#سردار_شهید_قاسم_سلیمانے:
همیشه دلم مےخواست🌷
ڪف پاۍ مادرم را ببوسم🌹
ولے نمےدانم چرا این توفیق
نصیبم نمےشد....🥀🍃
آخرین بار قبل از فوت مادرم
ڪه به دیدنش آمدم🕊✨
بالاخره سعادت پیدا ڪردم💠
و ڪف پاۍ مادرم را بوسیدم
با خودم فڪر ڪردم💚
ڪه حتما رفتنےام ڪه خدا🌺
توفیق داد و این حاجتم📿
برآورده شد....🌸🤲🏻
ツ➣| @gharar_shohada_313
#خاطـــره
🍃همرزمشهــید:
✨صبح ها در بیابان های بوکمال هوا به شدت سرد بود.☁️بخاطر سرمای شب و بیداری، صبح ها بی رمق بودیم.😅
💫گاهی که برای نماز صبح📿امکان وضو گرفتن نبود تیمم میکردم.
وقتی موقع نماز ظهر📿 که میشد بابک اجبار میکرد:"
🌙قضای نماز صبح هم بخونید چون نماز صبح بجای وضو تیمم کردین" . . .
#شهید_بابک_نوری
ツ➣| @gharar_shohada_313
💚| قـرارٌ شُـهَـدا بـااِمـامِـ زَمان(عـج) |💚
#خاطـــره 🍃همرزمشهــید: ✨صبح ها در بیابان های بوکمال هوا به شدت سرد بود.☁️بخاطر سرمای شب و بیداری
#شهیدانه🍃🌹
بهش گفتم: بابک من به خاطر خانوادم
نمیتونم بیام دفاع از حرم!
گفت: توی #کربلا هم دقیقا همین بحث بود،
یکی گفت خانوادم
یکی گفت کارم
یکی گفت زندگیم
اینطوری شد که امامحسین(ع) تنها موند...
#شهیدبابکنوری
#یادش_باصلوات
ツ➣| @gharar_shohada_313
❬🔗❤️❭
••
عشق یعنی
که به یوسف بخورد شلاقی
درد تا مغز سر و جان زلیخا برود :)
••
#عـآشقآنهـ
#مذهبی
ツ➣| @gharar_shohada_313
سستی کوفیان رقم می زند :
صلح را برای حسن (ع)🙃
قتلگاه را برای حسین (ع)😞
و تو ..🙂
هر روز از خودت بپرس،🤔
سستی ما چه رقم می زند برای مهدی موعود😔🥀
#تلنگرانه🌱☘
'💚🌿'
-تمام اعتقاد ما همین است
-فقط حیدر امیرالمؤمنین است
-دوروزتاعید #غدیر !-☘
ツ➣| @gharar_shohada_313
7.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاعلیجان🤲🤩
#سلام_مولای_من
گل نرگس نظری کن که جهان بیتاب است
روز وشب چشم همه منتظر ارباب است
مهدی فاطمه پس کی به جهان می تابی
نور زیبای تو یک جلوه ای از محراب است
ツ➣| @gharar_shohada_313
‹ ☁️🖤 ›
°•🔗📔•°
•
#برگه_امتحان📑
+سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید:🤔
+این روزها شهدای زیادی رو پیدا میکنن و میارن ایران...😐
+به نظرنتون کارخوبیه⁉️🤔
+کیا موافقن؟؟؟ ✅
+کیامخالف؟؟؟؟ ❌
_اکثر دانشجویان مخالف بودن❕❌😡
_بعضی ها میگفتن: کارناپسندیه....نباید بیارن...😏
_بعضی ها میگفتن: ولمون نمیکنن ...گیر دادن به چهار تا استخوووون... ملت دیوونن❕"😤
_بعضی ها میگفتن: آدم یاد بدبختیاش میفته❕😰
+تا اینکه استاد درس رو شروع کرد ولی خبری از برگه های امتحان جلسه ی قبل نبود...📄
_همه ی سراغ برگه ها رو می گرفتند.🤔
+ولی استاد جواب نمیداد...😐
_یکی از دانشجویان با عصبانیت گفت:استاد برگه هامون رو چیکار کردی❓
_ شما مسئول برگه های ما بودی❓😡😤
+استاد روی تخته ی کلاس نوشت: من مسئول برگه های شما هستم...🤔📝
+استاد گفت: من برگه هاتون رو گم کردم و نمیدونم کجا گذاشتم؟🤔⁉️
_همه ی دانشجویان شاکی شدن.
استاد گفت: چرا برگه هاتون رو میخواین⁉️⁉️
_گفتند: چون واسشون زحمت کشیدیم😓
_درس خوندیم📚📖🖊
_هزینه دادیم💵💶💷
_زمان صرف کردیم...🕒
+هر چی که دانشجویان میگفتند استاد روی تخته مینوشت...📝
+استاد گفت: برگه های شما رو توی کلاس بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه❓
_یکی از دانشجویان رفت و بعداز چند دقیقه با برگه ها برگشت ...📄📄📄
+استاد برگه ها رو گرفت و تیکه تیکه کرد.
_صدای دانشجویان بلند شد.😱😱😱
+استاد گفت: الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین! چون تیکه تیکه شدن!😌
_دانشجویان گفتن: استاد برگه ها رو میچسبونیم.
+برگه ها رو به دانشجویان داد و گفت:شما از یک برگه کاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش کردید تا پیداشون کردید،پس چطور توقع دارید مادری که بچه اش رو با دستای خودش بزرگ کرد و فرستاد جنگ؛ الان منتظره همین چهارتا استخونش نباشه⁉️🤔
+بچه اش رو میخواد، حتی اگه خاکستر شده باشه.😔
_+چند دقیقه همه جا سکوت حاکم شد!
و همه ازحرفی که زده بودن پشیمون شدن!!😔😔😔
💔تنها کسی که موافق بود ....
💔فرزند شهیدی بود که سالها منتظر باباش بود...
•
#شهیدانــه
ツ➣| @gharar_shohada_313