدون خون‌ریزی *** به سمت سفارت‌خانه رفتم. این بار هوا تاریک شده بود نم‌نم باران می‌آمد و سفارت هم تعطیل بود. زنگ زدم. این بار سرایدار ایرانی سفارت آمد و گفت: بفرمایید! گفتم در را باز کن. من رئیس جدید نمایندگی دولت موقت انقلاب اسلامی هستم. گفت من سرایدار هستم و حق ندارم در را باز کنم. شما باید با کاردار سفارت صحبت کنید. گفتم الان من رئیس نمایندگی هستم. آن رژیم تمام شد و الان ما مسئولیم. گفت ببخشید من نمی‌توانم این کار را بکنم. شما با کاردار صحبت کنید.
یک خاطره دیگری از فرانسه برایتان نقل کنم. یک چادری در حیاط برای ملاقات امام خمینی تهیه شده بود و آنجا نماز جماعت خوانده می‌شد و افراد سؤالات خود را از امام می‌پرسیدند. چپی‌ها عادت داشتند برای تأمین هزینه مبارزات خود از مغازه‎ها دزدی می‌کردند. یک روز یک دانشجویی از امام پرسید با توجه به اینکه بسیاری از صاحبان فروشگاه‌ها صهیونیست هستند آیا می‌شود برای تأمین نیاز مبارزاتی از این مغازه‌ها سرقت کرد و خرج نهضت کنیم؟ امام در پاسخ فرمودند: نه! دوباره آن فرد به توجیه پرداخت و مجددا از امام سؤال پرسید. امام هم در پاسخ گفتند: می‌گویید مجوز دزدی صادر کنم. نخیر! این کار صحیح نیست. عده‌ای از دانشجویان ایرانی مقیم اروپا معمولا به دلیل کمبود بودجه بدون پرداخت پول بلیط سوار اتوبوس می‌شدند. وقتی امام این فتوا را صادر کرد، دیگر بچه‌ها این کار را نمی‌کردند و پیاده می‌رفتند. چپی‌ها یکی از راه کسب درآمدشان در اروپا دزدی بود. فعالیت جریانات دیگر در فرانسه چگونه بود؟ قدیری‌ابیانه: من چون نمی‌توانستم به ایران بیایم بخاطر اینکه مسئول انجمن اسلامی بودم احساس کردم که احتیاج به جلسات مذهبی جهت تلمذ را دارم، بدین خاطر تصمیم گرفتم که تابستان‌ها به کشورهای مختلف اروپا سفر کنم. یکسال به فرانسه رفتم و در آنجا با بنی‌صدر آشنا شدم. بنی‌صدر کلاس‌های دینی هم در منزلش برگزار می‌کرد. جالب اینجا بود که زن و دخترش بی‌حجاب بودند. برای من جای تعجب بود چطور کسی که انقدر دم از اسلام می‌زند زن و بچه‌اش بی‌حجاب هستند؟ بنی‌صدر می‌گفت من در نجف با امام ملاقات کردم و امام به من گفت: انقلاب می‌شود خودت را آماده کن. این یعنی که من رئیس‌جمهور می‌شوم. خلاصه آن زمان گفت من اولین رئیس‌جمهور می‌شوم و شما بیا با من همکاری کن. ***مجادله با بنی‌صدر درباره حکومت ملی و حکومت اسلامی*** بنی‌صدر نشریه‌ای داشت به نام «جبهه ملی» در سربرگ روزنامه‌اش نوشته بود: «حکومت ملی خواست مردم ایران است». آن موقع شعار مردم حکومت اسلامی بود. گفتم چرا نمی‌نویسی حکومت اسلامی خواست مردم ایران است؟ در جواب گفت: ملت مسلمانند وقتی حکومت ملی شد حکومت اسلامی هم می‌شود. گفتم خب بنویس حکومت اسلامی و چون مردم مسلمانند حکومت ملی هم می‌شود! باز جواب داد: نمی‌خواهیم جبهه ملی مبارزات مصدق را مصادره نمایند. روایتی از آشنایی با پسر معروف‌ترین خانواده ایتالیایی / ادواردو چگونه شیعه شد؟ / حمایت رهبری از پخش مستند ادواردو آنیلی ***رد پیشنهاد همکاری بنی‌صدر و قطب‌زاده *** خلاصه اینکه چون مسئول و بنیانگذار انجمن اسلامی در ایتالیا بودم خیلی دوست داشت از طریق من ایتالیا را در اختیار بگیرد و اصرار می‌کرد که من با او همکاری کنم. قطب‌زاده هم بواسطه موقعیت انجمن خیلی دوست داشت که من وارد تشکیلاتش بشوم. من هم گفتم هدف ما اسلام است و هرکس که در راه اسلام کار کند ما کمکش می‌کنیم و اهل پیوستن به گروه‌هایی مثل جبهه ملی نیستیم. شخصی در تورینو به اسم محمد مبلغی معروف به محمد اسلامی که مسئول انجمن تورینو بود پیشنهاد بنی‌صدر را پذیرفته بود. او تا زمانی که به ایران آمدند کنار بنی‌صدر بود. بعد از مدتی هم بنی‌صدر او را بعنوان مدیر شبکه دو منصوب کرد. مبلغی یکی از گزینه‌های بنی‌صدر برای پست نخست‌وزیری بود. من اگر همکاری با بنی‌صدر را قبول می‌کردم تا نخست‌وزیری پیش‌ می‌رفتم و بعد هم ساقط می‌شدم.(خنده) این فرد با بنی‌صدر از ایران خارج شد و در نهایت در خارج از ایران فوت کرد و جنازه‌اش به ایران منتقل شد. مبلغی فرد خوبی بود که متأسفانه فریب بنی‌صدر را خورد. ***فعالیت شبانه‌روزی تا پیروزی انقلاب*** در ایام پیروزی انقلاب چه می‌کردید؟ قدیری‌ابیانه: وقتی از فرانسه برگشتم به پایتخت سیاسی ایتالیا شهر رم رفتم و در خانه یکی از دوستانم به نام حسین قربانی مستقر شدم. شبانه‌روز فعالیت می‌کردیم. فعالیتمان را ادامه دادم تا اینکه امام در 12 بهمن 57 به ایران بازگشتند. من در این مدت یک‌مرتبه شد که سه روز و دو شب نخوابیدم. وقتی امام به ایران برگشت با خودم می‌گفتم که من الان چه کمکی می‌توانم و باید بکنم؟ تا اینکه امام مهندس بازرگان را به عنوان نخست‌وزیر موقت منصوب نمودند. من هر لحظه می‌گفتم باید چه کار کنم تکلیف من الان چیست؟ تا اینکه امام مهندس بازرگان را منصوب کردند و خبرش را فهمیدم. گفتم خب الان دولت قانونی دولت بازرگان است و همه وزارتخانه‌ها و سفارت‌خانه‌ها باید تحت اختیار دولت بازرگان باشد. *** قدیری هستم؛ نماینده دولت موقت انقلاب اسلامی ایران ***
من هم قبل از رفتن به سفارت به همان مامور رمز تلفن زده بودم و گفتم من به سمت سفارت‌ می‌روم تو هم بیا. بعد به سرایدار خیلی قاطع گفتم یا در را باز می‌کنی و این کارت را پای همکاری با انقلاب اسلامی می‌گذارم و به کارت ادامه می‌دهی یا اینکه فردا اخراجی و باید اینجا را ترک کنی. گفت آقا من نمی‌توانم ولی آخرش قبول کرد و همان لحظه مامور رمز هم آمد و گفت باز کن! چرا باز نمی‌کنی؟ آخر در را باز کرد و من داخل رفتم و اینطوری سفارت فتح شد. گفتم کاردار سفارت را بیاورید. به پرویز زاهدی که پسرعموی اردشیر زاهدی بود زنگ زدند. گفت جناب آقای قدیری نماینده دولت موقت اینجا آمدند و می‌خواهند با شما صحبت کنند. گوشی را که گرفتم و گفتم: اَلو! او در جواب گفت؛ چاکرم، مخلصم، دست‌بوسم. سفارت فتح شده بود. گفتم بیایید اینجا کارتان دارم. گفت اگر اجازه بدهید فردا بیایم. همه چیز در خدمت شماست. گفتم باشد ولی تا من نگفتم هیچ‌کس حق ندارد وارد سفارت شود. ***چگونه سفارت شاهنشاهی سفارت جمهوری اسلامی شد؟ *** اولین اقدامات شما پس از فتح سفارت چه بود؟ قدیری‌ابیانه: فردا صبح زود آمدیم. یکی از اعضای انجمن به نام محمد جلالی که بعدها استاد دانشگاه شهید بهشتی شد شبانه داشت عکس امام را می‌کشید. همان عکس معروف امام با مشت‌های گره کرده که شب تا صبح تمامش کرد و روی پارچه کشید و آن را صبح سر در سفارت‌خانه چسباندیم و روی پلاک سفارت شاهنشاهی را هم پوشاندیم و به جای آن نوشتیم سفارت جمهوری اسلامی. آن موقع جمهوری اسلامی نشده بود ولی ما نوشتیم جمهوری اسلامی، چون مردم شعار می‌دادند: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی! بعد به زیرزمین سفارت رفتم. دیدم یک کتابخانه‌ای در آنجاست که آن را مثل سالن کنفرانس درست کردند. میز و صندلی بود و هر کسی که به سفارت می‌آمد به همین جا راهنمایی می‌شد و هیچ کس حق نداشت بالا برود. یک متن فوری هم در اعلام حمایت از دولت موقت بازرگان و انقلاب اسلامی نوشتیم که همه امضا کردند. به همه کارمندان گفته بودم تمام سفارت‌خانه‌ها، واتیکان، سرکنسولگری ایران و دفتر ایران در فائو و بانک جهانی همه باید بیایند و امضا کنند. یک خبرنگار خبرگزاری پارس(ای نا) هم که گذری به رم آمده بود این خبر را به رسانه‌ها داد. ظهر اعلام کنفرانس مطبوعاتی کردیم که اولین کنفرانس مطبوعاتی را بگذاریم و به همه خبرنگارها هم اعلام شد. ساعت 9 صبح ایرانی‌ها جمع شده بودند و من صبح به بچه‌ها گفتم که من این کار را کرده‌ام ولی آماده هستم که این را پای انجمن اسلامی بگذارم و خلاصه به اسم انجمن اسلامی تمام شد. گروه‌های چپ چه موضعی داشتند. دنبال سهم‌خواهی نبودند؟ قدیری‌ابیانه: گروه‌های دیگر هم جمع شده بودند که ماهم بیایم و کمک کنیم. گفتیم: نه! ما اینجا هستیم دیگر. ما همه کارها را انجام می‌دهیم. دیدم که این‌ها رها نمی‌کنند. گفتم خیلی خوب شما بروید جلوی رزیدانس سفیر مراقب باشید چیزی را خارج نکنند. ما هم به محض اینکه نیاز شد به شما اطلاع می‌دهیم که به کمک ما بیایید و به این شکل دفع‌شان کردیم و سر کارشان گذاشتیم. حتی گفتند ما جلسه‌ای داریم همه گروه‌ها در فلان جا جمع می‌شوند. گفتم شما بروید من هم می‌آیم. رفتم آنجا دیدم همه گروه‌ها هستند. خلاصه به نحوی دست به سرشان کردیم. پاریس که بودم با یک نفر آشنا شدم به اسم حسین بنکدار که یک زمانی هم سرپرست شهرداری تهران بود و جزء مبارزین بود و در زندان هم زیاد شکنجه شده بود. آن را هم به همراه خودم آورده بودم و چندتا کنفرانس هم برایش گذاشته بودم. روز 23 بهمن که با او رفتیم سفارت من گفتم که هر چند من می‌توانم اعلام کنم که سرپرست جدید نمایندگی هستم اما تو مبارزی، زندان کشیده‌ای و سن بیشتری هم داری تو را معرفی کنیم. گفت اینطور نمی‌شود که ما باید با مرکز هماهنگی کنیم. همینطور شما بیایی و بگویی ناجور است. گفتم خب چه کسی؟ یا من هستم یا تو ولی حالا می‌خواهی زنگ بزنی و هماهنگ کنی، هماهنگ کن. خلاصه ما در آن کنفرانس او را به عنوان کاردار معرفی کردیم ولی عملاً من خودم سفارت و کنفرانس مطبوعاتی را اداره می‌کردم. اینطوری سفارت فتح شد. ما یک شیشه قاب عکس شاه را هم نشکستیم و عکسش را از قاب درآوردیم و کوچک‌ترین خسارتی به اموال سفارت وارد نشد. چند روز بعد یکی از بچه‌ها می‌گفت از اتاق رمز صدای خرد کردن و نابود کردن اسناد می‌آید. همان شخص که به ما پیوسته بود ظاهراً داشت اسناد را خرد می‌کرد و از بین می‌برد ما رفتیم که مچ او را بگیریم که یک درگیری هم آنجا پیش آمد. او بعدها در وزارت خارجه کارمند زیرمجموعه خود من شد و از کارش راضی بودیم. روایتی از آشنایی با پسر معروف‌ترین خانواده ایتالیایی / ادواردو چگونه شیعه شد؟ / حمایت رهبری از پخش مستند ادواردو آنیلی ***دستور دولت موقت برای تحویل سفارت به عوامل رژیم پهلوی *** رابطه‌تان با ایران چگونه برقرار شد؟ از وزارت خارجه کسی پیگیری نمی‌کرد؟